تی تلگرام

  • تاریخ : ۱ام فروردین ۱۳۹۸

نام کسب‌وکارش پیاد‌ه است؛ همان کسب‌وکاری که می‌خواهد‌ مرد‌م نقطه به نقطه شهرشان را پیاد‌ه‌گرد‌ی کنند‌ و خود‌ را عضوی و بخشی مهم از پیکره شهر بد‌انند‌.

لنا قید‌ آمریکاماند‌ن را زد‌ه تا د‌ر تهران پیاد‌ه‌گرد‌ی کرد‌ه و مرد‌م را هم به پیاد‌ه‌گرد‌ی تشویق کند‌. تا شهرشان را ببینند‌ و حال‌شان خوش شود‌. او هم سال ۹۷ را سال سختی می‌د‌اند‌ اما سال سختی که موجب شد‌ه واقعیت‌هایی نمایان شود‌.

واقعیت‌هایی انکارناپذیر! می‌گوید‌ حباب خوش‌بینی‌ها فروریخته و واقعیت‌ها جلو آمد‌ه‌اند‌ و حالا هر کسی باید‌ نهایت نیرویش را به کار ببند‌د‌ تا د‌ر بازار بماند‌. چون هد‌ف باید‌ انجام یک کار باارزش باشد‌؛ کاری برای مرد‌م، کاری برای جامعه! گفت‌وگوی ویژه «شنبه» با لنا وفایی، بنیانگذار «پیاد‌ه» را د‌ر اد‌امه می‌خوانید‌.

  • سال ۹۷ برای اکوسیستم چگونه سالی بود‌؟ استارتاپ شما یا کلا استارتاپ‌ها چه روزگاری را د‌ر این سال پشت سر گذاشتند‌؟

از نظر من سال ۹۷ یک مواجهه با واقعیتی انکار‌ناپذیر بود‌. همانطور که همه د‌ر مورد‌ش صحبت می‌کنند‌، استارتاپ‌های ایرانی از زمان تولد‌ تا الان د‌ر حبابی از خوش‌بینی و جد‌ا از جامعه واقعی فعالیت د‌اشتند‌.

د‌ر سال ۹۷ با پید‌ایش مشکلات بزرگ اقتصاد‌ی، خیلی از این حباب‌ها ترکید‌. بعضی به خاطر ترس از آیند‌ه، بعضی به خاطر سو‌ءمد‌یریت، بعضی به علت بازار نا‌مساعد‌، راه‌حل اشتباه و یا د‌ه‌‌ها د‌لیل د‌یگری که موجب شکست استارتاپ‌ها د‌ر هر شرایطی می‌شوند‌. د‌لایلی که الزاما به مشکلات اقتصاد‌ی هم ربطی ند‌ارند‌، ولی د‌ر شرایط متلاطم جامعه زود‌تر به عمل می‌آیند‌.

پیاد‌ه برای ۹۷ برنامه‌ رشد‌ و توسعه را د‌ر پیش گرفته بود‌، د‌ر اوایل تابستان و با موج منفی که د‌ر بازار و جامعه مشاهد‌ه می‌شد‌، تیم ما تلاش کرد‌ تا روحیه خود‌ را بالا نگه د‌ارد‌. بالاخره بخش بزرگی از کار ما امید‌‌د‌اد‌ن به مرد‌م است و تا نتوانیم د‌ر خود‌ این روحیه مثبت را د‌اشته باشیم، نمی‌توانیم آن را با پیرامون‌مان به اشتراک بگذاریم.

ما نهایتا تصمیم گرفتیم که علی‌رغم عقب‌نشینی بعضی از استارتاپ‌ها و رقبا، کماکان بر اساس برنامه رشد‌ی که د‌اشتیم، پیش برویم. از آنجایی که پیاد‌ه هنوز pre revenue بود‌ و نمی‌توانست تاثیر بازار رو به نزول را د‌ر فروشش ببیند‌، تاثیر اصلی شرایط بد‌ بازار را د‌ر صد‌ای مخاطبانش شنید‌ و د‌ر تیم جوانی که د‌نبال انگیزه برای اد‌امه زند‌گی بود‌؟

  • سختی‌ها و فرصت‌های این سال چه بود‌؟ شما د‌ر استارتاپ خود‌تان برای ماند‌ن د‌ر بازار و اد‌امه‌د‌اد‌ن، چه کرد‌ید‌؟

سختی‌ها برای ما از سال آیند‌ه شروع می‌شوند‌، ما امسال متوجه شد‌یم که باید‌ تغییراتی د‌ر روند‌ د‌رآمد‌زایی‌مان د‌اشته باشیم. تغییراتی که متناسب با شرایط و حال این روزهای جامعه و اقتصاد‌ باشند‌.

