تی تلگرام

  • تاریخ : ۳۰ام آذر ۱۳۹۷

Net Technologies

آبیشک رونگتا کسب‌و‌کار موفق خودش در حوزه آی‌تی‌ را به نام Net Technologies در سال ۱۹۹۷ در کلکته شروع کرد. در طی ۲ دهه او یک زیست‌بوم پر‌رونق فناوری در شهری ایجاد کرد که در مسیر انقلاب دیجیتال قرار دارد.

در یک بعداز‌ظهر آرام ماه سپتامبر در کلکته وقتی که یک جوان ۱۹ساله جسور در نمایشگاه رایانه در بخشی از شهر قدم می‌زد، برایش روشن شد که با کنجکاوی که دارد، آینده‌ای بهتر پیش رو خواهد داشت. سال ۱۹۹۷ بود و زمانی‌که محل نمایشگاه در کلکته بیشتر به خاطر نمایشگاه کتاب مشهور بود تا نمایشگاه رایانه، آبیشک نخستین تجربه استفاده از اینترنت را روی رایانه شخصی‌اش انجام داد.

امروز تقریبا ۲۱ سال پس از آن تاریخ، آبیشک یکی از موفق‌ترین کسب‌و‌کارهای حوزه آی‌‌تی‌ را در اختیار دارد. علاوه بر این، او موفق شده که زیست‌بومی را در بسیاری از شهرهای هندوستان ایجاد کند که شرکت‌هایی موفق‌تر را خلق کرده‌اند.

آبیشک می‌گوید: روی هر صندلی بخش پذیرش در کلکته نشسته و هر دری از هر کسب‌و‌کاری را زده تا آنها را مجاب به خرید محصولات و خدماتش کند. امروز شرکت او گردش مالی ۱۱ میلیون دلاری دارد و رشد سالانه ۱۵ درصد را نشان می‌دهد. ‌معادل ۵۵درصد از کسب‌و‌کار آبیشک از حوزه بیمه است. شرکت او یک محصول کلیدی برای حوزه بیمه طراحی کرده و این در حالی است که این صنعت به آهستگی در حال خروج از برخی نظارت‌هاست. بسیاری از کسب‌و‌کارهای نوپا در حال ورود به این حوزه هستند و همه آنها به یک نرم‌افزار پایه نیاز دارند. اگر این بازیگران جدید به خریداران محصول تبدیل شوند، میلیون‌ها دلار به سمت شرکت آبیشک سرازیر خواهد شد.

سرمایه‌گذار فرشته

آبیشک همچنین از سال ۲۰۰۸ به عنوان سرمایه‌گذار فرشته در حدود ۲۰ کسب‌و‌کار نوپا سرمایه‌گذاری کرده و تعداد زیادی ناکامی و برخی موفقیت‌ها به او آموخته روی شرکت‌هایی شرط‌بندی کند که با آنچه در حال انجام آن است، همراهی داشته باشند. همچنین به جای خرید سهم اندک از شرکت‌ها اینک به دنبال دریافت سهم بزرگ‌تر است و تلاش می‌کند که در مقام یک شریک بنیانگذار ظاهر شود.

آبیشک روی هر صندلی بخش پذیرش در کلکته نشسته و هر دری از هر کسب‌و‌کاری را زده تا آنها را مجاب به خرید محصولات و خدماتش کند. امروز شرکت او گردش مالی ۱۱ میلیون دلاری دارد

آبیشک وقتی که به گذشته برمی‌گردد به خاطر می‌آورد روزی مادرش با یک آگهی درباره نمایشگاه رایانه سراغش آمد و پرسید آیا مایل به بازدید از آن هست؟ و آبیشک به خاطر دارد با خودش گفت: آنچه که در آنجا برای دیدن هست، به من اجازه می‌دهد تا کسب‌وکار خودم را در اینجا شروع کنم. در آن زمان آبیشک از طریق راه‌اندازی اینترنت برای افراد دیگر و آموزش استفاده از مرورگرها برای خودش درآمد کسب می‌کرد.

آبیشک به نمایشگاه رفت و از یک غرفه‌دار پرسید روند دریافت غرفه چیست؟ پاسخ‌ها نشان داد که روند کار دشوار است، بنابراین او راه‌حل ساده‌تری ارائه کرد و خواست که بخشی از غرفه او را در اختیار بگیرد و وقتی که با پیشنهاد در اختیار گرفتن نیمی از غرفه آن فرد به قیمت ۶،۰۰۰ روپیه مواجه شد، تنها پذیرفت آن را با ۳،۰۰۰ روپیه بگیرد در حالی‌که این پول را هم در اختیار نداشت. بنابراین نیمی از محل خود را به یکی از دوستانش اجاره داد و در یک چهارم از غرفه‌ای که در اختیار داشت آگهی نصب کرد که حاضر است درقبال دریافت ۳،۰۰۰ روپیه یک وب‌سایت اختصاصی برای مشتری متقاضی طراحی کند. او در این فکر بود که تنها یک مشتری می‌تواند هزینه اولیه را پوشش دهد، اما در روز نخست یک مشتری پیدا کرد و در روز بعد دو مشتری جدید دیگر.

در ادامه این مسیر بود که آبیشک وارد حوزه میزبانی دامنه‌های اینترنتی شد و متوجه شد که گرچه طراحی وب‌سایت کسب‌و‌کار خوبی است اما میزبانی وب‌سایت‌ها کسب‌و‌کار بهتری است. بنابراین یک کسب‌و‌کار میزبانی از شرکتی ایتالیایی خرید و متوجه شد که می‌تواند خدماتی به ارزش ۶،۰۰۰ روپیه خریده و به قیمت ۲۵،۰۰۰ روپیه بفروشد و به این ترتیب تبدیل به یکی از معدود افرادی شد که در کلکته خدمات میزبانی وب‌سایت ارائه می‌کردند. او اندک اندک چرخه کامل تامین در این حوزه را در اختیار گرفت و به تدریج در سال ۱۹۹۸ و ۱۹۹۹ ۸۰ درصد از سهم بازار این حوزه در کلکته را در اختیار داشت.

نوشته سماجت در کلکته اولین بار در هفته‌نامه شنبه. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۳۰ام آذر ۱۳۹۷

کانورت‌کیت

هر سال دو مرتبه همه کارکنان شرکت در حال رشد در حوزه بازار ایمیل کانورت‌کیت ConvertKit برنامه‌ای برای دیدار گروه‌های کاری برگزار می‌کنند که در آن هر‌کس روی یک صندلی داغ نشسته و سایرین درباره او صحبت می‌کنند. این صحبت‌ها به گونه‌ای بدون سانسور انجام می‌شود که گویا آنها در آن محل نیستند. پس از ۱۰ دقیقه آنها به مدت ۵ دقیقه فرصت دارند تا پرسش‌هایی بپرسند و پاسخ‌های خود را هم بدهند.

نیتان می‌گوید: «هدف ما آن است که فرهنگ بازخورد مستقیم را ایجاد کنیم.» در غیر این‌صورت ایجاد ارتباطی که فضای همکاری را رشد دهد، برای همه ۳۵ عضو گروه که در دسته‌های دور از هم کار می‌کنند، دشوار می‌شود. کانورت‌کیت در سراسر آمریکا، کانادا، هندوستان و اروپا پراکنده شده و آنها علاوه بر این نشست‌های دومرتبه در سال، از طریق برخی بسترهای ارتباطی همچون Slack و Basecamp و Zoom هم با یکدیگر تعامل دارند.

این تمرینات یکی از انگیزه‌هایی است که نیتان برای ایجاد حس همکاری و شفافیت انجام می‌دهد. کار او در موضوع بازخورد مستقیم از طریق شرکتش، گسترش بازار، نحوه پرداخت دستمزد کارکنان‌ و سیاستی باز که سهامداران را به وسیله یک وب‌سایت عمومی در جریان مسائل مالی قرار می‌دهد، نمایان می‌شود.

عامل موفقیت کانورت‌کیت

این شرکت در سال ۲۰۱۳ تاسیس شده و یک ابزار نرم‌افزاری را ارائه می‌کند که ایجاد برنامه‌های تبلیغاتی از طریق ایمیل را تسهیل می‌کند. شرکت در حال حاضر ۱۸هزار مشتری دارد که برای استفاده از خدمات حق عضویت می‌پردازند که از جمله آنها می‌توان به نویسندگانی همچون تیم فریس و گرچن رابین اشاره کرد.

نیتان بری این شرکت را به عنوان یک چالش شخصی در سال ۲۰۱۳ تاسیس کرد و معادل ۵هزار دلار برای آن سرمایه تخصیص داد و حدود ۶‌ماه وقت صرف کرد تا آن را به مرحله‌ای برساند که در محدوده زمانی مشخصی درآمد ماهیانه داشته باشد. یک‌سال و نیم بعد درآمد شرکت به میانگین ۱،۵۰۰ دلار رسید و نیتان می‌دانست که نه می‌تواند آن را ببندد و نه کار را ادامه دهد و برای غلبه بر این وضعیت حدود ۵۰هزار دلار دیگر برای ادامه کار سرمایه‌گذاری کرد که تقریبا همه پس‌اندازش را دربرمی‌گرفت.

موفقیتی که نیتان به دست آورده، مدیون روشی است که در کارش در پیش گرفته، بازخورد مستقیم! در سال گذشته این شرکت که در آیداهوی آمریکای مستقر است، چنان رشدی کرده که به درآمد ۹٫۵ میلیون دلاری رسیده

او در ادامه گروهی از افراد را به کار گرفت تا فروش شرکت را دوبرابر کند. ۲ سال بعد شرکت موفق شد که درآمد سالانه‌اش را به ۴ میلیون دلار برساند و در سال ۲۰۱۷ این رقم به ۹٫۵ میلیون دلار رسید. این در حالی است که نیتان انتظار دارد درآمد شرکت در انتهای سال ۲۰۱۸ به ۱۴ میلیون دلار رسیده باشد. درحال حاضر شرکت در هر ماه حدود ۱٫۰۲ میلیون دلار درآمد دارد.

روش بازخورد مستقیم

موفقیتی که نیتان به دست آورده، مدیون روشی است که در کارش در پیش گرفته، بازخورد مستقیم! به نظر می‌رسد که این روش غیرمتعارف بازدهی داشته. در سال گذشته این شرکت که در آیداهوی آمریکای مستقر است، چنان رشدی کرده که به درآمد ۹٫۵ میلیون دلاری رسیده و این رشد بیش از دو برابر درآمد آن در سال ۲۰۱۷ است که باعث شد در سال ۲۰۱۸ در فهرست ۵۰۰ شرکت در حال رشد سریع در آمریکا قرار بگیرد. همچین نام نیتان در همین سال در فهرست مدیران موفق زیر ۳۰ سال درج شد.

نیتان خشنود است که این تعهد به شفافیت و مبادلات پویا کلید موفقیتش بوده‌ و می‌گوید: شرکت کار تمرین بازخورد ناخواسته را شروع کرده چرا که شخصا نتایج این روش را دیده. این روش یک قاعده متعارف در گروهی بوده که با آن ارتباط داشته که کارشان ارائه حمایت و راهنمایی‌هایی به کارآفرینان است.

بارت بروکس، مدیر ارشد اجرایی شرکت می‌گوید: «انتقادات سازنده‌ای که برخی افراد مایل هستند نمایان نشود، احتمالا همان چیزهایی است که موجب رشد می‌شود.» برخی ‌کارکنان شرکت معتقدند که این تمرین دست‌کم در ابتدا هولناک است و برخی در جریان انجام آن به گریه می‌افتند.

نیکلاس جرماین، مدیر بخش مشتریان که تا‌کنون ۵ مرتبه این‌کار را انجام داده، می‌گوید: «در ابتدا ممکن است فکر کنید که همه‌کس در حال گفتن چیزهای بد درباره شما و همه چیزهای خوبی هستند که باید انجام دهید. اما واقعیت بسیار راحت‌تر از این است. ما همیشه درباره این نکته حرف می‌زنیم که چگونه می‌توانیم چیزهایی با دیگران در میان بگذاریم که از آنها افراد بهتری بسازد و از خود می‌پرسیم که چگونه می‌توانیم به آنها در مسیر رشد و بهبودی کمک کنیم؟ همکاران اعتماد دارند که ما نه‌تنها موارد منفی بلکه نکات خوب را هم می‌بینیم. این تمرین برای کارکنان به شکلی درآمده که در انتظار اجرای آن هستند و دریافته‌اند که منجر به نزدیکی بیشتر می‌شود.»

این شیوه البته برای هر شرکتی قابل استفاده نیست. در این زمینه کیم اسکات، نویسنده کتاب «محرک اساسی» معتقد است این شیوه نباید هرگز درباره کسی بدون اطلاع قبلی به کار گرفته شود و حتما باید در یک چارچوب خصوصی از آن استفاده کرد. به همین ترتیب اگر شما متقاضی این برنامه هستید، باید برای شنیدن بازخوردها نسبت به خود هم آماده باشید. نمی‌توانید بدون اینکه ثابت کنید خودتان هم در آن مشارکت می‌کنید، آن را برای دیگران تجویز کنید. بازخورد موثر به صورت شخصی انجام می‌شود و اگر در قالب انتقاد سازنده انجام شود، ثمربخش خواهد بود.

نیتان می‌گوید که راهبرد او در کسب‌و‌کار این است که «هر‌چه میدانی را آموزش بده» که او آن را از خانه‌ای با ۵ خواهر و برادر آموخته. او که هیچ کمک‌هزینه‌ای از خانواده دریافت نمی‌کرده از طریق انجام کارهای عجیبی همچون نشاندن حیوانات خانگی برای همسایه کسب درآمد می‌کرده و در سن ۱۲ سالگی کارهای نجاری را آموخته. او تلاش می‌کند که تمایل شخصی‌اش برای کمک به دیگران برای ساختن زندگی را از طریق این شرکت عملی کند.

نیتان می‌گوید بیشتر چیزها را از داستان‌هایی فراگرفته که کارآفرینان در خلال آنها موارد واقعی را به دیگران یاد می‌دهند، مثلا اینکه نویسنده یک کتاب الکترونیک می‌تواند چقدر درآمد کسب کند؟ یا اینکه شرکت‌ها با چه نرخی می‌توانند رشدی پایدار را تجربه کنند؟ او معتقد است داستان‌های عمومی افراد که حاوی اعداد واقعی نباشد، برایش مفید نیست.

شرکتی که نیتان ایجاد کرده اخیرا سیاست درهای باز خود را توسعه داده به گونه‌ای که هر یک از کارکنان می‌تواند به یک صفحه گسترده آنلاین دسترسی داشته باشد که حاوی فهرست حقوق و دستمزد کارکنان در هر سطح و موقعیت، البته بدون ذکر نام، است.

علاوه بر این، نیتان وضعیت مالی شرکت را در یک وب‌سایت عرضه می‌کند که به صورت زمان حقیقی بهنگام می‌شود. در واقع وقتی که در سال ۲۰۱۳ این شرکت تاسیس شد، او در وبلاگش نوشت: اگر شرکت به تعداد اندکی از سازندگان کمک کند که از طریق سرمایه‌گذاری‌های نرم‌افزاری‌شان یا هر کار دیگری که شروع می‌شود، زندگی بهتری بسازند، حتی اگر این کار منجر به کمک به رقبا شود، کاری ارزشمند انجام شده.

نیتان اخیرا درباره بازگشت سرمایه برنامه دوساله ۵۰۰هزار دلاری بازسازی نشان تجاری‌شان نکاتی را نوشت. آنها در ماه ژوئن نام شرکت را به Seva تغییر دادند که کلمه‌ای سانسکریت و به معنای «خدمت غیرخودخواهانه» است. او می‌گوید: این عبارت با تجربه کاری شرکت تطبیق دارد‌ و بیانگر ماموریتی است برای کمک به سازندگان برای ساخت زندگی‌شان‌ و این دستورالعمل را هم به کارکنان گوشزد می‌کند که سخاوتمند باشند حتی اگر به معنای از دست دادن پول است.

نوشته بازخورد مستقیم در کانورت‌کیت! اولین بار در هفته‌نامه شنبه. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۹ام آذر ۱۳۹۷

برندسازی شخصی

برندسازی شخصی یا Personal Branding یکی از اصطلاحات و مفاهیم پراهمیتی است که امروز در دنیای اقتصادی و تجاری جهان کاربرد زیادی پیدا کرده و بیشتر مربوط به فرایند برند اشخاص است، به این معنا که بسیاری از کسب‌وکارهای موفق امروزی، برندهای معروفی شده‌اند که در کنار نام تجاری، اسامی صاحبان و مدیران آنها نیز تبدیل به یک برند شده است.

بسیاری از افراد به دنبال ساختن برند شخصی خود هستند، به بیان دیگر، می‌توان دو نوع برند را از یکدیگر متمایز کرد؛ یکی برندی که مربوط به یک کسب‌وکار خاص است و دیگری برندی که برای یک انسان تعریف می‌شود.

فرایند برندسازی شخصی اگر به‌درستی انجام پذیرد، می‌تواند شاخصه‌هایی را برای افراد رقم بزند که خاص هویت آنها شناخته شود. بر این اساس، حتما نباید صاحب یک برند تجاری معروف باشید تا بتوانید برند شخصی خود را بسازید، بلکه در مقام یک کارمند، یک مدیر و یا سایر شغل‌هایی که می‌توان داشت، ساختن برند شخصی و ایجاد یک هویت مستقل برای خود، امکان‌پذیر است.

برند شخصی این امکان را به افراد می‌دهد که دارای یک هویت مستقل شوند و فرایندهای تجاری و کاری خود را با هویت مذکور انجام دهند، البته این هویت زمانی تأثیرگذار خواهد بود که فرایند برندسازی شخصی به‌درستی انجام شود، در ادامه ۵مرحله اساسی را در این فرایند معرفی می‌کنیم:

ارزش خود را بشناسید

افراد زیادی وجود دارند که قادر به انجام کارهای مختلف هستند، اما برای اینکه بتوانید برند شخصی خود را بسازید، در اولین گام باید ارزش اصلی خود را بشناسید، به این معنا که مهم‌ترین شاخصه‌ای را که در وجود شما قرار دارد و می‌توانید آن را به بهترین نحو انجام دهید، شناسایی کنید.

برای رسیدن به این منظور نیز باید لیستی از مهارت‌ها و نقاط قوت خود را نوشته و به بررسی این نکته بپردازید که ارزشمندترین شاخصه‌هایی که در لیست مذکور جود دارند، کدام هستند؟!‌ شاید اعمال زیادی را بتوانید انجام دهید، اما در اینجا باید به دنبال آن کاری باشید که ارزش شما شناخته شده و در رابطه با کسب‌وکاری که در آن مشغول هستید، بیشترین کارایی را دارد.

نمایش به جای تعریف

بعد از شناختن ارزش‌های اصلی و متمایز خود، دو راه در پیش دارید؛ راه ساده‌تر آن است که از طریق رسانه‌هایی که در اختیار دارید، خود را به دیگران معرفی کنید و به تعریف ارزش‌های خود بپردازید و این در حالی است که راه دوم، کاراتر خواهد بود. راه دوم این است که ارزش‌های خود را در معرض نمایش بگذارید.

رشدی که فضای دیجیتال در دنیای امروز داشته است، می‌تواند شما را در فرایند به نمایش گذاشتن ارزش‌ها بیشتر یاری کند، بر این اساس از به نمایش گذاشتن خود در فضای مجازی غافل نباشید و حتی با طراحی یک پلتفرم، به طور خاص‌تری ارزش‌ها و مهارت‌های خود را به دیگران نشان دهید. مطمئنا در پیش گرفتن چنین فرایندی در ساختن برند شخصی و ایجاد یک هویت مستقل برای شما بسیار کارآمد خواهد بود.

ارزش خود را قیمت‌گذاری کنید

این مرحله به این معنا نیست که شما در مصاحبه‌های شغلی که دارید، روی ارزش‌های خود یک قیمت واحد را گذاشته و بر آن تأکید کنید. این مرحله به این معناست که شما قیمت اصلی خود را در رابطه با اعمالی که قادر به انجام آن هستید، در مصاحبه‌های شغلی خود به تصویر بکشید.

برای رسیدن به این منظور نیز بهتر است لیستی از اتفاقاتی که ممکن است در صورت عدم حضور شما  در یک شرکت پیش بیاید، بنویسید و به جای گذاشتن یک قیمت مشخص روی ارزش‌های خود، از ارزش‌هایی صحبت کنید که در نبود شما، از دست خواهند رفت.

با در پیش گرفتن چنین روندی هم ارزش‌های اصلی برند شخصی خود را بازگو کرده‌اید و هم به صورت غیرمستقیم ارزش واقعی خود را به تصویر کشیده‌اید.

فقط تعریف‌کننده خود نباشید!

در فرایند برندسازی شخصی خود از آن دسته افرادی نباشید که مدام از ارزش‌های خود می‌گویند، بلکه اجازه دهید دیگران در مورد ارزش‌های شما صحبت کنند؛ چراکه در این صورت تأثیر بیشتری در روند رشد برند شخصی خود خواهید داشت.

برای رسیدن به این منظور نیز باید در تمام مراحل کاری خود، ارزش‌های مورد نظر را به‌درستی به انجام برسانید تا در مشاغل جدیدتر، گواهینامه‌های قبلی و سخنان افراد دیگر را در تقویت ارزش‌های خود داشته باشید.

نوشته ۴گام اساسی برای ساختن برند شخصی اولین بار در هفته‌نامه شنبه. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۹ام آذر ۱۳۹۷

Chowdy

این طرح ساده به سرعت بزرگ و تبدیل به یک کسب‌و‌کار شد و در طول چند ماه به درآمد ماهیانه ۱۱۰هزار دلاری دست یافت. اما با همان سرعتی که رشد کرده بود، رو به افول گذاشت. کسب‌و‌کار آنها درگیر برخی مشکلات قانونی شد و بنیانگذاران ناگزیر از توقف آن شدند.

استیو کارآفرینی ۲۸ ساله از تورنتو است که فعلا در تایلند مشغول به کار شده و تا پیش از آنکه وارد دنیای کسب‌و‌کار شود، در یک شرکت مشاوره مدیریت کار می‌کرده. او شریک بنیانگذار کسب‌و‌کاری به نام Chowdy است که آن را با دوست دوران کودکی و هم‌خانه‌اش ایجاد کردند.

آنها که برای صرف غذا در خارج از خانه مبلغ زیادی صرف می‌کردند، کسب‌و‌کاری‌ راه انداختند که غذاهایی را بر اساس دریافت هزینه اشتراک ماهیانه به مشتریان جوان متخصص با هزینه معادل ۷٫۹۹ دلار در هر وعده عرضه کند. برنامه آنها این بود که در طرح‌‌هایی تعداد ۶ تا ۱۴ وعده غذایی در هفته را به مشتریان عرضه کنند.

در این میان آنها کار را به این ترتیب تقسیم کردند که استیو مسئول اجرا، فناوری‌ و مالی باشد و همکارش مسئولیت امور مشتریان، بازاریابی و امور خارج از شرکت را برعهده بگیرد، گرچه در عمل هر دوی آنها هرچه را که می‌توانستند انجام می‌دادند.

روش خلاقانه توزیع

کسب‌و‌کار آنها با موفقیت‌هایی رو‌به‌رو شد و توانست در مدت ۲سال معادل ۱٫۳ میلیون برای هر سال درآمد کسب کند در‌حالی‌که یک گروه ۸ نفره را به کار گرفته بودند. دلیل عمده موفقیت آنها این بود که به شکلی خلاقانه و برخلاف سایر عرضه‌کنندگان، محصولات‌شان را برای مشتری ارسال نمی‌کردند. مشتریان بایستی محصولات مورد نظرشان را از یکی از ۴ کافه همکار در مرکز شهر تورنتو دریافت می‌کردند. این کافه‌ها که به صورت مستقل کار می‌کردند بابت ارائه محل نگهداری محصولات و ثبت درخواست‌های مشتریان، در هر ماه به طور متوسط ۵۰۰ تا ۸۰۰ دلار درآمد کسب می‌کردند و البته از درآمدهای جنبی مراجعه مشتریان به کافه خود نیز بهره می‌بردند.

اما این کسب‌و‌کار دچار شکست شد. استیو معتقد است دلایل ناکامی آنها این است که اولا محدوده سود اندکی داشتند. آنها این نگاه خیال‌پردازانه را داشتند که چون هزینه‌ای بابت محل و خدمات پذیرایی همانند رستوران‌ها ندارند، می‌توانند قیمت پایین‌تری روی محصولات بگذارند و همچنان سود خوبی هم ببرند.

همه محاسبات روی کاغذ خوب به نظر می‌رسید اما هزینه‌ها همیشه افزایش پیدا می‌کنند و از آنجا که به عنوان یک امتیاز کلیدی قیمت‌های ثابتی برای محصولات در نظر گرفته بودند، همواره با مشکل کمبود مالی مواجه بودند و هر نوع وقفه در فرآیند موجب زیان مالی شدید می‌شد.

مشکل دوم آنها تغییر زیاد دایره مشتریان بود. مدت زمان تداوم عضویت مشتریان آنها حدود ۹ هفته بود و بیشتر آنها پس از یک هفته از ادامه عضویت منصرف می‌شدند. وقتی که مشتریان از ادامه ارتباط منصرف می‌شوند، بازگرداندن آنها بسیار دشوار است.

استیو و همکارش تلاش کردند مشتریان را با دادن تخفیف برگردانند که این اقدام تنها ۱درصد بازدهی داشت، اما سومین مشکل این بود که الگوی کسب‌و‌کار آنها به نحوی تنظیم نشده بود که قابل توسعه باشد. کسب‌و‌کار آنها مبتنی بر همکاری با اشخاص ثالثی بود که هرکدام ویژگی‌های خاص خودشان را داشتند. نگه‌داشتن آنها کنار هم و در یک برنامه بزرگ عملی نبود و مشکل بزرگ‌تر اینکه آنها خودشان هم وضعیتی پایدار نداشتند.

در کنار همه اینها ادارات بهداشت تورنتو الگوی توزیع محصولات آنها را تایید نکردند و اینکه محصولات در یک بازه ۸ تا ۳۶ ساعته خارج از دسترس تولید‌کننده و در اختیار عرضه‌کننده باشد تا مشتری به آن دسترسی پیدا کند قابل قبول نبود. بنابراین با ارائه تنها یک گزارش درباره نامنا‌سب‌بودن عملکرد استیو و همکارانش، آنها را ناگزیر به بستن کسب‌و‌کار کردند.

نوشته صعود و سقوط رویای غذای ارزان اولین بار در هفته‌نامه شنبه. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۹ام آذر ۱۳۹۷

والنتینو

تولید انواع لباس، کیف و کفش، عطر و … از جمله مهم‌ترین محصولات خطوط تولید برند لاکچری والنتینو محسوب می‌شوند.

در ادامه به معرفی برخی از مهم‌ترین راهکارهای بازاریابی این برند می‌پردازیم.

 گسترش دایره مخاطبان با یک چرخش اساسی

شاید بتوان مهم‌ترین شاخصه برند والنتینو را در سال‌های اخیر، چرخشی دانست که به سوی مردم عادی داشته است، به این معنا که این نام تجاری در عین حفظ موقعیت لاکچری و لوکس خود، به طبقات معمولی‌تر جامعه نیز توجه نشان داده و گروه جدیدتری از مخاطبان را با نام تجاری خود درگیر کرده است.

بر این اساس والنتینو هم یک برند لوکس به شمار می‌رود که طراح لباس‌ سلبریتی‌ها ‌روی فرش قرمز است و هم یک برند برای افرادی که معروف و شناخته‌شده نیستند، اما می‌توانند محصولی از برند والنتینو را برای خود تهیه کنند.

اتخاذ این رویکرد باعث روی آوردن مخاطبان معمولی‌تر به سوی این برند شده و در نتیجه وب‌سایت‌های فروش این نام تجاری، به رونق قابل توجهی دست یافتند.

 انتخاب یک نماد مشخص

از آنجایی که طراح این برند در سال‌های آغازین شکل گرفتن نام تجاری والنتینو، در کارهای خود از رنگ قرمز و طراحی لباس‌هایی به رنگ قرمز استفاده می‌کرد، این نوع طراحی به عنوان یک شاخصه اصلی برای این برند باقی مانده است؛ به طوری که امروز‌ نیز در نمایشگاه‌های مد که این شرکت ترتیب می‌دهد، حتما یک لباس قرمز به نمایش گذاشته می‌شود.

بر این اساس می‌توان گفت که رنگ قرمز به عنوان یکی از نمادهای برند والنتینو شناخته شده و حتی تنوع طرح‌ها و رنگ‌های این برند، رنگ قرمز را از خاطره مخاطبان حذف نکرده است. این نام تجاری نیز با هوشمندی این طرح و رنگ را در مدل‌های خود ادامه داده و باعث تداوم آن در ذهن مخاطبان خود شده است، به طوری که بسیاری از مصرف‌کنندگان این برند که عموما سلبریتی‌ها و افراد سرشناس هستند، پیراهن‌های قرمز این برند را جزئی از هویت آن می‌دانند.

 تمرکز بر خط تولید خاص

برند والنتینو در طول سال‌های فعالیت خود، تمرکز اصلی را روی تولید محصولات زنانه قرار داده ‌و این امر می‌تواند به عنوان یکی از راهکارهای بازاریابی این برند در مرحله تولید به شمار رود.

اگرچه والنتینو یک نام تجاری لوکس به شمار می‌رود که در کنار رقبایی مانند شنل، پرادا و دیور قرار گرفته است، اما نحوه قیمت‌گذاری این برند به شیوه‌ای است که مخاطبان معمولی‌تر نیز می‌توانند مشتری این برند شوند

تمرکز بر خط تولید زنانه باعث رشد این محصولات می‌شود، به طوری که این نام تجاری مطالعات بازاریابی خود را در زمینه مخاطبان زن انجام داده و تمرکز قابل توجهی را در این بخش داشته است. شناختن دقیق مخاطبان زن، بررسی نیازهای آنها و اعمال تجربیات به دست آمده در تولید محصولات زنانه، باعث روند قابل رشدی در تولیدات این برند شده است.

البته شایان ذکر است که برند والنتینو در سال‌های اخیر خطر تولید محصولات مردانه را نیز در دستور کار خود قرار داده است، اما تولیدات زنانه، کماکان به عنوان خط تولید اصلی این برند محسوب می‌شوند.

برند لاکچری با قیمت‌گذاری معتدل

اگرچه والنتینو یک نام تجاری لوکس به شمار می‌رود که در کنار رقبایی مانند چنل، پرادا و دیور قرار گرفته، اما نحوه قیمت‌گذاری این برند به شیوه‌ای است که مخاطبان معمولی‌تر نیز می‌توانند مشتری این برند شوند؛ به این معنا که برای خرید محصولی از این نام تجاری، افراد معمولی‌تر جامعه نیز می‌توانند شانس خود را امتحان کنند و این امر به مسئله قیمت‌گذاری این برند برمی‌گردد.