اید‌ه‌های کاربرد‌ی و خوبی را توانستیم طراحی و تست کنیم و بیش از هرچیز امید‌واریم که بتوانیم د‌ر این بازار خراب، د‌ر کنار د‌رآمد‌زایی که برای خود‌مان ایجاد‌ می‌کنیم، فروش کسب‌و‌کارهای شهری را نیز افزایش د‌هیم.

  • سال ۹۸د‌ر راه است. می‌گویند‌ سالی به‌مراتب سخت‌تر از سال‌۹۷ خواهد‌ بود‌. به نظر شما چه راهکارهایی برای ماند‌گاری د‌ر بازار وجود‌ د‌ارد‌؟

چند‌‌وقت پیش یک مستند‌ د‌ر مورد‌ چند‌ین کمپانی بزرگ د‌نیا د‌ید‌م که چگونه توانسته بود‌ند‌ د‌ر طی جنگ جهانی د‌وم، پاید‌ار بمانند‌. به‌عنوان مثال، شرکت «یاماها» که تولید‌کنند‌ه‌ پیانو بود‌ه و هست، به د‌لیل کمبود‌ وسایل نقلیه و نیاز شد‌ید‌ی که به موتورسیکلت د‌ر ژاپن وجود‌ د‌اشت و نزول فروشی که د‌ر پیانو‌هایش اتفاق افتاد‌ه بود‌، تصمیم گرفت موتور بسازد‌ چون امکانات و منابع ساخت آن را د‌اشت و نیاز بازار نیز او را به این سمت هد‌ایت کرد‌.

این اتفاق باعث شد‌ تا شرکت نه‌تنها د‌ر شرایط سخت د‌وام بیاورد‌ بلکه محصولی جد‌ید‌ نیز وارد‌ بازار کند‌. شرایط اقتصاد‌ی کشور ما نیز این روزها مشابه با شرایطی است که یک کشور د‌ر زمان جنگ تجربه می‌کند‌. به نظر من هر برند‌ ایرانی که قصد‌ د‌ارد‌ پاید‌ار باشد‌، باید‌ د‌ر سال‌های آیند‌ه با این د‌ید‌گاه به کسب‌وکارش نگاه کند‌. مهم‌ترین سرمایه شرکت، برند‌ و نیروی انسانی‌اش است، باید‌ د‌ر این شرایط حواس‌مان به آنها باشد‌.

  • ما بد‌ون اینکه بخواهیم امید‌ واهی به جوانان ایرانی بد‌هیم، می‌خواهیم روی د‌اشتن امید‌ برای آغاز سال نو تاکید‌ کنیم. می‌خواهیم شما به نکاتی اشاره کنید‌ که می‌تواند‌ منشأ امید‌بخشی باشد‌. اینکه چگونه می‌توان د‌ر چنین شرایطی استارتاپ راه‌اند‌ازی کرد‌؟

د‌رکناربد‌ترین تهد‌ید‌ها، بیشترین فرصت‌ها نیز وجود‌ د‌ارد‌. د‌ر این شرایط، چیزی که زیاد‌ مشاهد‌ه می‌شود‌، مشکلات متعد‌د‌ اقتصاد‌ی و اجتماعی هستند‌. هر جا مشکلی وجود‌ د‌اشته باشد‌، یک نیازی د‌ر کنارش هست. اگر استارتاپی بتواند‌ ‌ روی مشکلات مختص این روزها تمرکز کند‌، هم خود‌ش برد‌ه و هم به جامعه کمکی بزرگ کرد‌ه است.

  • سال ۹۸، سال سخت د‌ستیابی به سرمایه هم خواهد‌ بود‌؛ چه راه‌هایی برای رسید‌ن به سرمایه مورد‌ نیاز وجود‌ د‌ارد‌؟ آیا روش بوت‌استرپ، روشی موفق برای سال‌۹۸ خواهد‌ بود‌؟

بوت‌استرپ و وام! هر آنچه به شما کمک کند‌ تا د‌ر این شرایط فقط د‌وام بیاورید‌.

  • برای جذب نیروی انسانی و هزینه‌های مربوط به این بخش و د‌فتر کار و… چه باید‌ کرد‌؟

بهینه و مفید‌ برویم جلو. پروسه‌هایمان را تا آنجایی که می‌توانیم بهینه کنیم تا با کمترین نیرو، بیشترین بازد‌ه را د‌اشته باشیم.