یک برند لاکچری که در کنار محصولات خاص خود برای شخصیت‌های مشهور، دایره گسترده‌ای از محصولات را نیز تولید می‌کند که نسبت به سایر رقبای خود، قیمت‌های مقرون‌به‌صرفه‌تری دارند و این امر در نهایت به گسترش دایره مخاطبان این برند کمک می‌کند. والنتینو با در پیش گرفتن این شیوه و ارائه قیمت‌های معتدل، دایره گسترده‌ای از مشتریان معمولی را نیز در لیست مصرف‌کنندگان خود قرار داده ‌که باعث بالا رفتن خط فروش این برند می‌شوند.

گسترش و به‌روز‌رسانی سیستم فروش

سیستم فروش و توزیع برند والنتینو دارای دو بخش مجزا‌ست؛ یکی مربوط به مشتریان خاص این برند می‌شود که اغلب به بوتیک‌ها و فروشگاه‌های معروف آن مراجعه می‌کنند و دیگری مربوط به مشتریان معمولی‌تری است که بیشتر از طریق وب‌سایت این برند و فروشگاه‌های آنلاین در ارتباط هستند.

از آنجایی که ارائه قیمت‌های مقرون‌به‌صرفه در راستای سیاست‌های این نام تجاری قرار گرفته، وب‌سایت‌ها، رسانه‌های اجتماعی و شبکه‌های مجازی این نام تجاری، در سال‌های اخیر رشد قابل توجهی یافته و شیوه‌های نوین بازاریابی و فروش را در دستور کار خود قرار داده‌اند. به طوری که ارتباط با مشتریان در سراسر جهان، شناختن عادت‌ها و نیازهای آنها و به طور‌ کلی برقراری یک تعامل دوسویه با مخاطبان، از جمله روش‌های کارآمد این برند در فروشگا‌ه‌های مجازی آن است.

بازار هدف دقیق‌تر

اگرچه برند والنتینو در روند شناسایی مخاطبان خود برنامه‌ریزی‌های کلی انجام داده، اما در مقابل مهم‌ترین مخاطبان خود که زنان هستند، به صورت دقیق‌تری عمل کرده است؛ به این معنا که بازار هدف خود را محدودتر کرده و گروه‌های سنی زنان بین ۲۵ تا ۴۰ ساله را مخاطب اصلی خود در نظر گرفته است.

در پیش گرفتن چنین روندی باعث شکل‌گیری خط تولیدی در این شرکت شده‌ که عموما به طرح‌های جوان‌پسند و هنری‌تر روی آورده و می‌تواند با مطالعات دقیق‌تر، روحیات و علایق مخاطبان خود را شناسایی کند. اگرچه خطوط تولید مردانه و حتی محصولاتی برای کودکان در روند تولیدات این نام تجاری وارد شده است، اما مخاطبان زن جوان، به عنوان اصلی‌ترین نقطه تمرکز این برند به شمار می‌رود که قطعا اتخاذ چنین روندی می‌تواند در بهبود کیفیت محصولات، شناخت دقیق‌تر مخاطبان و فروش بهینه‌تر، تأثیرات مثبتی داشته باشد.

نوشته قرمز مثل  والنتینو اولین بار در هفته‌نامه شنبه. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۹ام آذر ۱۳۹۷

تريپ‌ساز

استارت‌آپ تریپ‌ساز در حوزه سفر و گردشگری به نشانی tripsaz.ir توسط مهرداد ناطقی و همسرش مریم صابری در شهر کرمان بنیانگذاری شده است. مهرداد متولد ۶۶ است و لیسانس نرم‌افزار از دانشگاه چمران کرمان دارد. همسرش مریم نیز متولد ۶۸ است و ارشد MBA دارد و در حال حاضر هم استاد دانشگاه و هم به عنوان تورلیدر فعالیت دارد.

مهرداد می‌گوید: «‌من از سال ۷۰ وارد حوزه کامپیوتر شدم و در جاهای مختلف مشغول به کار بودم ولی از آنجایی که همواره به دنبال یادگیری بودم، محیط‌های اداری برایم چالش‌برانگیز نبود. قبل از تریپ‌ساز با چند تن از دوستانم استارت‌آپی را در حوزه ارائه خدمات مرتبط با جشن عروسی و ازدواج راه انداختیم ولی در آن زمان به دلیل اینکه با این مفاهیم آشنایی نداشتیم، ایده با شکست مواجه شد.

پس از آن برای اینکه هزینه‌هایی که کرده بودیم پوشش دهیم، مشغول انجام پروژه‌های برنامه‌نویسی موردی شدیم و پروژه‌های بزرگی در حوزه‌های استان و کشور انجام دادیم و درآمد خوبی را هم کسب کردیم، ولی علی‌رغم شرایط مطلوب درآمدی، همچنان این نیاز را احساس می‌کردم که باید وارد حوزه استارت‌آپ شوم. همسرم ایده استارت‌آپی در حوزه گردشگری داشت و در اولین استارت‌آپ ویکندی که در حوزه گردشگری در دانشگاه تهران شرکت کرد، ایده‌اش اول شد.

بر همین اساس ایده گردشگری را به صورت جدی‌تر دنبال کردیم و از آنجایی که قبلا با بچه‌هایی که در حوزه گردشگری فعال بودند آشنا بودیم و برایشان پروژه‌هایی را انجام داده بودیم، با فرصت‌ها و تهدیدهای این حوزه آشنایی داشتیم. ایده تریپ‌ساز از همین جا شکل گرفت و تصمیم گرفتیم این استارت‌آپ را راه بیندازیم.

  • چه نیازی را در حوزه گردشگری احساس کردید که فکر می‌کردید تریپ‌ساز می‌تواند به آن پاسخ دهد؟

سفر در تریپ‌ساز همیشه انتخاب بین یک دوراهی است. به این ترتیب که مسافر وقتی فکر سفر می‌کند، چند دوراهی در ذهنش شکل می‌گیرد؛ اینکه سفر داخلی برود یا خارجی، با قطار برود یا وسیله نقلیه شخصی، هتل برود یا خانه‌ای اجاره کند و چندین دوراهی دیگر که در انتخاب بین آنها گیر می‌افتد. از طرف دیگر در حوزه گردشگری راهنمایان گردشگری از جمله قشری هستند که توجه چندانی در حوزه سفر به آنها نشده است.

ما در تریپ‌ساز با کمک راهنمایان گردشگری به مسافران کمک می‌کنیم تا بتوانند بهترین انتخاب را برای سفر خود در میان دوراهی‌ها داشته باشند. تا مسافر بدون آزمون و خطا، با برنامه و همراه با تجربه‌های جدیدتری سفر کند. معمولا در نگاه اول نگاه به راهنمایان طوری است که انگار نیازی به آنها نیست و فقط هزینه‌های سفر زیاد می‌شود ولی در واقع وقتی راهنمایان از بودجه سفر مسافر مطلع باشند با توجه به بودجه‌ای که مسافر دارد، برای او برنامه‌ریزی سفر را انجام می‌دهند.

ما در حدود ۸۰ درصد شهر‌های ایران راهنما داریم. راهنمایان ما هم از راهنمایان کارت‌دار هستند و هم از راهنمایان محلی که در چند سال اخیر نشان داده‌اند که در بعضی مواقع دانش بهتری هم نسبت به راهنمایان کارت‌دار دارند. در حال حاضر حدود ۴۵۰ راهنما با ما همکاری دارند

  • با توضیحاتی که دادید، تریپ‌ساز را چطور تعریف می‌کنید و چه خدماتی ارائه می‌دهید؟

ما سعی کردیم از ابتدا تریپ‌ساز را با ارزش پیشنهادی که برای مخاطب دارد، معرفی کنیم و آن اینکه سفر با راهنما خوب ساخته می‌شود. به عبارت بهتر، روی این نکته تاکید می‌کنیم که اگر مسافران می‌خواهند که سفر خوبی داشته باشند، باید حتما یک راهنمای سفر کنار خود داشته باشند. ما قصد داریم مدل‌های سفر را در تریپ‌ساز ارائه دهیم ولی در حال حاضر از نمایشگاه الکامپ امسال که از تریپ‌ساز رونمایی کردیم، یک مدل سفر با عنوان سفر سفارشی با راهنما را ارائه می‌دهیم.

در این مدل مسافر مشخصات سفر خود را از جمله اینکه به کدام استان قصد سفر دارد، زمان شروع و پایان سفر، تعداد همراهان، راهنمای خودرو داشته باشد و یا نه و چه تخصصی داشته باشد و غیره را در اختیار ما می‌گذارد. شکم‌گردی، شهرگردی، شبگردی، تفریح و خرید، ماجراجویانه، علمی و آموزشی، رویدادهای خاص و آیینی، درمانی و سلامت، کاری و تجاری، ورزشی، روستایی و عشایری، زیارتی و مذهبی، طبیعت‌گردی، تاریخی و فرهنگی، هنری و مناطق جنگی از جمله تخصص‌هایی است که راهنمایان تریپ‌ساز دارند. براساس انتخاب‌هایی که مسافر انجام می‌دهد، سفر برای او ترتیب داده می‌شود.

  • کاربران چطور می‌توانند از خدمات تریپ‌ساز استفاده کنند؟

پس از اینکه اطلاعات خواسته‌شده از مسافر دریافت شد، این اطلاعات برای تمام راهنمایان گردشگری در استان مقصد ارسال می‌شود و راهنمایان پیشنهاد سفر خود را با قیمت برای مسافر ارسال می‌کنند. نکته‌ای که اینجا وجود دارد، تریپ‌ساز هیچ گونه دخل و تصرفی در ارائه قیمت راهنمایان ندارد و از طرف دیگر مسافران آزاد هستند که از بین راهنمایان پیشنهادی راهنمای مورد نظر خود را که با بودجه آنها همخوانی دارد، انتخاب کنند. پس از انتخاب، هزینه توسط مسافر پرداخت می‌شود و تا پایان سفر هزینه در تریپ‌ساز باقی می‌ماند و در پایان سفر ۹۵ درصد پول به راهنما پرداخت می‌شود.

  • در حال حاضر با چند راهنما همکاری می‌کنید و چه تعداد مسافر برنامه سفر خود را با تریپ‌ساز چیده‌اند؟

ما در حدود ۸۰ درصد شهر‌های ایران راهنما داریم. راهنمایان ما هم از راهنمایان کارت‌دار هستند و هم از راهنمایان محلی که در چند سال اخیر نشان داده‌اند که در بعضی مواقع دانش بهتری هم نسبت به راهنمایان کارت‌دار دارند. در حال حاضر حدود ۴۵۰ راهنما با ما همکاری دارند که تقریبا تعداد راهنمایان محلی نسبت به راهنمایان کارت‌دار در تریپ‌ساز ۲ برابر است. تا‌کنون هم حدود ۳۰ سفر در تریپ‌ساز ساخته شده و در تلاش هستیم دو طرف پلتفرم را همزمان با هم پیش ببریم و حدود ۱۰۰۰ کاربر از خدمات استفاده کرده‌اند.

  • با چه سرمایه اولیه کار را شروع کردید؟

ما چون شرکتی بودیم که پروژه‌های مختلفی انجام می‌دادیم، هزینه تریپ‌ساز را از محل پروژه‌ها تامین کرده و می‌کنیم و نکته جالب اینجاست که ما برای اینکه بتوانیم روی تریپ‌ساز متمرکز شویم، در یک سال اخیر حدود ۸۰میلیون تومان پروژه را رد کردیم.

  • فکر می‌کنید چه زمانی به درآمدزایی مطلوب برسید و نقطه سر به سر را رد کنید؟

هدفی که داریم این است که تا یک سال آینده بتوانیم به این مرحله برسیم و در این مدت هم تمرکز اصلی روی افزایش کیفیت محصول است تا کاربران از خدمات راضی باشند.

  • ارزش بازاری که در آن فعالیت می‌کنید، چقدر تخمین می‌زنید؟

از نظر ما هر کسی که قصد سفر داشته باشد، مخاطب تریپ‌ساز می‌تواند باشد و بازار بزرگی است، چراکه هر کسی به هر شکلی که بخواهد سفر برود، می‌تواند از خدمات تریپ‌ساز استفاده کند.

  • مهم‌ترین چالشی که با آن تاکنون روبه‌رو بودید که اگر وجود نداشت سرعت رشد بهتری را تجربه می‌کردید، چه چیزی بوده است؟

چالش‌های مختلفی از جمله پذیرش راهنمایان محلی بدون کارت و برطرف کردن مسائل حقوقی داشته‌ایم. علاوه بر این، ما هم مانند استارت‌آپ‌های دیگر برای رشد خود نیاز به نیروی انسانی متخصص داریم و از افراد برای همکاری در تریپ‌ساز دعوت می‌کنیم و بزرگ‌ترین دغدغه‌ای که داریم، این است که نیروی متخصص را در کرمان بیابیم و بتوانیم در کرمان بمانیم و برای شکل‌دهی ارتباطات بهتر مجبور نشویم که به تهران بیاییم.

نوشته تریپ‌ساز؛ سفر شما را می‌سازد! اولین بار در هفته‌نامه شنبه. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۸ام آذر ۱۳۹۷

پایلا

بازار خرده‌فروشی همواره یکی از بخش‌های بزرگ اقتصاد در کشورهای مختلف بوده است. شبکه‌های توزیع و در لایه ارتباط با مشتری، فروشگاه‌ها (شامل فروشگاه‌های زنجیره‌ای و مغازه‌ها)، همواره از قدرت ویژه‌ای در سیستم خرده‌فروشی جوامع برخوردارند.

این قدرت اقتصادی و حجم بزرگ بازار‌ که در کشور ما بیش از ۹۵میلیارد دلار ارزش اقتصادی دارد، سایر فعالان اقتصادی از جمله بانک‌ها، تولید‌کنندگان کالا و خدمات‌ و … را ترغیب می‌کند که در کسب‌و‌کار خود نگاه ویژه‌ای به این صنعت داشته باشند.

با توجه به رقابتی‌شدن بازارها و توجه بیشتر به افزایش بهره‌وری و کاهش هزینه در میان بنگاه‌های اقتصادی، دسترسی سریع به اطلاعات صحیح، به یک مزیت رقابتی برای بنگاه‌ها تبدیل شده‌ تا با استفاده از آن به کاهش هزینه‌ها از طریق کاهش موجودی انبارها و افزایش سرعت گردش کالا و اعمال سریع‌تر نظر مشتری در محصول نهایی و… دست یابند.

گسترش زنجیره‌های تامین و توزیع در سرتاسر جهان، نیاز به استفاده از یک سیستم مدیریت یکپارچه زنجیره تامین و توزیع‌ و تعامل بین سیستم‌های اطلاعاتی شرکت‌های عضو را به یک ضرورت تبدیل ساخته است.

با توجه به محیط متغیر و در حال رشد امروزی، سازمان‌ها به الگویی از زنجیره تامین نیاز دارند که به موضوعات استراتژیک و مشتری‌مدارانه‌ و همچنین محدودیت‌های عملیاتی موجود در بازار سنتی، مرتبط باشد.