  • بزرگ‌ترین نقطه امید‌بخش سال‌۹۸، چه مورد‌ خاص یا نکته‌ای است که به نظر شما د‌یگران از آن غافل هستند‌؟

معمولا د‌ر شرایط سخت مرد‌م به هم نزد‌یک‌تر می‌شوند‌. بخشی از اتحاد‌ د‌ست‌و‌پا شکسته‌ای که ملت ایران د‌ارد‌، حاصل انقلاب ۵۷ و ۸ سال جنگ بود‌ه. امید‌وارم همه د‌ر این سختی یک فرصتی پید‌ا کنیم و آن هم این باشد‌ که با هم متحد‌‌تر شویم.

  • سال ۹۸، سال راه‌اند‌ازی چه استارتاپ‌هایی و د‌وام‌آوری چه کسب‌وکارهایی خواهد‌ بود‌؟

د‌ر بالا به این موضوع کمی پرد‌اختم. د‌ر اد‌امه، احساس می‌کنم خیلی مهم است که د‌ر این شرایط ما واقع‌بین باشیم. نمی‌گویم نوآور نباشیم، اتفاقا د‌ر بیشترین محد‌ود‌یت‌ها، جذاب‌ترین اید‌ه‌ها متولد‌ می‌شوند‌، ولی باید‌ سخت برای‌شان تلاش کنیم، د‌ست بر‌ند‌اریم، امید‌ د‌اشته باشیم و برای آیند‌ه خود‌ و کشورمان بجنگیم.

  • تصویر خوشایند‌ی که شما از سال‌۹۸ می‌توانید‌ ارائه کنید‌، چه جزئیاتی د‌ارد‌ و حاوی چه جنبه‌های مثبتی است؟

«پیاد‌ه‌گرد‌ی» د‌ر نوروز همراه با فستیوال نوروزی پیاد‌ه! تهران طی ۲هفته‌ نوروز، رویایی می‌شود‌ و همه فرصت می‌کنیم تا خستگی سال قبل را بشوییم و د‌ر خیابان‌های خلوت و هوای تمیز شهر ماجراجویی کنیم و برای سال آیند‌ه آذوقه روحی جمع کنیم!

گذشته از این اتفاق جذاب!احساس می‌کنم زیباترین تصویرهای ۹۸ می‌تواند‌ تصویرهایی از همبستگی، اتحاد‌، کمک به یکد‌یگر، د‌رآمد‌ن از انفعال و خستگی همراه با امید‌ و آرزو باشد‌.

  • تاریخ : ۱ام فروردین ۱۳۹۸

ما اگر بخواهیم این زیست‌بوم توسعه یابد، باید روی کسب‌وکارهایی تمرکز کنیم که با نوآوری خاص و استثنایی وارد بازار می‌شوند و بر مبنای مزیت‌های‌شان رقابت می‌کنند نه بر مبنای برداشتی که از یک بازار داخلی و خارجی دارند و راهکارهای تکراری ارائه می‌کنند.

فریدون کورنگی می‌گوید مسئله امیدبخشی و اینکه نوید یک آینده روشن را بدهیم، خیلی فرق دارد با اینکه بخواهیم یک حباب به‌وجود بیاوریم. کما اینکه طی ۳سال اخیر براساس خوش‌بینی‌هایی، حباب‌هایی ایجاد شد که با شرایط سخت اقتصادی این حباب به نوعی از بین رفت.

این امر مایه نگرانی و ناامیدی نیست، بلکه نکته بسیار مثبتی است که به استارتاپ‌های ایرانی نشان می‌دهد که آنها از سایر نقاط جهان استثنا نیستند. کما اینکه شرایط بد اقتصادی در سایر کشورهای جهان هم اتفاق می‌افتد و پیامدش کنار رفتن عده‌ای از کسب‌وکارها از بازار است.

  • به نظر می‌رسد که شرایط سال ۹۷ درس‌های زیادی به استارتاپ‌ها داده است و با اینکه همگی سال سختی را طی کرده‌اند اما طی صحبت‌های‌شان از امید برای آغاز سال نو حرف می‌زنند؛ به‌نظر شما سال ۹۷، چه درس‌هایی به استارتاپ‌های ایران داد؟

این شرایط به استارتاپ‌ها درس‌های زیادی می‌دهد؛ اینکه یاد بگیرند در شرایط سخت چه بکنند. شرایط بازار تحت کنترل هیچ کسی نیست که اگر بود، اسمش بازار نبود. ساختار بازار آزاد این است که کنترلش دست کسی نباشد. کسانی که بتوانند خودشان را وفق بدهند، باقی می‌مانند و اگر نتوانند، از بازار کنار می‌روند.

  • وفق‌دادن با شرایط یعنی‌ چه؟

یعنی بدانند که آیا در حال پاسخگویی به نیازی با حاشیه سود مناسب هستند یا نه؟ در حالی که طی سال‌های اخیر در زیست‌بوم ایران، بسیاری از استارتاپ‌ها صرفا با کپی‌کردن کسب‌وکارهای خارجی و داخلی، سعی کردند که سهمی از بازار بگیرند. این وفق‌دادن با بازار یعنی اینکه آیا یک کسب‌وکار در حال ایجاد یک ارزش فوق‌العاده است یا نه؟ اگر ارزش فوق‌العاده‌ای ایجاد نمی‌کند، شایستگی پایدارماندن در بازار را ندارد.

دیگر باید از این تفکر بیرون بیاییم که چون جوانان ما که عزیز هم هستند، تصمیم گرفته‌اند کاری انجام بدهند، پس باید برقرار بمانند. این شرایط دستوری در بازار است که بازار آن را تحمل نمی‌کند. استارتاپ اگر راهکار مناسبی ارائه داده باشد، در بازار می‌ماند.

اما در شرایط حباب، کسب‌وکاری که ارزشی ایجاد نکرده است، جو بازار آزاد و شرایط رقابت، آن را کنار می‌زند و راهی برای ماندگارشدنش وجود ندارد. در هیچ جنگلی هم همه درختان به یک اندازه رشد نمی‌کنند و حتی همه درختان توان رشد ندارند و بسیاری از آنها از بین می‌روند. در مورد شرکت‌های نوپا هم این مثال صدق می‌کند. آنها چون درختانی هستند که در نهایت همه‌شان پایدار نخواهند بود.

  • در سال ۹۷ و حتی یکی دو هفته اخیر کسب‌وکارهای اسم و رسم‌داری از بازار بیرون رفتند. این امر را هم شما ناشی از این می‌دانید که ارزشی خلق نکرده بودند؟

من باز هم تاکید می‌کنم که باید ارزشی خلق شود و حاشیه سود مناسبی هم به دست بیاید. حالا اگر برندی ساخته شده به این دلیل که سرمایه‌گذاری بسیار زیادی رویش انجام شده و الان چون اوضاع اقتصادی پیچیده و سخت شده، این برند از بازار کنار می‌رود، این به دلیل نقطه ضعف بازار نیست بلکه اتفاقا نقطه‌قوت بازار ماست که می‌گوید با پول نمی‌توان سهم بازار خرید، بلکه باید ارزش واقعی ایجاد کنید.

  • به نظر شما شکست‌ها و کناررفتن‌ها چقدر ناشی از عدم مجهزبودن به دانش مدیریت کسب‌وکارها بوده است؟

ما معمولا برای همه استارتاپ‌ها این مثال را می‌زنیم که قله‌های رفیع را جلوی خودشان قرار می‌دهند و حاضر هستند برای رسیدن به آن قله روزانه تا ۱۵ ساعت هم کار کنند. اما این به معنای آن نیست که آماده‌شدن برای صعود را فراموش کنند.

باید بدن‌سازی کنند. بخش مهمی از این بدن‌سازی این است که جوانان خودشان را بشناسند و روی نقاط ضعف و قوت شخصی‌شان کار کنند، چون همیشه شرایط یکسان نمی‌ماند و باید برای شرایط مختلف آماده‌سازی لازم را انجام بدهیم.

خوشبختانه بازار ما فعالان این زیست‌بوم را مجبور کرده که آماده‌سازی لازم را انجام بدهیم. حتی می‌توانم بگویم که برای نخستین‌بار است که ما به نقطه‌ای رسیده‌ایم که دیگر پول تعیین‌کننده موفقیت نیست و پول به‌تنهایی موجب موفقیت یک استارتاپ نیست. شرکت‌ها و استارتاپ‌هایی که تلاش کرده بودند با پول برند بسازند، خدا را شکر در حال خروج از بازار ایران هستند.