از سوی دیگر، مدیریت زنجیره تامین الکترونیکی‌ که حاصل به‌کارگیری اینترنت و سیستم‌های اطلاعاتی در مدیریت زنجیره تامین است، شرکت‌ها را مجبور به ارزیابی ارزش پیشنهادی به مشتریان خود ساخته و آنها را در رسیدن به چالش‌های رقابتی، چابک‌تر می‌سازد.

در اقتصاد ایران، هزینه‌های لجستیک به‌طور متوسط تا ۳۰درصد هزینه‌های تحویل (قیمت تمام‌شده کالای مصرفی) را شکل می‌دهد؛ درحالی‌که این شاخص در اقتصادهای کارا، به زیر ۹٫۵درصد می‌رسد.

درحالی‌که میزان ضایعات مواد غذایی در جهان به ازای هر تن محصول، کمتر از ۱۰ کیلوگرم است، در کشور ما این مقدار حدود ۲۵۰ کیلوگرم ضایعات در هرتن است؛ یعنی سالانه به طور تخمینی ۱۶ میلیون تن از محصولات غذایی کشور (۲۵درصد کل تولیدات) ‌به صورت ضایعات درمی‌آیند.

علل اصلی ضایعات مواد غذایی مواردی همچون  حمل‌ونقل نامناسب جاده‌ای، انبارداری نامناسب، سردخانه‌های دور از محل مصرف، عرضه نامناسب‌ و امثال اینهاست که اکثر آنها مشکلات لجستیکی در زنجیره تامین و توزیع کالا هستند.

طبق آمار موجود، متوسط سرعت ناوگان ترابری کشور حدود ۲۳کیلومتر در ساعت است، درحالی‌که متوسط جهانی آن ۶۲٫۵کیلومتر در ساعت است. این آمار نشان می‌دهد که ناوگان لجستیک کشور، به‌خاطر نبود برنامه زمانبندی مشخص و کنترل‌شده، دچار ترددهای بیش از حد بود و این مسئله علاوه بر کاهش آمار سرعت لجستیک، باعث افزایش تردد، افزایش ترافیک، افزایش سوخت مصرفی خودروها، افزایش آلودگی ناشی از تردد‌ و… می‌شود.

هر خودروی باری داخل کشور ۸۰ هزار کیلومتر در سال به طور متوسط تردد می‌کند، در حالی‌که متوسط جهانی آن ۲۵۰ هزارکیلومتر در سال است. محسن سلیمانی، مدیرعامل پایلا در گفت‌وگو با شنبه از پایلا می‌گوید.

  • حـوزه خدمـات پـایلا  چیست؟

همانطور که در مصاحبه شماره قبلی هم عرض کردم، صنعت خرده‌فروشی در کشور ما از پتانسیل و ارزش بسیار بالایی برخوردار است. بر اساس آمار، اندازه بازار خرده‌فروشی ایران بیش از ۹۵ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود و نکته بسیار قابل توجه این است که کالاهای خوراکی، آشامیدنی و بهداشتی (یعنی صنعت FMCG) به‌تنهایی حدود ۴۹درصد بازار خرده‌فروشی ایران را به خودشان اختصاص دادند. برای همین، پایلا به‌طور ویژه در فاز اول، برای مدیریت زنجیره‌های تامین و توزیع کالاهایFMCG  ایجاد شده است. البته زیر‌ساخت‌های ما قابلیت مدیریت سایر زنجیره‌های کالا را هم دارد.

پایلا یک کسب‌و‌کار الکترونیک، برای مدیریت زنجیره‌های تامین و توزیع کالاست که به‌صورت یکپارچه ۲ مدل B2B و B2C را پوشش می‌دهد.

در مدل B2B‌: یک ارتباط آنلاین در بستر شبکه پایلا، بین تامین‌کنندگان کالا (شرکت‌های تولیدی، پخش، بازرگانی و …) و خرده‌فروشان (فروشگاه‌های مختلف) ایجاد شده که خرده‌فروشان می‌توانند به‌راحتی کالاهای مورد نیاز خود را از تامین‌کنندگان عضو شبکه پایلا، بدون واسطه سفارش بدهند.

چالش اصلی شرکت‌های تامین‌کننده کالا و فروشگاه‌هایی که از آنها کالا سفارش می‌دهند، وجود یکسری واسطه‌های انسانی است که باعث به‌وجود آمدن مشکلات جدی در زنجیره تامین و توزیع کالا شده‌اند.

همانطور که می‌دانید، به‌جز فروش تلفنی که فقط برای درصد بسیار کمی از شرکت‌های تامین‌کننده کالا، قابل استفاده است، تنها روش فروش اکثر شرکت‌های فعال در بازار کشور که قصد توزیع کالا در سطح بازار خرده‌فروشی را دارند، استفاده از واسطه‌های انسانی است و به همین دلیل، بازار ایران را ، یک بازار وابسته به شخص ثالث می‌نامند.

پـایلا راه‌حلـی است بـر پایه هـوش تجـاری، بـرای مدیریت کارآمدتر زنجیره‌های تامین و توزیع کالا (در فاز اول، فرآیند سفارش‌گیری و توزیع کالا‌) است که با تکیه بر دانش انفورماتیک و تجربه و دانش مدیریت بازاریابی، فروش و توزیع کالا، برای افزایش راندمان کاری تامین‌کنندگان و همچنین فروشگاه‌های خرده‌فروشی به‌وجود آمده است.

شبکه پایلا، امکانات لازم برای فعالیت کلیه اجزای سیستم زنجیره تامین و توزیع را در اختیار فعالان این زنجیره قرار می‌دهد.

در مدل B2C‌: پایلا در نقش یک‌ هایپرمارکت اینترنتی بزرگ ظاهر شده‌ و نیاز خانوار کشور را در زمینه خرید کالاهای مصرفی، پاسخ می‌دهد.

افراد مختلف، با استفاده از اپلیکیشن ‌یا سایت پایلا‌، بعد از تعیین موقعیت خود در نقشه، با ویترین بیش از ۶۰۰۰ قلم کالای متنوع و تخفیفات واقعا هیجان‌انگیز پایلا مواجه شده‌ و می‌توانند کالاهای مورد نیاز خود را بررسی، انتخاب و خرید کرده‌ و در زمانی کمتر از ۲ ساعت، در آدرس خود تحویل بگیرند.

خدمات پایلا ، کاملا به‌صورت مکان‌محور یا همان LBS است. پایلا اولین شبکه فروش و فروشگاه LBS کشور است. با تجربه بیش از ۱۳‌ساله‌ای که بنده و دوستانم در صنعت پخش و زنجیره تامین و توزیع داریم، توانستیم مفاهیم مکان‌محور‌بودن را در زیرساخت‌های پایلا و مدیریت محصولات و فرآیندهای فروش، به‌خوبی پیاده‌سازی کنیم‌ و در حال حاضر خدمات پایلا بر اساس این متدلوژی عرضه می‌شوند.

  • کسب‌و‌کار پـایلا ‌

ما باور داریم شغل ما صرفا تجارت نیست، بلکه خلق بستری است برای تحقق آینده‌ای فراتر از تصور. استـراتژی «پایلا» بهره‌گیری از هوش تجاری در مدیریت صنعت خرده‌فروشی کشور و ارائه خدمات‌ به فعالان این صنعت و دولت است.

چشم‌انداز «پایلا» تبدیل‌شدن به بزرگ‌ترین شبکه تجارت الکترونیک کشور و منطقه و توسعه بازار برندهای ایرانی در سطح جهانی است.

پایلا می‌کوشد تا با ایجاد یک شبکه به‌هم‌پیوسته از اجزای یک اکوسیستم زنجیره تامین و توزیع کالا، شرایطی مناسب جهت عرضه و تقاضا و توزیع انواع کالا در بازارهای مختلف را فراهم سازد.

پایلا یک اکوسیستم، برای مدیریت زنجیره‌های تامین و توزیع کالاست که شامل بخش‌های مختلفی می‌شود، ولی مهم‌ترین هدف پایلا، علاوه بر ایجاد یک شبکه گسترده و قدرتمند فروش، مدیریت داده‌های صنعت خرده‌فروشی کشور است.

در واقع، پایلا با هدف مدیریت داده‌های اقتصاد خرده‌فروشی کشور، اقدام به ایجاد بستری برای انجام مبادلات و عرضه و تقاضای کالا کرده، تا با تجمیع داده‌های حاصل از این فرآیندها، بتواند داده‌های ارزشمندی را به‌دست آورده و آنها را فرآوری کند تا به اطلاعات ارزشمندتری در مورد بازار و اقتصاد خرده‌فروشی برسد.

  • مزیت‌های رقابتی پـایلا در مقایسه با سایر استارت‌آپ‌ها چیست‌؟

اکثر فعالان حوزه تجارت الکترونیک در کشور، فقط به‌صورت فروشگاه اینترنتی فعالیت می‌کنند‌ که آخرین لایه از زنجیره تامین به شمار می‌آید‌ و صرفا به‌عنوان یک خرده‌فروش از نوع الکترونیکی هستند، ولی پایلا یک پلتفرم گسترده برای مدیریت زنجیره‌های تامین و توزیع کالا‌ست‌ و می‌تواند چرخه کامل و لایه‌های مختلف زنجیره تامین را مدیریت کند.

  •  پایلا یک زیر‌ساخت است‌ و نه یک فروشگاه‌

پلتفرم پایلا، به‌صورت کامل API محور بوده‌ و می‌تواند به کسب‌و‌کارهای مختلف سرویس دهد. مثلا اگر کسی بخواهد یک فروشگاه اینترنتی، یا یک سیستم تامین تدارکات، یا یک سیستم اصالت‌سنجی کالا ایجاد کند، به‌راحتی می‌تواند از API‌های پایلا استفاده کرده و در کمترین زمان و با حداقل هزینه، سیستم خودش را راه‌اندازی کند.

از طرف دیگر، پایلا اولین سیستم فروش مکان‌محور در کشور است. مکان‌محور‌بودن خدمات یا Location Base Services یک روش بسیار کارآمد برای مدیریت خدمات قابل ارائه به مشتریان است. در مفهوم کلان، می‌شود هر چیزی را بر اساس موقعیت مشتریان، تعریف و مدیریت کرد. مثلا خدمات لجستیک، یک نمونه بسیار بارز از سرویس‌های LBS است. مشتریان درخواست ماشین می‌کنند‌ و نزدیک‌ترین راننده، با قیمتی که مناسب مسافت جابه‌جا‌شده است، به آن مشتری سرویس می‌دهد.

در بحث زنجیره تامین و فروش، کاربردهای متعددی می‌توانیم از مفاهیم LBS داشته باشیم. برای مثال، یک کالا‌ فقط یک‌بار در سیستم فروش پایلا تعریف می‌شود، ولی قیمت‌ها و تخفیفاتی که آن کالا دارد، در نقاط مختلف می‌تواند متفاوت باشد. مثلا در یک منطقه یا یک محله، با ۱۰درصد تخفیف‌ و در یک منطقه با ۲۵ درصد تخفیف می‌تواند عرضه شود و این همان بحث پنج P معروف در علم مدیریت بازار است.

یعنی یک کالا (Product) می‌تواند در مناطق یا موقعیت‌های مختلف (Place)، قیمت (Price) تخفیف (Promotion) و بسته‌بندی
(Packing) متفاوت داشته باشد.

و این یکی از بزرگ‌ترین تفاوت‌های پایلا، با سایر فعالان این حوزه است.

مدل کسب‌و‌کار پایلا، بر اساس مشارکت و توسعه شرکای تجاری طراحی شده است. از این رو، پایلا توانسته ‌خدمات ارزشمندی در کسب‌و‌کار خود ایجاد کند.

به‌عنوان مثال، کارت اعتباری خرید کالا؛ یک وام ۳۰ میلیون تومانی با کارمزد ۴درصد سالانه بانکی است که با همکاری یکی از بانک‌های معتبر کشور، برای تامین سرمایه در گردش پذیرندگان منتخب پایلا  ارائه می‌شود.

این وام در قالب یک کارت اعتباری‌ که فقط در شبکه پایلا قابل استفاده است، برای خرید و تامین کالای مورد نیاز خرده‌فروشان، از تامین‌کنندگان عضو شبکه پایلا  ارائه می‌شود.

پایلا مزیت‌های رقابتی بسیار زیادی دارد که به‌زودی این مزیت‌ها را خواهیم دید.

  • ساختار تیم اجرایی پـایلا

در حال حاضر ما تیم کوچکی داریم. افراد تیم، مانند خانواده من هستند. ما همه کنار هم هستیم و خواهیم بود.

تیم مدیران از ۴ نفر تشکیل شده که وظایف و کارهای حوزه‌های مختلف عملیاتی بین این ۴ نفر تقسیم شده است. بقیه اعضا، در بخش‌های مختلف و کنار همدیگر فعالیت می‌کنند.

آقای مهندسهاشمی: رئیس هیات مدیره شرکت‌ و مشاور بنده در تصمیم‌گیری‌های استراتژیک هستند.

بنده(محسن سلیمانی): که در کنار همه بچه‌ها و برای هماهنگی امور و رسیدگی به کارهای مربوط به شرکت و عقد قراردادها فعالیت می‌کنم.

محمدرضا کرانیان: به‌عنوان مدیر زنجیره تامین و سرپرست بازاریابی فعالیت می‌کند.

سعید قلیزاده: مدیر فنی و برنامه‌نویس ارشد پلتفرم، در روزهای سخت کنار من بوده.

علاوه بر تیم ستادی، که شامل ۱۲ نفر است، یک تیم بازاریابی آموزش‌دیده، با بیش از ۷۰ نفر بازاریاب، در زمینه جذب و آموزش پذیرندگان (خرده‌فروشان)، فعالیت می‌کنند. این تیم زیر نظر محمد فعالیت می‌کند.

  • آقای سلیمانی، چند وقت است که پروژه پایلا را لانچ کردید‌ و آیا به درآمد رسیده‌اید؟

از اواسط سال گذشته، پایلا فعالیت خودش را به‌صورت پایلوت، با هدف بررسی مجدد بازار و مطالعه رفتار خرید مشتریان‌ و همچنین تست زیرساخت‌های فنی آغاز کرد‌ و بعد از یک دوره تقریبا ۱۰ ماهه، به شاخص‌هایی که انتظار داشتیم رسیدیم. بعد از یک دوره بازنگری و اصلاحات، پروژه را از اول مرداد ماه امسال، به‌طور رسمی لانچ کردیم‌ و در حال حاضر، در بخشB2B  ده‌ها شرکت تامین‌کننده کالا به شبکه پایلا پیوستند و تیم بازاریابی پایلا توانسته اپلیکیشن سفارش‌گیری پایلا را برای صدها خرده‌فروش نصب کند‌ تا خرده‌فروشان بتوانند کالاهای مورد نیاز فروشگاه خود را بدون واسطه، از طریق شبکه پایلا سفارش بدهند.

در بخشB2C هم، پایلا توانسته خدماتش را در مناطق ۱ تا ۸ تهران و بخش‌هایی از مناطق ۱۱، ۱۲ و ۱۳ گسترش دهد و تلاش می‌کنیم تا به امید خدای بزرگ، به‌زودی تمام مناطق تهران را پوشش دهیم و در فاز بعدی، سراغ شهرهای دیگر رفته و خدمات پایلا را در سطح کشور توسعه خواهیم داد.

اولین کانال درآمدی ما از محل تراکنش‌ها و سفارش‌های ثبت‌شده است و با توجه به اینکه در این مدت، ده‌ها شرکت تامین‌کننده و صدها پذیرنده، عضو شبکه پایلا شده‌اند، تراکنش‌های روزانه پایلا، کم‌کم در حال افزایش است و امیدواریم به‌زودی به جایگاه خوبی برسیم.

  • پایلا سرمایه‌گذار دارد و اگر نه، منابع مالی پایلا چطور تامین شده است؟

کلیه سرمایه مورد نیاز برای تحقیقات، تولید زیرساخت‌ها، تیم‌سازی و توسعه پایلا، از طریق سرمایه شخصی خودم‌ و چند وام کوچک تامین شده.

من سعی کردم با کارهای مختلفی مثل بازرگانی، خرید و فروش کالاهای مختلف، مشاوره و …، منابع مالی مورد نیاز را تامین کنم. البته من قبلا هم این کارها را انجام می‌دادم و زمینه داد‌وستد و حتی صادرات کالا، برای من از گذشته وجود داشته است.

از اواسط سال گذشته، با چند شرکت مختلف برای سرمایه‌گذاری مذاکره کردیم، ولی متاسفانه بعد از چندین ماه رفت و آمد، علیرغم اینکه حتی در برخی موارد قراردادهایی هم منعقد شده بود، طرف مقابل به بهانه‌های مختلف، سعی در بی‌ارزش‌کردن پایلا و به حداقل رساندن مبلغ سرمایه‌گذاری داشتند که باعث شد من به مذاکرات ادامه ندهم‌ و سعی کردم با تلاش همیشگی خودم، پایلا را به سطحی برسانم که خودش گویای اکثر ارزش‌هایش باشد.

متاسفانه با مشکلات اقتصادی اخیر، شرایط برای همه شرکت‌ها، حتی شرکت‌های چندین‌ساله و بزرگ هم سخت شده است‌ و امیدوارم خداوند بزرگ، به من و همه خانواده پایلا و همه دوستانم که در هر گوشه از این کشور پهناور در تلاش برای ارزش‌آفرینی و خلق فرصت‌های نوآورانه هستند، کمک کند و روزی خوش عطا کند.

پایلایی‌ها

  • محمد کرانیان، از پایلا و کارهایی که انجام می‌دهد، می‌گوید‌

من محمدرضا کرانیان، مدیر بازاریابی و زنجیره تامین پایلا هستم. همه تیم پایلا که تیم من هم زیرمجموعه آن است، مثل یک قلب واحد، درحال خون‌رسانی به پایلای تازه متولد‌شده هستیم‌ و این قلب با احساس و اشتیاق تمام در حال تپیدن است.

من درحدود ۱۰ سال در زمینه واردات و فروش کالا در زمینه‌های مختلف مشغول به کار بوده‌ام، ولی به جرأت عرض می‌کنم که هیچ‌وقت در کارم به اندازه الان انگیزه و اشتیاق نداشته‌ام.

به نظر من، ایران باید به فضای واقعی تجارت الکترونیک وارد شود‌ و پایلا در دنیای تجارت الکترونیک یک فضای خیلی جذاب متفاوت و جذاب است. احساس واقعی رشد‌کردن و رشد‌دادن چیزی است که همیشه انگیزه کافی را به من می‌دهد. اینجا فرصت بزرگ‌شدن مهیاست.

هدف ما در تیم بازاریابی و زنجیره تامین پایلا در بخش B2B، از یک طرف بستن قرارداد با تامین‌کنندگان کالا و اضافه‌کردن محصولات آنها در شبکه پایلا و از طرف دیگر جذب خرده‌فروشان مختلف، مانند سوپر‌مارکت‌ها و فروشگاه‌های دیگر، به عنوان پذیرنده در شبکه پایلاست که یک تیم بسیار قوی و منسجم در این حوزه مشغول فعالیت هستند.

در بخش B2C که در واقع یک‌ هایپرمارکت اینترنتی است، مسائل بازاریابی بیشتر در حوزه دیجیتال مارکتینگ در جریان است که در این راستا قراردادهای بسیار ارزشمندی با سیستم‌های بانکی، جهت ارائه سرویس‌های باشگاه مشتریان‌ و همچنین یکی از اپراتورهای تلفن همراه منعقد شده. البته کارهای بسیار زیاد دیگری در زمینهsocial Marketing,Email Marketing, Telemarketing و … در حال انجام است که به امید خداوند رحمان به ثمره‌های ارزشمندی خواهیم رسید.

  • پای صحبت‌های سعید قلی‌زاده، مدیر فنی پایلا ‌

ما در پایلا بیشتر از اینکه به دنبال پیداکردن راه‌حل باشیم، سعی می‌کنیم راه‌حل مناسب را خلق کنیم. هرچند افراد تیم توسعه در مواجهه با مسائل سعی در انجام سریع و استفاده از ابزارهای مناسب دارند، اما اگر نتیجه راضی‌کننده نباشد، حتما باید راه‌حل مناسب آن خلق شود، چون همه ما به تولید محصولی فکر می‌کنیم که استفاده از آن راحت و لذت‌بخش باشد.
وسعت کسب‌وکار پایلا و زیرسیستم‌های این کسب‌وکار، جذابیت فضای تحلیل مسائل آن‌را مخصوصا برای کسانی که به دنبال جولان اندیشه‌های خود هستند و از یکنواختی توسعه خسته می‌شوند، دوچندان کرده است.

در پایلا برای تحلیل مسائل مختلف از متخصصان آن حوزه دعوت می‌شود و در جلسات مختلف ابعاد متفاوت آن بررسی می‌شود‌. ما سعی می‌کنیم در فرایند پیاده‌سازی، استانداردهای توسعه را در نظر داشته‌باشیم. الگوهای طراحی برای ما مهم هستند و در فرایند توسعه از ابزارهای مدیریت توسعه استفاده می‌شود. با توجه به حجم گسترده کار، پیشبرد امور به صورت تیمی بسیار مهم است.

نوشته پایلا ؛ تجربه یکپارچه خرید، تامین و توزیع کالا اولین بار در هفته‌نامه شنبه. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۸ام آذر ۱۳۹۷

استارت‌آپ کاوان

با گسترش استفاده از اینترنت، شیوه‌های بازاریابی و تبلیغات نیز به واسطه تکنولوژی دستخوش تغییر شده‌اند و دیجیتال مارکتینگ نقش اول را در معرفی خدمات و محصولات بازی می‌کند. در این بین تحلیل و پایش رسانه از شیوه‌های نوین این حوزه است که در حال باز‌کردن جای خود در بازار ایران است. استارت‌آپ کاوان به نشانی ikavan.com یکی از استارت‌آپ‌های پیشرو در این حوزه به حساب می‌آید که توسط مهدی کاظمی و مهدی عینعلی راه‌اندازی شده است.

مهدی کاظمی متولد یزد است و ۳۴ سال دارد و ارشد MBA و دکترای مدیریت از شریف دارد. مهدی عینعلی نیز متولد اردبیل و ۳۵ ساله است و او هم ارشد کامپیوتر از شریف دارد. با مهدی کاظمی هم‌صحبت شدیم تا بیشتر در مورد کاوان به ما بگوید.

کاوان سومین کاری است که من و مهدی با هم شروع کردیم. ما از سال ۸۴ شرکتی را ثبت کردیم و در حوزه برگزاری کنفرانس‌های مجازی فعالیت می‌کردیم ولی این کار به دلیل اینکه زیر‌ساخت‌های لازم از جمله پهنای باند اینترنت آنطور که ما فکر می‌کردیم رشد نکرد، کار با شکست مواجه شد و ایده برای ایران آن زمان زود بود. بعد آن من مدتی به عنوان مشاور در همکاران سیستم مشغول به کار شدم و مهدی نیز کارهای پروژه‌ای برنامه‌نویسی انجام می‌داد. تا اینکه مجدد برای راه‌اندازی استارت‌آپ کاوان به هم پیوستیم و کار را شروع کردیم.

  • در کاوان چه کار می‌کنید و چه خدماتی ارائه می‌دهید؟

فعالیت اصلی کاوان در حوزه هوشمندی رسانه تعریف می‌شود و ابزار تحلیل و پایش رسانه را در اختیار کسب‌وکارها، افراد معروف سلبریتی‌ها و غیره قرار می‌دهد. تا قبل از کاوان ابزارهای اینچنینی وجود داشتند ولی عموما نیازهای خبرگزاری‌ها یا حاکمیتی را پوشش می‌دادند. کاری که ما در کاوان کرده‌ایم، این است که روی برندها و کسب‌وکارها تمرکز کرده‌ایم؛ به این ترتیب که محتوایی که در مورد هر برندی در شبکه‌های اجتماعی یا سایر رسانه‌ها مانند سایت‌ها و روزنامه‌ها و غیره منتشر می‌شود، تحلیل می‌کنیم.

در کاوان هدف ما این است که مدیران برندها علاوه بر اینکه اطلاعات کاملی از برند خود و برندهای رقیب در بازاریابی، تبلیغات و برگزاری کمپین‌های مختلف به دست می‌آورند، بتوانند به ابزارهای تحلیلی دسترسی داشته باشند تا این داده‌ها را به نمودارهای تعاملی تبدیل کنند و خروجی ملموسی را به دست بیاورند تا بتوانند استراتژی مناسبی را برای ادامه راه اتخاذ کنند.

فعالیت اصلی کاوان در حوزه هوشمندی رسانه تعریف می‌شود و ابزار تحلیل و پایش رسانه را در اختیار کسب‌وکارها، افراد معروف سلبریتی‌ها و غیره قرار می‌دهد

  • شما چطور این خدمات را در اختیارهای برندها قرار می‌دهید؟

عملکرد کاوان در قالب یک پویشگر رسانه تعریف می‌شود به این ترتیب که برندها، صاحبان کسب‌وکار، افراد سلبریتی و هر فرد دیگری که بخواهد در مورد یک سری کلمات کلیدی جست‌وجویی انجام دهد و فضای مجازی را رصد کند، می‌تواند از خدمات کاوان استفاده کند. کاربران می‌توانند کلمات کلیدی مورد نظر خود را ثبت کنند. پس از آن جست‌وجو به صورت هوشمند و با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در محتوای فارسی وب و شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام و تلگرام و غیره انجام می‌گیرد.

ابزارهایی که در کاوان مورد استفاده قرار می‌گیرد، متنوع است و از ابزارهای پردازش زبان گرفته تا ابزارهای صوت و تصویر و غیره را شامل می‌شود. از طرف دیگر حجم بالایی از تعداد رسانه به عنوان مثال ۱۰۰ هزار کانال تلگرام را در پویش خود پوشش می‌دهیم که در این اسکیل چند شرکت بیشتر نیستند که این خدمات را ارائه می‌دهند.

  • چه خروجی‌هایی در اختیار برندها قرار می‌گیرد؟

ما تحلیل دستی به کاربران نمی‌دهیم و همه چیز به صورت اتوماتیک انجام می‌شود. به این ترتیب که بعد از اینکه داده‌ها جمع‌آوری شد، هوش مصنوعی خروجی‌ها و ابزارهای متنوعی را در اختیار کاربر قرار می‌دهد تا بتواند به راحتی با محتوا تعامل داشته باشد و خروجی‌های مورد نظر خود را به دست بیاورد.

به عنوان مثال، استخراج موضوع متن، استخراج اسامی خاص، استخراج حالت جمله اینکه مثبت است یا منفی(بیشتر در کامنت‌ها استفاده می‌شود) و غیره امکانات جست‌وجویی است که کاوان در اختیار کاربران قرار می‌دهد.

علاوه بر این، کاربران می‌توانند  حدود ۱۲۰ نمودار مختلف به صورت سفارشی‌سازی‌شده براساس داده‌ها بسازند که این نمودارها در حوزه نمودارهای روندی و مقایسه‌ای دسته‌بندی می‌شوند.

  • تاکنون چه تعداد کاربر از خدمات استفاده کرده‌اند؟

مجموع کاربرانی که خدمات را خریداری کرده‌اند و یا در حال تست آن هستند، حدود ۵۰ کاربر است.

  • هزینه استفاده از این خدمات برای برندها چقدر است؟

ما خدمات را به صورت اشتراک ماهانه یا سالانه در اختیار قرار می‌دهیم. ارائه خدمات از ۵۰۰ هزار تومان تا ۲ میلیون تومان متغیر است و بستگی دارد که کاربر تمایل دارد روی چه تعداد پست برای او پایش صورت گیرد. به عنوان مثال، پایش تا ۱۰ هزار پست در پلن اول قرار می‌گیرد. کاربر می‌تواند انتخاب کند که پایش در پست‌های چه رسانه‌هایی انجام شود و آن را برای خود سفارشی‌سازی کند. این وجه تمایز اصلی کاوان با سایر خدمات‌دهندگان در این حوزه است.

  • فکر می‌کنید چه زمانی به مرحله مطلوبی از درآمدزایی می‌رسید؟

این موضوع بستگی به نرخ توسعه کاوان دارد ولی پیش بینی می‌کنیم تا یک‌سال و نیم دیگر به این مرحله برسیم.

  • با چه سرمایه اولیه‌ای کار را شروع کردید و آیا برای جذب سرمایه اقدامی کردید؟

ما با سرمایه شخصی کار را شروع کردیم و در حال حاضر در شرایط جذب سرمایه راند اول هستیم و تست‌های محصول انجام شده است و مشتری هم داریم.

  • ارزیابی بازاری که در آن فعالیت می‌کنید در دنیا و در ایران چقدر برآورده شده است.

در دنیا حدود ۵ درصد حجم تبلیغات دیجیتال صرف پایش می‌شود ولی در ایران این حوزه نوپاست و به تازگی با گسترش اهمیت دیجیتال مارکتینگ لزوم استفاده از این ابزارها بیشتر احساس می‌شود. همچنین حجم  بازار مانیتورینگ رسانه در دنیا برای ۵ سال آینده حدود ۱۸ میلیارد دلار برآورده شده است و در ایران نیز پیش‌بینی‌ها حاکی از این است که حجم بازار بازاریابی دیجیتال در ۵ سال آینده حدود ۵۰۰۰میلیارد تومان باشد که ۵ درصد این رقم می‌شود ۲۵۰ میلیارد تومان که سهم بازار مانیتورینگ رسانه خواهد بود و به احتمال زیاد سهم این بازار بین چند استارت‌آپ تقسیم می‌شود و بازیگران زیادی نخواهد داشت.

  • در حال حاضر چند رقیب شناسایی کردید و چند درصد بازار را هدف‌گذاری کرده‌اید؟

در اسکیلی که ما کار می‌کنیم، ۳ رقیب شناسایی کردیم و ما در حوزه برندها رهبر بازار هستیم ولی در سایر حوزه فالوئر هستیم و فکر می‌کنم اگر بتوانیم در چند سال آینده ۳۰ الی ۴۰ درصد سهم بازار را به دست بیاوریم، موفق شده‌ایم.

  • در این مدت مهم‌ترین چالشتان چه چیزی بوده است؟

مهم‌ترین مشکل ما در فروش است، چون اکثر مشتریان با این خدمات آشنایی ندارند و با آن کار نکرده‌اند. همچنین ما در حال تعریف‌کردن صنعت برای برندها هستیم تا با کاربری‌های هوش مصنوعی بیشتر آشنا شوند. علاوه بر این، تامین امکانات سخت‌افزاری و فراهم‌کردن سرورهای مناسب کار دشواری است و دیتا سرورهای ایران برای چنین خدماتی سرور ندارند و ما مجبور شده‌ایم بخشی از سرورها را خارج از ایران قرار دهیم.