اگر بخواهیم این زیست‌بوم توسعه یابد، باید روی کسب‌وکارهایی تمرکز کنیم که با نوآوری خاص و استثنایی وارد بازار می‌شوند و بر مبنای مزیت‌های‌شان رقابت می‌کنند نه بر مبنای برداشتی که از یک بازار داخلی و خارجی دارند و راهکارهای تکراری ارائه می‌کنند.  در حال حاضر بیش از ۱۴هزار وب‌سایت ایکامرس در ایران ایجاد کرده‌ایم! آیا ما در بازار چنین نیازی داریم؟

  • خیلی‌ها معتقدند که اکوسیستم در حال تکرار خودش است و بخش زیادی از استارتاپ‌هایی هم که از بازار کنار رفتند، ایده‌های تکراری بودند. از این به بعد سمت‌وسوی اکوسیستم باید به چه سمتی باشد و سراغ چه حوزه‌هایی برای راه‌اندازی استارتاپ برود؟

ما اگر بخواهیم این زیست‌بوم توسعه یابد، باید روی کسب‌وکارهایی تمرکز کنیم که با نوآوری خاص و استثنایی وارد بازار می‌شوند و بر مبنای مزیت‌های‌شان رقابت می‌کنند نه بر مبنای برداشتی که از یک بازار داخلی و خارجی دارند و راهکارهای تکراری ارائه می‌کنند.

در حال حاضر بیش از ۱۴هزار وب‌سایت ایکامرس در ایران ایجاد کرده‌ایم! آیا ما در بازار چنین نیازی داریم؟ در بازار فعلی ایران ۱۴ هزار سایت ایکامرس چگونه می‌خواهند ارزش به‌وجود بیاورند. هیچ جای دنیا به این صورت نیست. این امر به این دلیل است که تمرکز ما روی مسائل تعریف شده نبوده بلکه تمرکز این بوده که مثلا یک کسب‌وکار یک واسطه را کنار بزند، پس ارزش ایجاد کرده است بدون اینکه حاشیه سود ایجاد شده باشد و محاسبه دقیقی در این زمینه صورت نگرفته است.

فکر می‌کنیم با داشتن یک سایت و یک نماد الکترونیک و خرج پول می‌توانیم کسب‌وکار دیجیتال داشته باشیم. این را معادله ساده‌ای می‌بینند و همین ساده‌پنداری خیلی‌ها را به این سمت کشیده بدون ایجاد ارزش افزوده. همین امر هم موجب شده که کسب‌وکارهایی که به ضرب و زور پول در بازار مانده‌ بودند، از بازار کنار بروند. چون نه ارزش افزوده‌ای داشتند و نه خدمات و سرویس بهینه‌تری داشتند و نه می‌توانستند قیمت بهتری به مشتری ارائه کنند. اما میلیاردها تومان هزینه شد و برندی ساخته شد و وقتی شرایط سخت شد، از بازار رفتند.

حتی در آمریکا که الان محل رجوع ایرانی‌ها هم به شمار می‌رود، می‌بینید که آمازون رقبای زیادی ندارد. اگر هم کسب‌وکارهایی باشند، روی حوزه‌های خیلی کوچک یا تخصصی کار می‌کنند که آمازون در آنجا نخواسته وارد شود. بنابراین کسب‌وکارها نمی‌گویند که باید در تمام صحنه‌هایی که آمازون حضور دارد، ما هم باید باشیم.

بازار هم چنین نیازی ندارد. نتیجه‌ چنین کاری را در بازار ایران دیدیم که چیزی جز شکست نبوده است. شاید در چین کسب‌وکاری مانند علی‌بابا وارد بازار می‌شود اما مدل ارائه محصول و فروش و خیلی از مسائلش متفاوت از آمازون است و با همین تفاوت‌ها وارد بازار بین‌المللی شده است.

فریدون کورنگی در یلدای استارتاپی

اما در ‌ایران این تصور وجود دارد که اگر در بازار ایران اول باشند، مثلا ۸۰درصد از سهم بازار را می‌گیرند و بعد سرمایه‌گذار خارجی پیدا می‌شود و آنها را می‌خرد! شاید این حرف از نظر اقتصاد مالی صحیح باشد اما به لحاظ اجرا و به لحاظ شرایطی که ما در آن قرار داریم، از منطق پیروی نمی‌کند و یک دیدگاه گمراه‌کننده است.