نوشته پایش و تحلیل رسانه با کاوان اولین بار در هفته‌نامه شنبه. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۸ام آذر ۱۳۹۷

یلدای استارت‌آپی

با وضعیت کنونی و نبود ثبات اقتصادی در کشور، استارت‌آپ‌ها موانع زیادی پیش‌رو دارند؛ اگر از ما حمایت نشود نخواهیم توانست از این موانع عبور کنیم.

یلدای استارت‌آپی ۹۷ را دنبال کنید:

یلدای ۹۷

نوشته مسئولین قدر شور و اشتیاق جوانان را بدانند اولین بار در هفته‌نامه شنبه. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۸ام آذر ۱۳۹۷

استارت‌آپ دیتاشهر

شبکه اجتماعی دیتاشهر با استفاده از سیستم‌های هوشمند تحلیل داده می‌خواهد کاری کند که شهروندان در هیچ شهر غافلگیر نشوند، بلکه بتوانند ‌اطلاعات دقیقی از مکان‌های مختلف شهرشان داشته باشند و براساس داده‌هایی که از داشبوردهای معتبر تهیه می‌کنند، برای زندگی‌شان برنامه‌ریزی دقیقی بکنند.

بهرام مشرفی، مدیر‌عامل این پلتفرم معتقد است که عصر کسب‌وکارهای مبتنی بر هوش مصنوعی و تحلیل داده در حال آغازشدن است. کسب‌وکارهایی که بر مبنای داده‌های تولیدشده توسط کاربران راه‌اندازی می‌شوند و می‌توانند زندگی به‌مراتب راحت‌تر و لذت‌بخش‌تری را برای مردم فراهم کنند.

دیتاشهر به‌عنوان یکی از این پلتفرم‌ها طی یکی دو سال اخیر با جذب سرمایه توانسته رشد خوبی را تجربه کند و بیش از ۳۵۰هزار کاربر ثبت‌نام‌شده داشته باشد که بیش از ۵۰۰هزار داده مکانی به همراه عکس و ویدئو روی این شبکه اجتماعی بارگذاری کرده‌اند. این پلتفرم که توسط تیمی ۱۱ نفره اداره می‌شود، اهداف بزرگی را دنبال می‌کند.

از جمله اهدافش این است که کاربران بتوانند از این شبکه اجتماعی درآمدزایی داشته باشند و راه‌اندازی سیستم بلاکچین در راستای تحقق همین هدف بوده است. همچنین نشان‌هایی برای‌ گرفتن تخفیف‌ از کسب‌وکارهای طرف قرارداد دیتاشهر، از دیگر مزایایی است که کاربران دیتاشهر از آن برخوردار می‌شوند.

دیتاشهر می‌خواهد با صحت‌سنجی مکانی اطلاعات، بهترین اطلاعات پایش‌شده را ارائه دهد. بنیانگذاران این استارت‌آپ، ضمن تشریح اهداف‌شان، خود را لیدر بازار تحلیل داده‌ها می‌دانند.  بهرام مشرفی، مدیرعامل این کسب‌وکار اندازه بازار تحلیل داده ایران را تا ۱۵۰میلیون دلار تخمین می‌زند و می‌گوید ما به سهمی بیش از ۵۰درصد از این بازار فکر می‌کنیم.

آنها برای رسیدن به این هدف برنامه‌ریزی پنج‌ساله داشته‌اند و معتقدند که طی ۲ تا ۳سال آینده به این سهم از بازار می‌رسند.  البته بارها بر این نکته تاکید می‌کنند که مهم‌ترین هدف‌شان این است که می‌خواهند مشکلات شهرها را با ابزارهای دیجیتالی و تحلیل هوشمند داده‌ها کاهش دهند. دیتاشهر با راه‌اندازی بخش انگلیسی، نگاه جهانی خودش را ‌نشان داده و طی یک ماه آینده از نسخه انگلیسی‌اش نیز رونمایی می‌کند، چون آنها برنامه‌های گسترده‌ای برای حضور در بازارهای بین‌المللی دارند.

  • شما دیتا‌شهر را به‌عنوان یک پلتفرم جست‌وجو شروع کردید، اما در ادامه سبک و سیاق کارتان شبیه شبکه‌های اجتماعی شده. این تغییر رویکرد حاصل چه بررسی‌هایی بوده است؟

بله، ما به‌عنوان یک پلتفرم جست‌وجو کارمان را شروع کردیم. اما تفکرمان مرکزیت‌زدایی بود و نمی‌خواستیم خودمان در مرکز تولید داده‌ها قرار بگیریم. بنابراین به سمت تبدیل‌شدن به یک شبکه اجتماعی حرکت کردیم، چون در صورتی که ما اطلاعاتی را در اختیار کاربران قرار می‌دادیم، وارد یک رابطه یک‌طرفه می‌شدیم.

در این میان نقش خود کاربر از بین می‌رفت و او هیچ اطلاعاتی برای سیستم ما نمی‌ساخت. بنابراین به سرعت متوجه شدیم که باید به سمت شبکه‌ اجتماعی برویم، چون نمی‌خواستیم صرفا یک پلتفرم جست‌وجو باشیم. برای اینکه نقش کاربران را پررنگ کنیم و از مشارکت آنها در ساخت داده‌ها استفاده کنیم، در تیرماه ۹۶، مفهوم «حاضری» را در دیتاشهر تعریف کردیم.

  • در مورد این مفهوم توضیح بیشتری بدهید.

حاضری یعنی اینکه هر کاربری در هر کجا که قرار دارد، آن مکان را با ثبت زمان و با عکس و محتوا، با دیتاشهر به اشتراک بگذارد. مثلا اگر کسی در میدان ونک ایستاده است، می‌تواند با یک عکس و متنی کوتاه از آنجا حرف بزند. حتی شده از احساسش بگوید یا از آب و هوای آنجا. بعد از مدتی که چنین اطلاعاتی جمع‌آوری شد، ما می‌توانیم به کسانی که در مورد میدان ونک اطلاعاتی نیاز دارند، داده‌هایی ارائه کنیم؛ از عکس گرفته تا متن. حتی می‌توانیم اطلاعات ترافیکی و حمل و نقل آن مکان مشخص را در ساعات مختلف، در اختیار سایر افراد قرار دهیم.

  • چه جذابیت ویژه‌ای برای کاربران ایجاد کرده‌اید که حاضر باشند چنین داده‌هایی برای پلتفرم شما تولید کنند؟

این خواسته از کاربران در واقع خواسته زیادی است، چون شبکه اجتماعی از شما می‌خواهد که در جای درست و محتوای معتبر مرتبط با آن مکان برایش تولید و ارسال کنید. در حالی که مثلا برای فیس‌بوک شما می‌توانید در حالی که روی مبل خانه‌تان نشسته‌اید، عکسی تولید کرده و ارسال کنید.در طی سال گذشته ما تلاش زیادی برای افزودن جذابیت بر اساس سلیقه کاربران کردیم.

برای مثال، سیستم گمیفیکیشنی راه‌اندازی کردیم که طی آن شما می‌توانید به مرور سلیقه خود را به سیستم معرفی کنید و دیتاشهر به شما نشان‌های مرتبط با سلیقه شما ارائه کند، البته در ازای این نشان‌ها می‌توانید از تخفیف و امکانات خاصی استفاده کنید.

همچنین ما بر اساس درخواست کاربران‌مان دیتاشهر را به شکل یک دفترچه خاطرات زمان-مکان تعریف کردیم؛ یعنی شما می‌توانید خاطرات خود را در مکان‌ها و زمان‌های مختلف مرور کنید که خیلی از آن استقبال شد. در واقع کار شبکه اجتماعی مکان‌محور، پل‌زدن بین دنیای مجازی و دنیای واقعی است و آدم‌های دنیای واقعی را در دنیای مجازی به همدیگر معرفی می‌کند.

  • برگردیم به سال راه‌اندازی دیتاشهر. نقطه آغاز به کار این پلتفرم چه سالی بوده است؟

دی ماه سال ۹۳‌، بعد از آشنایی من با مسئله دیتاساینس، ایده اولیه  شکل گرفت و من این ایده را با استاد خودم که اتفاقا مدیر‌عامل شرکت پارسی‌جو نیز بود، مطرح کردم، اما شروع دیتاشهر را باید آذر ۹۴ با ورود به شتاب‌دهنده آواتک دانست.

  • و چه زمانی از پارسی‌جو جدا شده و مستقل شدید.

در واقع ما هیچ‌گاه رسما با پارسی‌جو همکاری نکردیم و اسفندماه ۹۳ از پارسی‌جو جدا شدیم، چون به توافقات لازم نرسیدیم و در ساختار آن نمی‌توانستیم کار کنیم. البته بعد از ما پارسی‌جو، سیستمی راه‌اندازی کردیم به نام «کافه‌کجا» که به جایی نرسید و به اصطلاح شات‌دان شد.

  • چقدر سرمایه اولیه داشتید؟

در آن زمان شناختی از اکوسیستم استارت‌آپی ایران نداشتیم و البته مانند امروز سروشکل کاملی نگرفته بود. بنابراین ما شرکت‌های استارت‌آپی را نمی‌شناختیم؛ یعنی اصلا خبر نداشتیم که وی‌سی و شتاب‌دهنده‌ای وجود دارد. بنابراین فکر می‌کردیم که بزرگ‌ترین مشکل‌مان نداشتن سرمایه است.

به همین دلیل به یکی از اساتید دانشگاه یزد مراجعه کردیم و او با دیدن ایمان و اشتیاق ما به این ایده، در نقش سرمایه‌گذار فرشته‌ ۳۰ میلیون تومان به ما داد، بدون اینکه سهمی بگیرد یا حتی قراردادی ببندد. فقط قرار شد که هر گاه کار ما رونق گرفت، پولش را برگردانیم و ما ۲سال بعد، این پول را برگرداندیم. می‌توانم بگویم یکی از دلایلی که موجب شد ما الان در این مرحله از کسب‌وکارمان باشیم و بتوانیم ایده‌مان را رشد دهیم، جذب همین سرمایه بود.

دیتا و بیگ‌دیتا در نهایت باید به جایی برسد که در هر گام زندگی مردم در کنارشان باشد. از نشان دادن نقطه‌های ترافیکی گرفته تا مکان‌های دیدنی یا مکان‌هایی برای اوقات فراغت و صرف غذا و سایر نیازهای مردم. همین الان ما چنین آماری را روی دیتاشهر داریم

بهرام مشرفی
مدیرعامل استارت‌آپ دیتاشهر

  • سال گذشته هم جذب سرمایه داشتید که بیشتر به آن خواهیم پرداخت. اما قبل از آن چه می‌کردید و با چه سرمایه‌ای کسب‌وکارتان را اداره می‌کردید؟

به دلیل ماهیت کسب‌وکار ما و اینکه بر اساس جمع‌آوری داده در طول زمان، چارچوب‌هایش مشخص می‌شود، می‌دانستیم که باید به فکر جذب سرمایه بیشتری باشیم. ما سعی کردیم با برنامه‌ریزی دقیق و اجتناب از هزینه‌های غیرمتعارف کسب‌و‌کار خود را تا ورود سرمایه‌گذار اداره کنیم.

  • و در ادامه از صندوق توسعه تکنولوژی جذب سرمایه داشتید.

قبل از صندوق توسعه تکنولوژی، با سرمایه‌گذار دیگری تا بستن قرارداد هم پیش رفتیم اما چون صندوق ساختار شفافی نداشت، نمی‌توانست روی استارت‌آپ‌ها سرمایه‌گذاری کند(جالب است بدانید این سرمایه‌گذار همچنان در اکوسیستم است)، با اینکه مدت زمان زیادی صرف بررسی‌ها شده بود، در نهایت‌ جذب سرمایه‌ای انجام نشد.

البته این مدت زمانی که تلف شد، به‌شدت به فعالیت‌های ما ضربه زد، اما صندوق توسعه تکنولوژی با سرعت و تنها طی یک ماه جواب ما را داد و حاضر شد روی دیتاشهر سرمایه‌گذاری کند. این سرمایه‌گذاری باعث رشد بسیار دیتاشهر شد. جالب است بدانید در طول سال سرمایه‌گذاری صندوق توسعه تکنولوژی بسیاری از پارامترهای رشد دیتاشهر تا هفته‌ای ۵۰ درصد رشد کرد.

  • این جذب سرمایه چه زمانی بود؟

فروردین ۹۶، این قرارداد نهایی شد. در واقع کار حرفه‌ای دیتاشهر هم از این تاریخ آغاز شد.

  • دیتاشهر یک شبکه اجتماعی است و شما اصرار دارید که به آن پلتفرم جست‌وجو نگویید. در مورد دیتاشهر بیشتر حرف بزنیم. بنابراین از نحوه کارش و از تعداد کاربران شروع کنیم.

بله دیتاشهر تنها شبکه اجتماعی مکان‌محور ایرانی با تمرکز بر مفهوم حاضری‌زدن است که کاربران در آن از طریق این ویژگی با یکدیگر در تعامل هستند. این ویژگی به همراه گیمیفیکیشن طراحی شده برای آن طول یک‌سال فعالیت این شبکه بالغ بر ۳۵۰ هزار کاربر گرفت.

  • پس شما با دانرو یا کی‌کجاست متفاوت هستید؟

این کسب‌وکارهایی که نام بردید، پلتفرم‌های جست‌وجو هستند ولی ما در کنار جست‌وجو، شبکه اجتماعی هم داریم. ‌تفاوت ما با آنها این است که شبکه اجتماعی مرکز ثقل کسب‌وکار ماست و ما کاملا روی شبکه اجتماعی متمرکز هستیم. در حالی که در دیتاشهر روابط گسترده‌ای بین آدم‌ها ایجاد شده که همدیگر را دنبال می‌کنند، به همدیگر پیام می‌دهند و در کل نسبت به پست‌های همدیگر عکس‌العمل دارند.

  • فکر می‌کنم حضور امثال دانرو یا کی‌کجاست قبل از شما در بازار، به نوعی به بازارسازی هم منجر شد و امر مثبتی به شمار می‌رود.

بله، آنها پول‌های زیادی هم خرج کردند، اما به دلیل بسته‌بودن بازار، کمتر سودی برداشت کردند. هر چند دانرو بیشترین سرمایه‌گذاری را روی آنلاین‌کردن تبلیغات کسب‌وکارهای سنتی انجام داد تا بازار تحلیل داده؛ یعنی بیشتر با رویکرد پیک برتری خرج کرد. اما به طور کلی این بازیگران مسیر را باز کردند و حضورشان قطعا مثبت بوده است.

  • چه کسب‌وکارهای دیگری الان شبیه شما هستند؟

کسب‌وکاری که مانند دیتاشهر تمرکز اصلی‌اش روی شبکه اجتماعی باشد، الان نداریم.

  • میزان کاربران شما الان به چه تعداد رسیده است؟

در حال حاضر بیش از ۳۵۰ هزار کاربر ثبت‌نام شده داریم.

  • گستره فعالیت دیتاشهر فقط تهران است؟

نه! کل ایران را پوشش می‌دهیم. شاید برای‌تان جالب باشد که سال گذشته ‌هنگام حادثه تلخ زلزله کرمانشاه، کاربران ما از شهرهای زلزله‌زده، عکس و محتوا ارسال می‌کردند.

  • از خارج از کشور هم امکان ارسال محتوا برای دیتاشهر وجود دارد؟

در ابتدا به خاطر اینکه تنها به محدوده ایران فکر می‌کردیم، این امکان را نداشتیم. اما الان چنین ظرفیتی فراهم شده و ایرانیانی که به مسافرت خارج از کشور می‌روند یا خارج از ایران زندگی می‌کنند، می‌توانند محتوای مورد علاقه خود را با دوستان‌شان و دیگر ایرانیان به اشتراک بگذارند.