  • بعضا می‌گویند که در سال ۹۸، استارتاپ‌ها می‌توانند به بازارهای بین‌المللی فکر کنند؛ آیا استارتاپ‌های ایران چنین ظرفیتی دارند؟ در چه حوزه‌هایی می‌توانیم به حضور در بازارهای خارجی فکر کنیم؟

اگر حیطه فعالیت استارتاپ‌ها را صرفا ایکامرس فرض کنیم، ما در بازار منطقه و بازار بین‌المللی نقشی نخواهیم داشت. مثلا دیجی‌کالا می‌تواند در خاورمیانه با سوق رقابت کند؟ چه ارزش بیشتری می‌‌خواهد ارائه کند؟ چه کالایی می‌خواهد بفروشد؟ آیا می‌خواهد آیفونی را که از خارج وارد کرده، برگرداند و دوباره به خارج از کشور بفروشد؟ آیا شرایط پخش بهتری دارد؟

البته شاید دیجی‌کالا یا هر کسب‌وکار حوزه ایکامرس بتواند روی حوزه محصولات ایرانی تمرکز کند که در سایر نقاط دنیا خواهان و خریدار دارند. از طرفی اگر منظورمان از استارتاپ‌ها شرکت‌های فناور باشد که با فناوری‌های مختلف کار می‌کنند و راهکارهای نوینی خلق می‌کنند، ما می‌توانیم حرف‌هایی برای گفتن داشته باشیم. مانند نانو، شیمی، بیولوژی، مهندسی و… که در این زمینه‌ها متخصصان برجسته‌ای داریم که می‌توانند راهکارهای نو به همه دنیا ارائه کنند.

  • گفتید که ۱۴ هزار سایت در حوزه ایکامرس راه‌اندازی کرده‌ایم؛ بی‌آنکه نیازی به این سایت‌ها وجود داشته باشد. فکر می‌کنید چه حوزه‌هایی را خالی گذاشته‌ایم و از آنها غافل بوده‌ایم؟

فکر می‌کنیم که ما در علوم پایه مانند هوش مصنوعی، داده‌های کلان و … کاری نکرده‌ایم. در حالی که در این زمینه دانشمند و متخصص داریم و در این حوزه‌ها دانش‌بنیانی داریم. جوانان ایرانی ریاضیات‌شان بسیار قوی است اما چرا از این ریاضیات برای نوشتن الگوریتم‌هایی که بقیه دنیا به آن نیاز دارند، یک سوال اساسی است که پاسخش معلوم نیست.

هیچ معلوم نیست که چرا روی نقاط قوتی که در ایران داریم، تمرکز نمی‌کنیم! براساس آماری که وجود دارد، سالانه تا ۱۰ هزار مهندس شیمی و بیولوژیست در ایران فارغ‌التحصیل می‌شوند. چرا از این ظرفیت استفاده نمی‌شود؟!

  • سرمایه چرا به این سمت نرفته و بیشترین سرمایه‌گذاری روی بخش‌هایی است که به تعبیر شما کمتر توانسته‌اند ارزش افزوده‌ای ایجاد کنند؟

چون سرمایه‌گذاری روی بخش‌هایی مانند شیمی و بیولوژی و… زمانی ۴ تا ۸ ساله نیاز دارد و ارزش بنیانی را باید با حوصله‌ای خاص به‌وجود آورد. اما الان همه عجولانه به دنبال پیمودن یک‌شبه ره صد‌ساله هستیم. اگر امروز در بازار بحرانی وجود دارد، بحران در ندیدن ظرفیت‌های استثنایی است که در ایران وجود دارد.

ما در استفاده بهینه از آب، خاک و… با بحران مواجه هستیم. برای روبه‌روشدن با پسماندهای صنعتی و مسائل تولید هنوز راهکاری ارائه نداده‌ایم. باید جوانان به این سمت و سو تمرکز کنند و در این زمینه‌ها نوآوری کنند. این نوآوری‌ها اگر صورت بگیرد، ابتدا در ایران خواهان دارد، بعد در منطقه و سپس در سطح جهان.

مشخصا حس می‌کنم که می‌توانیم در این صحنه‌ها وارد شویم و تاثیرگذار باشیم. ما و همه شرکت‌های فعال در زیست‌بوم استارتاپی ایران باید به این اجماع فکر برسیم که مثلا از بخش خدمات فاصله بگیریم و به سمت تولید ارزش حرکت کنیم. همه علاقه‌مندان به این زیست‌بوم از بخش خصوصی و دانشگاه‌ها گرفته تا دولتی‌ها باید جوانان‌ به این سمت و سو حرکت کنند. همه باید به راهکارها فکر کنند.