  • الان چه تعداد عکس و به‌طور کلی محتوا توسط کاربران روی دیتاشهر بارگذاری شده است؟

ما بیش از ۲۰۰ هزار عکس و ویدئو داریم.

  • چه رنج سنی از دیتاشهر استفاده می‌کنند؟

اغلب کاربران ما بین ۱۸ تا ۳۵ سال ‌دارند.

  • بازدید روزانه دیتاشهر چقدر است؟

روزانه تا ۱۰ هزار کاربر داریم که به ماهی ۳۰۰هزار کاربر فعال می‌رسد.

  • دیتاشهر چه مدل درآمدزایی دارد؟

ما ۳ مدل درآمدزایی برای دیتاشهر در نظر گرفته‌ایم؛ یکی طراحی اکانت پریمیوم برای کاربران است. به این صورت که کاربر با خرید این اکانت سه‌ماهه، به امکانات ویژه‌ای دسترسی پیدا می‌کند.

البته این مدل درآمدزایی در آینده رونق بیشتری خواهد گرفت، چون با توجه به نیازسنجی کاربران ویژگی‌های زیادی طراحی و آماده شده ‌که منجر به رشد این مدل درآمدی خواهد شد. تحلیل و فروش داده که هم‌اکنون بزرگ‌ترین لاین درآمدی ما‌ست و تبلیغات مکان‌محور ۲ مدل دیگر از روش‌های درآمدزایی دیتاشهر هستند.

دیتا و بیگ‌دیتا در نهایت باید به جایی برسد که در هر گام زندگی مردم در کنارشان باشد. از نشان دادن نقطه‌های ترافیکی گرفته تا مکان‌های دیدنی یا مکان‌هایی برای اوقات فراغت و صرف غذا و سایر نیازهای مردم. همین الان ما چنین آماری را روی دیتاشهر داریم

  • مشتریان این مدل‌های درآمدزایی چه کسانی یا چه ارگان‌هایی هستند؟

سازمان‌های بزرگ به تحلیل و فروش داده نیاز دارند و روی داده‌های مکانی، ارزش افزوده می‌خواهند. در حال حاضر با ۳ سازمان همکاری می‌کنیم. یکی از آنها کافه‌بازار است که برای سرویس نقشه‌اش به داده‌هایی با ارزش افزوده نیاز دارد. تبلیغات مکان‌محور نیز از اصلی‌ترین مدل‌های درآمدزایی دیتاشهر است که بسیار هوشمند عمل می‌کند.

به این صورت که کسب‌وکارها می‌توانند تبلیغات خود را به مکان‌های مورد علاقه‌شان نشان ‌‌دهند. این روند کاملا هوشمندانه است و افراد براساس زنگ‌خوری که دارند و براساس کلیک‌ها و بازخوردهایی که می‌گیرند، پول پرداخت می‌کنند.

  • چه تعداد کسب‌وکار در حال حاضر از این مدل درآمدی شما استفاده می‌کنند؟

تاکنون۱۰۰ کسب‌وکار در این زمینه با دیتاشهر همکاری کرده‌اند. این کسب‌وکارها از پکیج‌هایی استفاده می‌کنند که قیمت پایه این پکیج‌ها تا یک میلیون تومان است. به ازای هر لایک و کلیک و زنگ‌خوری که دارند، از حساب‌شان کسر می‌شود.

  • پس دیتاشهر الان درآمدزایی دارد؟

بله درآمدزایی داریم و ان‌شاءالله به زودی به پوشش سرمایه خواهیم رسید. این نکته را هم به شما بگویم که جذب سرمایه ما برای یک سال بود؛ یعنی از فرودین ۹۶ تا فروردین ۹۷٫ بعد از فروردین ۹۷ تاکنون سرمایه جدیدی به دیتاشهر تزریق نشده و در این مدت از درآمد خود کسب‌وکارمان، استارت‌آپ‌مان را اداره کرده‌ایم. این درآمدزایی در حالی رخ داده‌ که چنین پلتفرم‌هایی ماهیتا دیربازده هستند اما ما توانستیم خیلی سریع به درآمدزایی برسیم.

  • شما در دورانی درآمدزایی داشته‌اید و توانسته‌اید کسب‌وکارتان را سر پا نگه دارید‌ که بنا بر آمار و ارقام، دوران خوبی نیست و سختی زیادی متوجه کسب‌وکارها شده است؛ استراتژی دیتاشهر برای سر پا ماندن در این شرایط چه بوده است؟

بازار کسب‌وکارهای آنلاین در سال ۹۶، یک دوره هایپ را پشت سر گذاشت و مشخص بود که به سمت خالی‌شدن از حباب پیش می‌رود. در واقع عطش استارت‌آپ‌زدن رفته‌رفته کاهش یافت؛ یعنی تب استارت‌آپ بزنیم و پولدار شویم، از بین رفت. در واقع از اواخر سال ۹۶، خیلی‌ها ناامید شدند. خود ما در حال بستن قرارداد با یکی دو سرمایه‌گذار بودیم و به امضای نهایی هم نزدیک شده بودیم، اما ارزش دلار و ریال که تغییر کرد، همه چیز ایستاد و بازار فریز شد.

وقتی بازار فریز شود، همه فریز می‌شوند و حتی بزرگان بازار هم بدون سروصدا ماندند و انگار همه منتظر اتفاقات بعدی بودند. فریزشدن بازار به نفع ما بود، چون اگر کسب‌وکارهای دیگری در حال تبلیغات و حضور داغ و پرانرژی در بازار بودند، می‌توانستند از ما جلو بزنند و درآمد ما برای رقابت با آنها کافی نبود، اما سکوت همه‌جانبه اکوسیستم موجب شد که کسب‌وکاری مانند دیتاشهر، کسب‌و‌کار خاموش و بی‌سر‌و‌صدایی به‌نظر نیاید، ما در این وضعیت به تکمیل تیم فنی و طراحی استراتژی مارکتینگ دیتاشهر پرداختیم و خود را آماده بازار پس از رکود کردیم. امروز به‌نظر می‌آید بازار کم‌کم در حال فعال‌شدن است.

  • پس به نوعی ثبات در کسب‌وکار رسیده‌اید. وضعیت فعلی دیتاشهر چگونه است و چه راهکارهایی برای حضور قدرتمند در بازار در نظر دارد؟

ما راهکارهای جدیدی برای دیتاشهر به‌عنوان یک شبکه اجتماعی ترسیم کرده‌ایم. مانند راهکار بلاکچین که تنها به خاطر فریزشدن بازار بود که موجب شد روی این راهکار کار کنیم، چون نمی‌‌خواستیم پول‌مان را روی تبلیغات هزینه کنیم، چون به نظر ما تبلیغات در چنین وضعیتی نتیجه‌ای در بر نداشت.

من به آینده بازار کسب‌وکارهای استارت‌آپی خیلی امیدوارم، چون سرمایه‌گذاری روی دلار و ارز و سکه ریسک بالایی دارد، سرمایه‌گذاری در حوزه مسکن و خودرو هم دیگر به انتهای خود رسیده است‌ و به نظر می‌رسد که حوزه آنلاین بتواند نظر سرمایه‌گذاران را جذب کند. به نظر من سال ۹۸، سال مثبتی برای استارت‌آپ‌هاست، چون مطمئنم که هم استارت‌آپ‌ها و هم سرمایه‌گذاران با عقلانیت بیشتری کار خواهند کرد و حتی استارت‌آپ‌های موفقی هم راه‌اندازی خواهد شد.

  • ترند را به سمت راه‌اندازی چه استارت‌آپ‌هایی پیش‌بینی می‌کنی؟

به نظرم در سال ۹۸ دیگر راه‌اندازی استارت‌آپ‌های خدماتی متوقف می‌شود. ایکامرس هم کمرنگ می‌شود و بیشتر به سمت راه‌اندازی استارت‌آپ‌هایی می‌رویم که بر پایه تکنولوژی و هوش مصنوعی شکل می‌گیرند. مثلا الان شهرداری به دنبال هوشمند‌سازی شهر است. بنابراین احتمالا استارت‌آپ‌هایی راه‌اندازی می‌شوند که ارزش افزوده‌ای روی داده‌ها ارائه می‌کنند. پس می‌توانیم امیدوار باشیم که استارت‌آپ‌های داده‌محور ایجاد شوند.

  • از شهر هوشمند حرف زدی؛ این اصطلاح را بیشتر توضیح بده و بگو که کسب‌وکارهایی مانند دیتاشهر چه کمکی به هوشمندشدن شهر خواهند کرد و چه فوایدی برای شهروندان در بر دارد؟

مفهوم شهر هوشمند در سطح جهان هم یک مفهوم نو و تازه است. شهرهای ایران هم هنوز هوشمند نشده‌اند اما همین که بعضی از ارگان‌ها به فکر چنین مفهومی هستند، جای خوشحالی دارد. شهر هوشمند یعنی اینکه بتوانیم از تکنولوژی‌های روز جهان برای کاهش درد و موانع موجود بر سر مردم استفاده کنیم. الان استفاده از تاکسی‌های آنلاین بخشی از هوشمندسازی شهر است. همچنین در یک شهر هوشمند نیازی به ایستادن در صف‌های طولانی نیست.

مهم‌ترین ویژگی یک شهر هوشمند این است که شهروندانش غافلگیر نمی‌شوند، چون اطلاعاتی در داشبوردهایی وجود دارد که براساس آن اطلاعات، شهروندان می‌توانند برنامه‌ریزی کنند تا زمان تلف‌شده کمتری داشته باشند. یک نشانه مثبت هم وجود دارد که امیدوارکننده است؛ میزان استفاده مردم از پلتفرم‌ها نشان می‌دهد که آمادگی استفاده از تکنولوژی و ابزارهای دیجیتالی را دارند و این نشانه بسیار مثبت و خوشایندی است.

ضمن اینکه پلتفرم‌هایی مانند دیتاشهر، خود مردم را هم به کار می‌گیرند و داده‌های شهر را با مشارکت مردم می‌سازند؛ یعنی هوشمندسازی شهر نه‌تنها با وجود ابزارها و داده‌ها بلکه با کمک و مشارکت مردم ساخته می‌شود و آنها می‌توانند زندگی مدرنی را تجربه کنند.  دیتا و بیگ‌دیتا در نهایت باید به جایی برسد که در هر گام زندگی مردم در کنارشان باشد.

از نشان دادن نقطه‌های ترافیکی گرفته تا مکان‌های دیدنی یا مکان‌هایی برای اوقات فراغت و صرف غذا و سایر نیازهای مردم. همین الان ما چنین آماری را روی دیتاشهر داریم و می‌توانیم نقطه‌های مختلف شهر تهران را در طول شب و روز، به شلوغی و رونق یا خلوتی به کاربران معرفی کنیم.

  • در بخشی از صحبتت که به فریزشدن بازار اشاره کردی، از راه‌اندازی سرویس بلاکچین حرف زدی؛ این مورد را بیشتر توضیح بده و اینکه این سرویس برای کاربران چه آورده‌ای دارد؟

یکی از ویژگی‌های شهر هوشمند این است که داده‌هایش توسط خود مردم ساخته شود. ما با راه‌اندازی سرویس بلاکچین که الان برای نخستین‌بار است که در رسانه‌ها در مورد آن حرف می‌زنیم و آن را با هفته‌نامه شنبه در میان می‌گذاریم، می‌خواهیم مشارکت شهروندان را به راهی برای درآمدزایی‌شان تبدیل کنیم. به این صورت که با تولید محتوا و به اشتراک‌گذاری آن، محتوایش مورد راستی‌آزمایی توسط سایر کاربران قرار گرفته و امتیاز می‌گیرد و براساس امتیازها می‌تواند سکه دریافت کند.

  • سکه گرفتن و کسب درآمد شهروندان از سرویس‌تان چگونه خواهد بود؟

۲۰درصد از کاربرانی که روی پلتفرم دیتاشهر قرار می‌گیرند، داده می‌سازند و نرخ خوبی محسوب می‌شود. یعنی از ۱۰هزار نفر از کاربران روزانه، ۲ هزار نفر داده‌سازی و تولید محتوا دارند. این ۲۰درصد به نوعی حضور دائمی دارند و مشارکت‌شان دائمی است. اما همه داده‌هایی که کاربران می‌سازند، لزوما داده‌های صحیحی نیست. یعنی ممکن است داده‌ای نباشد که به دیگر کاربران در حل مشکلات‌شان کمک ‌کند.

پس ما باید داده‌ها را صحت‌سنجی کنیم. هرچند ما هیچ داده‌ای را پاک نمی‌کنیم. بنابراین با طراحی گیمیفیکیشن و استفاده از تکنولوژی بلاکچین کمک می‌کنیم که کاربرانی که داده‌های صحیح می‌سازند، از این کارشان سود ببرند. مثلا نشان‌هایی (استیکر) دریافت می‌کنند که می‌توانند در کافه‌های طرف قرارداد ما، تخفیف بگیرند.

با سیستم بلاکچین ما به شفاف‌سازی داده‌ها پرداختیم که مشخص باشد که چه کسانی و از چه مکان‌هایی در حال ثبت داده هستند. همچنین افرادی که در حول و حوش افراد تولیدکننده داده‌ها هستند، این داده‌ها را صحت‌سنجی می‌کنند که آیا صحیح است یا نه و اینکه چقدر کاربردی و مفید است. ما مفهومی را در دیتاشهر تعریف کردیم به نام لایک وزن‌دار.

پس دیگر تک‌لایک نیست مانند اینستاگرام. همچنین کاربران می‌توانند گزارشی ثبت کنند و بگویند این داده‌ها چقدر درست است. بنابراین در این سیستم آدم‌های واقعی داده می‌سازند و آدم‌های واقعی هم صحت‌سنجی می‌کنند. پس مشکل لایک و کامنت روبات‌ها و عدم اعتمادی که ایجاد شده بود، با استفاده از شفاف‌سازی بلاکچین از بین می‌رود. هر چقدر افراد داده‌های صحیح‌تری تولید کنند، امتیازات بیشتری می‌گیرند و سکه دریافت می‌کنند که اشاره کردم این سکه می‌تواند به صورت نقدی دریافت شود.

یکی از ویژگی‌های شهر هوشمند این است که داده‌هایش توسط خود مردم ساخته شود. ما با راه‌اندازی سرویس بلاکچین  می‌خواهیم مشارکت شهروندان را به راهی برای درآمدزایی‌شان تبدیل کنیم

  • به نظر می‌رسد که استفاده از بلاکچین چشم‌انداز کسب‌وکارتان باشد، چون کلا یک سیستم تازه است و در ایران هم هنوز مفهومی در حد حرف است. مثلا نحوه نقدکردن این سکه‌ها برای خودش داستانی خواهد داشت.

ارزهای دیجیتال همگی اکسچنج دارند؛ یعنی سکه یک شرکت را می‌شود داد و سکه شرکت دیگری را گرفت یا پول نقد دریافت کرد. در ایران هنوز چنین امکانی فراهم نشده اما دولت کم‌کم به این سمت حرکت خواهد کرد. هر‌چند قبول دارم که این چشم‌انداز دیتاشهر است. ما مباحث فنی این سیستم را پیش برده‌ایم و از این نظر مشکلی نداریم.

خبرجدیدی که برای جامعه استارت‌آپی داریم، این است که هفته آینده اسمارت‌کانترکت‌های مرتبط با بلاکچین را روی دیتاشهر فعال می‌کنیم که داده‌های همه نقاط ایران توسط افراد بومی مکان‌های مختلف، صحت‌سنجی شود و امتیاز افراد لحاظ شود. زمانی هم که ساختارها کامل شود، سکه‌های افراد به آنها تحویل داده می‌شود.

ولی از سیستم نشان یا استیکر ما افراد زیادی تاکنون استفاده کرده‌اند. الان خبر جدید و مهم دیتاشهر این است که می‌خواهد مشکل بزرگ راستی‌آزمایی داده‌های تولیدشده توسط کاربران را با فناوری بلاکچین حل کند. این یک مشکل بزرگ بود، چون در مورد صحت کامنت‌ها و داده‌ها، سال‌های سال اختلاف نظر وجود داشته است.

  • دلیل انتخاب بلاکچین تنها به خاطر شفافیتش بوده است؟

دقیقا. چون با شفافیتی که بلاکچین دارد، دیگر کسی نمی‌تواند شما را به داده‌سازی یا صحت‌سنجی تقلبی متهم کند. در بلاکچین همه چیز از تولیدکننده داده تا صحت‌سنج داده‌ها مشخص است. همین هم از جذابیت‌های تولید داده توسط کاربران است؛ یعنی این امید برای کاربران وجود دارد که ضمن اینکه اطلاعاتی از شهرش را به اشتراک گذاشته، در نهایت می‌تواند به درآمدزایی برسد.

  • استفاده از سیستم بلاکچین چه مخاطراتی را متوجه کسب‌وکارتان می‌کند؟

به دلیل نو بودن و تازه بودن این سیستم حتی در سطح جهان، این سیستم یعنی خود بلاکچین هنوز آینده خودش را به‌درستی نمی‌شناسد و نمی‌داند در آینده چه وضعیتی خواهد داشت، چون ممکن است این سیستم در آینده تغییرات بسیار بزرگی را تجربه کند.

اما ما با تجربه و پیش‌بینی که داریم، ایمان داریم جهان به این سمت می‌رود و با وجود مشکلاتی که امثال فیس‌بوک در یکی دو سال اخیر ایجاد کرده‌اند، باید مرکزگرایی از بین برود و به سمت اینترنت غیرمتمرکز حرکت کنیم، چون مرکزگرایی هم بی‌اعتمادی ایجاد می‌کند و هم قدرت زیادی را در اختیار صاحبان یک کسب‌وکار قرار می‌دهد که می‌تواند آینده جهان را با چالش مواجه کند.

مثلا امثال فیس‌بوک داده‌های مردم را می‌فروشند و از آن درآمدزایی می‌کنند بدون اینکه اجازه این کار را داشته باشند. البته باید تصحیح کنم امروز شرکت فیس‌بوک سرمایه‌گذاری‌های زیادی روی تحقیقات در این زمینه انجام داده و همین یکی از سیگنال‌های مثبت این بازار در آینده است.
یکی دیگر از مخاطرات استفاده از سیستم بلاکچین، کمبود نیروی انسانی آشنا به این سیستم است و استخدام چنین افرادی بسیار هزینه‌بر است که ما با تربیت نیروی انسانی در این زمینه تا حدی این مشکل را برای خودمان برطرف کردیم.

  • اطلاعاتی که شما از کاربران می‌گیرید، چقدر از ایمنی برخوردار است؟

ما ۳ سطح ایمنی را برای کاربران در نظر گرفته‌ایم؛ نخست اینکه ممکن است یک کاربر از ما بخواهد که داده‌هایش با دیگران به اشتراک گذاشته نشود و تنها می‌خواهد به ثبت خاطراتش بپردازد. پس ما این اطلاعات را به صورت عمومی منتشر نمی‌کنیم. بعضی‌ها هم می‌خواهند داده‌ها تنها با دوستان‌شان به اشتراک گذاشته شود و بعضی هم با اشتراک‌گذاری عمومی موافق هستند.

  • نام دیتاشهر موجب شده که بعضی‌ از افراد فکر کنند، دیتاشهر مربوط به شهرداری تهران است و زیر نظر این ارگان است.

نه. دیتاشهر یک کسب‌وکار مستقل است و ارتباطی به شهرداری ندارد. البته همکاری‌هایی با شهرداری داریم و مثلا داده‌هایی را برای این ارگان تحلیل کرده‌ایم، اما هیچ ارتباط مالکیتی نه با شهرداری و نه هیچ ارگان دولتی نداریم.

  • همه داده‌های کسب‌وکارتان را کاربران تولید کرده‌اند یا خود شما هم روی دیتاشهر داده بارگذاری کرده‌اید؟

در ابتدا بخشی از داده‌ها را خودمان بارگذاری کردیم. در واقع داده‌های اولیه را از تمیزکردن داده‌های مکانی گوگل به دست آورده‌ایم و حدود ۱۰۰ هزار داده را به‌عنوان پایه در پلتفرم قرار دادیم اما امروز بیش از ۵۰۰هزار داده روی دیتاشهر وجود دارد؛ یعنی بیش از ۵ برابر داده‌های اولیه ما توسط کاربران ساخته شده است.

  • مهم‌ترین کمکی که می‌خواهید به شهر بکنید، چیست؟

دیتاشهر از یک مقطعی به این فکر افتاد که کمکش نه‌تنها مختص تهران یا ایران بلکه می‌تواند جهانی باشد. به همین دلیل یک محصول تماما انگلیسی هم دارد که به‌زودی و طی یک ماه آینده منتشر می‌شود. قصد ما این است که آدم‌ها با خیال راحت در یک شبکه اجتماعی فعالیت داشته باشند. بدون اینکه نگران اطلاعات شخصی‌شان باشند، بدون اینکه این ترس را داشته باشند که از داده‌های آنها سوء‌استفاده‌ای صورت بگیرد.

نکته‌ مهم دیگر این است که چون ما این فناوری و این قدرت را داریم که از داده‌ها درآمدزایی داشته باشیم، سهم کاربران از تولید داده‌ را به آنها بدهیم. الان شبکه‌های اجتماعی چون فیس‌بوک سهمی به کاربران نمی‌‌دهند. از طرفی داده‌هایی که کاربران نمی‌خواهند انتشار عمومی داشته باشند، مشکل امنیتی نخواهند داشت.

چون داده‌ها به صورت متمرکز در دست کسی نخواهد بود، بلکه به صورت انکریپ‌شده در یک شبکه غیرمتمرکز ذخیره می‌شود و کسی نمی‌تواند به آن دسترسی داشته باشد. اما داده‌های متمرکز که به صورت عمومی منتشر می‌شود، می‌تواند محل درآمدزایی برای کسب‌وکار ما و برای کاربران باشد. این نکته را هم اضافه کنم که ما می‌خواهیم مشکلات را با ابزارهای دیجیتالی حل کنیم. ضمن اینکه در آینده یعنی طی یک ماه آینده بخش رویداد و سوال‌پرسیدن در مورد مکان‌ها را هم به دیتاشهر اضافه می‌کنیم.

  • به انتهای گفت‌وگو نزدیک شده‌ایم و می‌خواهم یکی دو سوال در مورد بازاری که در آن حضور دارید، بپرسم. نخستین سوالم در مورد اندازه این بازار است.

بازار تحلیل داده‌های مکانی تنها در خاورمیانه، حدود ۳ میلیارد دلار است و بازار بسیار بکری هم است که کمتر از آن بهره‌برداری شده است.

  • این آمار را از چه منبعی ذکر می‌کنید؟

منبع آماری که به شما می‌گویم، ای‌مارکتر است که از معتبرترین منابع برای آمارهایی از این دست است. همچنین گردش جهانی بازار داده یعنی داده‌هایی که مشهود است (بازار داده‌های غیرمشهود هم داریم که سرویس‌های اطلاعاتی از آن آگاه هستند و معمولا بیان نمی‌شود) اما داده‌های تجاری در سطح جهان، گردش مالی تا ۱۱ تریلیون دلار دارد.

  • گردش مالی داده‌ها در ایران چه اندازه‌ای دارد؟

در ایران باید از روی حدس و تخمین بگوییم. تخمین بدبینانه‌ای که ما زده‌ایم نشان می‌دهد که اندازه بازار داده در ایران تا ۱۵۰ میلیون دلار است. هر چند من فکر می‌کنم این بازار در ایران بسیار بزرگ‌تر از این رقم است.

  • که ظاهرا به صورت بالقوه باقی مانده و هنوز استفاده قابل‌بیانی از آن نشده است.

بله. کلا این حوزه بسیار نو و تازه است.

  • خود شما برای رسیدن به چه سهمی از بازار تلاش می‌کنید؟

ما همین الان هم مدعی هستیم که لیدر بازار داده‌های ارزش افزوده مکانی هستیم، چون فکر می‌کنم تنها تیمی هستیم که در حال حاضر تحلیل داده می‌فروشیم و درآمدزایی داریم و مشتریان راضی هستند. ما به سهم روی ۵۰درصد فکر می‌کنیم. چنین پلتفرم‌هایی طی ۴ تا ۵ سال رشدشان را کامل می‌کنند. ما الان حدود ۲سال از شروع به کارمان می‌گذرد و ۲ تا ۳ سال دیگر برای ساختن هر‌چه بیشتر بازار و درآمدزایی و رسیدن به سود، زمان نیاز داریم.

نه تهران و نه ایران، به بازار بین‌المللی فکر می‌کنیم

بهرام مشرفی، متولد فروردین ماه ۱۳۶۸ در تهران است. دبیرستان را در تهران و کارشناسی را در اراک گذرانده است. مقطع کارشناسی ارشد را در رشته هوش مصنوعی و در یزد پشت سر گذاشته است. در همین دوره با علم داده (دیتاساینس) آشنا می‌شود. در یزد گام‌های نخست پلتفرم جست‌وجوی مکان‌محور را با همکاری ۲ نفر از دوستانش یعنی محمد چنگانی و امید آراسته که در حال حاضر هم‌بنیانگذاران دیتاشهر هستند، می‌نویسند. بعد از اتمام دوران تحصیل به تهران برمی‌گردند و کارشان را جدی‌تر شروع می‌کنند.

اراک، یزد و سپس تهران

ایده‌ای که در اراک شکل گرفته بود، به یزد می‌رود و سپس به تهران می‌آید. این ایده بعدها پخته‌تر می‌شود و به این سمت هدایت می‌شود که در همه جای ایران و در همه شهرها کاربرد داشته باشد. همچنین آنها صرفا روی کسب‌وکارهای واقع در مکان‌های مختلف تمرکز نکرده‌اند، بلکه قصدشان راه‌اندازی پلتفرمی برای ارائه اطلاعات مکان‌های مختلف شهر بوده است؛ از کسب‌وکارها گرفته تا جاهای دیدنی و… این ایده در دوره کارشناسی در حد ایده باقی می‌ماند.

در مقطع کارشناسی باز این ایده در ذهن هم‌بنیانگذار دیتاشهر، زنده می‌شود و جان دوباره می‌گیرد. بهرام می‌گوید من می‌دانستم که این ایده برمی‌گردد به دیتا و داده‌های کلان و جمعیت را هم باید به سمت تولیدکردن دیتا هدایت کرد. بنابراین به سمت‌وسوی هوش مصنوعی می‌رود و کارهایی در زمینه بیگ‌دیتا انجام می‌دهد و در این حوزه فعالیت‌هایی داشته است.

عمده فعالیت‌هایش در این زمینه در شهر یزد و در پارسی‌جو یعنی موتور جست‌وجوی ایرانی بوده است. بهرام می‌گوید پارسی‌جو بیش از ۶۰۰ میلیون داده دارد، اما وقتی اشاره می‌کنم که به اهدافش نرسیده و پارسی‌جویی که با داعیه تصاحب مقام گوگل در ایران آمده بود، الان تنها یک نام از آن مانده است، می‌گوید: یکی از دلایل عدم موفقیت پارسی‌جو این بود که تنها در یزد بنا شده و دسترسی کاملی به سرمایه‌گذاران و ارتباطات گسترده‌ ندارد.

در واقع پارسی‌جو خیلی مرکزگرا عمل کرده و دیتای زیادی در اختیارش قرار گرفته است. من می‌خواستم دیتاشهر را در ابتدا برای پارسی‌جو راه‌اندازی کنم، اما گستردگی کار پارسی‌جو مانع از حرکت آزادانه من بود و ‌قوانین آنجا نوعی دست‌وپاگیر بود. از طرفی در پارسی‌جو این تفکر وجود داشت که کل داده‌ها را می‌توانیم با خزش‌های جست‌وجویی به دست مردم ایجاد کنیم؛ در صورتی که واقعیت این است که اگر مردم نباشند و اگر پایش جمعی اطلاعات وجود نداشته باشد، رسیدن به هدفی که امثال پارسی‌جو دنبال می‌کنند، غیرممکن خواهد بود.

کتاب اول نتوانست

بهرام می‌گوید: تجربه‌های شکست‌خورده پرخرجی مانند کتاب اول را هم پیش روی‌مان می‌دیدیم، چون کتاب اول هم با همین دیدگاه وارد بازار شده بود که کل اطلاعات تهران را جمع‌آوری کند. اما چون اطلاعات به سرعت منقضی می‌شود و صرف جمع‌آوری اطلاعات نمی‌تواند موجب موفقیت یک پلتفرم شود، بلکه اطلاعات باید توسط مردم یک شهر جمع‌آوری شود و روزآور (آپدیت) باشد.

در واقع باید افرادی در کنار چنین کسب‌وکارهایی قرار بگیرند که روی ابعاد مختلفش فکر کرده‌اند و مردم را برای تعامل فراخوانده‌اند، چون مردم به‌سادگی به سمت استفاده از یک پلتفرم یا کسب‌وکار نمی‌روند. بنابراین صرف داشتن اطلاعات یا داده‌های بسیار، نمی‌تواند ضامن موفقیت یا بقای یک کسب‌وکار باشد. یک تیم هر چقدر هم پولدار که باشد باید بتواند راهکارهای خلاقی بسازد که مردم به سمت پلتفرم یا موتور جست‌وجو یا هر نوع کسب‌وکار دیگری سوق داده شوند و مشارکت مردم دخیل باشد. تنها در این صورت می‌توان امیدوار بود که کسب‌وکارهای موفقی بر بستر بیگ داده‌ها ایجاد شود.

هم‌بنیانگذار دیتاشهر بر مشارکت مردم و ساخت داده‌ها توسط مردم تاکید زیادی دارد. در نهایت تاکید می‌کند که در دیتاشهر به دنبال مرکزیت‌زدایی هستند و نمی‌خواهند تولیدکننده داده باشند، بلکه بستر و زمینه‌ای را آماده‌ کرده‌اند که با مشارکت مردم، داده‌ها ساخته شوند. دیدگاه دیگری که در دیتاشهر دنبال می‌کنند این است که نه‌تنها صاحبان این کسب‌وکار باید از داده‌ها و جمع‌آوری اطلاعات سود ببرند بلکه تولیدکنندگان این داده‌ها یعنی عموم مردم هم باید در کسب سود شریک شوند. این سود هم می‌تواند استفاده از کوپن‌های تخفیف ‌باشد هم به صورت نقد که بهرام راهکارهای رسیدن مردم به سود در چنین پلتفرمی را مفصلا در متن گفت‌وگو توضیح داده‌ است.

نوشته دیتاشهر،بلاکچین و تجربه‌ای متفاوت از زندگی شهری اولین بار در هفته‌نامه شنبه. پدیدار شد.