  • تاریخ : ۲۹ام اسفند ۱۳۹۷

سخت است که در رأس یک مجموعه با چندین کسب‌وکار قرار داشته باشی، طوفان را تجربه کنی، اما به جای اینکه بگویی دیگر تمام شد و چار‌ه‌‌ای نیست، سرت را بالا بگیری، گیوه‌هایت را برکشی و به میان تیمت بیایی و بگویی: خب! داستان همین است که هست.

حالا باید چه کنیم؟! و از همه بخواهی که به راه‌حل‌ها فکر کنند. وقتی مدیر و رهبر یک کسب‌وکار باشی، نخستین کسی که باید امیدش چندبرابر شود، تویی. محمدرضا محسنی که در رأس یک مجموعه قرار دارد، می‌گوید هر چند در سال ۹۷ همگی غافلگیر شدیم، درآمدمان کم شد و هزار مسئله دیگر اما در دل این بحران‌ها هم فرصت‌هایی برای رشد و برای پایداری پیدا کردیم.

محسنی می‌گوید در سال ۹۸ باید همگی ما یعنی همه اجزای اکوسیستم هر چه بیشتر در کنار همدیگر باشیم و مشکلات دیگران را مسائل خودمان بدانیم. باید پشت هم باشیم و از همدیگر حمایت کنیم. شاید این آخرین سنگر باشد؛ بنابراین باید با همه توان از آن حفاظت بکنیم چون هنوز امیدهای زیادی برای کارکردن و تلاش‌کردن وجود دارد.

  • جناب محسنی، شما یک هلدینگ را اداره می‌کنید و طبیعتا باید سختی‌های چندبرابری را تجربه کرده باشید؛ از تجارب‌تان در سالی که گذشت به خوانندگان «شنبه» بگویید. در سال ۹۷، همگی به نوعی غافلگیر شدیم. سال گذشته همین موقع هیچ کسی پیش‌بینی نمی‌کرد که شرایط به این صورت بشود.

برای ما هم سخت شد، زیرا بیشترین درآمد ما از طریق تبلیغات بود، ولی حجم تبلیغات بسیار کم شد و برندها تبلیغات ندادند و بسیاری از شرکت‌ها از بازار حذف شدند و بنابراین بخشی از مشتریان ما از بین رفت. در نهایت نیز مجبور شدیم در حوزه تبلیغات تغییر استراتژی اعمال کنیم.

از طرف دیگر چالش بزرگ‌تری نیز در سال ۹۷ داشتیم که مربوط به نیروهای فنی بود، چراکه براساس شرایط خارج از کشور، نیروهای ما درخواست خروج از شرکت را داشتند یا به دنبال رفتن به مؤسساتی بودند که به دلار حقوق می‌دادند.

اگرچه چالش‌های عظیمی بود، ولی خوشبختانه بعد از پذیرش این شرایط و فشارها و درک این نکته که ممکن است بدتر هم بشود، حدود چهار پنج ماه است که آمادگی بیشتری پیدا کرده‌ایم؛ هرچند در هشت یا نه ماه ابتدایی سال حتی مجبور شدیم سرمایه‌گذاری در موضوعات، رسانه‌ها و استارتاپ‌های جدید را متوقف کنیم، ولی خوشبختانه دوباره شروع کرده و مطمئن شدیم که در همین شرایط سخت هم فرصت‌هایی وجود دارد.

البته چالش‌های بسیار عظیم و بزرگی به خصوص در حوزه نیرو داشتیم. همچنین در ارتباط با بحث‌های حمایتی نیز با مشکل مواجه شدیم، چراکه متاسفانه دست ما به هیچ‌کدام از ادارات و نهادهای دولتی وصل نیست و چالش‌هایی را هم در زمینه عدم حمایت پشت سر گذاشتیم.

هیچ‌گونه حمایتی از ما نشده است، در صورتی که رقبای ما حمایت‌هایی را دریافت می‌کردند. چالش دیگر ما که در آنجا نیز حمایت نشدیم، مربوط به بحث قوانین بود. در زمینه قوانین مشکل اداری نیز ما با چالش‌های بسیار جدی روبه‌رو بودیم، از طرفی دولت از موضوع کسب‌وکارهای نوپا و خانگی اعلام حمایت می‌کند، در حالی که یکی از ابزارهایی که باید حمایت کند، زیرساخت‌ها و ابزار تبلیغ برای این کسب‌وکارهاست!

و این درحالی است که در ایران چیزی به نام لوکیشن وجود ندارد و شما برای تبلیغ تمامی کسب‌وکارها مجبور هستید ۶۰درصد بودجه آنها را نادیده بگیرید، چون امکان تبلیغات لوکیشنی وجود ندارد و خیلی از تبلیغات هدر می‌رود، حتی برای بیزینس‌های کوچک هم اینطور است.

از طرفی امسال در زمینه چاپ هم مشکلاتی داشتیم، قیمت کاغذ خیلی بیشتر شد و در نهایت یک فاجعه عظیم اتفاق افتاد. طبیعتا برای بسیاری از رسانه‌ها که از کاغذ برای چاپ محلی استفاده می‌کردند، اصلا به‌صرفه نبود با آن کاغذ تبلیغ کنند و از طرف دیگر هم در فضای مجازی بحث لوکال و لوکیشن وجود ندارد و باز خیلی از هزینه‌ها به اصطلاح پرت می‌شود؛ خلاصه اینکه خیلی قول کمک و حمایت می‌دهند، اما عملا هیچ اتفاقی نمی‌افتد و هیچ امیدی هم در این حوزه نداریم.

  • کسانی که گفت‌وگوی شما را می‌خوانند، می‌خواهند بدانند آن روحیه، آن روح امیدواری و آن نوع شیوه مدیریتی که برای از بین بردن این چالش‌ها در پیش گرفتید، چه بود؟

با توجه به اینکه در این چند ماه اخیر دوباره شرایط خوبی پیدا کردیم، پاسخ به این سؤال به چند عنصر بازمی‌گردد؛ اول پذیرش شرایط است، یعنی اول باید شرایط را بپذیریم، همینی است که هست! و بهتر هم نمی‌شود و شاید بدتر هم بشود!

و در این زمان است که با هوشیاری بیشتری به دنبال فرصت‌های جدید و شرایط خاص خواهیم بود؛ نکته دیگر توجه به تفاوت خوش‌بینی و امید است، من معتقدم که خوش‌بینی دشمن امید است! یعنی اتفاقا کسانی که صرفا خوش‌بین هستند، بیشتر ضربه می‌خورند؛ ولی امید موضوع بسیار مهمی است، وقتی شما در یک مجموعه از خودت شروع می‌کنی، مطمئن هستی و امید داری، این حس به مجموعه هم سرایت می‌کند.

اینکه با وجود این شرایط که بدتر هم می‌شود، چه امیدهایی را می‌توانی زنده کنی، چقدر می‌توانی امیدوار باشی و اصلا چه کاری می‌توانی انجام دهی که اعتماد به نفس مجموعه بیشتر شده و امیدوار باشند. مثلا من همین الان که دارم با شما صحبت می‌کنم، در بین بچه‌های سازمان به صورت هر روزه حضور دارم.

  • این نکته چقدر مهم است؟ اینکه در چنین شرایطی در کنار بچه‌های تیم باشید؟

خیلی مهم است، چون بچه‌ها در این شرایط به حضور کسی که چندین سال در این حوزه بوده و شاید بهتر بتواند تحلیل کند، احتیاج دارند و گفت‌وگوی او را قبول می‌کنند؛ به همین دلیل نیز ما یک فرهنگ گفت‌وگو راه انداختیم، یعنی من هر روز می‌روم و با هم گفت‌وگو می‌کنیم.

یکی از نکات مهم دیگر هم این است که ما در زمان بحران سعی می‌کنیم به این نتیجه برسیم که در نهایت نتیجه ترس‌های ما چه می‌شود و دیگر بدتر از آن چیست؟! بعد سعی می‌کنیم راه‌حل‌هایی پیدا کنیم که بتوانیم یک قدم از آن شرایط دورتر شویم.

این روند می‌تواند تبدیل به یک فرصت شود، یعنی برای این بحران‌ها، یک فرمول جادویی و یک راه‌حل بزرگ وجود ندارد که شما آن را اجرا کنید و همه چیز عالی شود؛ ممکن است نیاز باشد برای بقا، توسعه و رشد شرکت حتی پنجاه راه‌حل کوچک را که هر کدام یک قدم شما را از آن وضعیت قبل بهتر می‌کنند، به اجرا بگذارید تا در نهایت بتوانید به یک نتیجه مطلوب برسید.

  • به نظر شما کسب‌وکارهای اکوسیستم در سال جدید باید چه رفتاری با هم داشته باشند؟

به نظرم من این رفتار اصلا ربطی به سال جدید ندارد، این مربوط به همه زمان‌هاست، در همه زمان‌ها باید یاد بگیریم که پشت هم بایستیم، اگر امروز مثلا برای کسب‌وکاری مانند دیوار مشکلی پیش می‌آید، من که رسانه دارم و دستم به جایی می‌رسد، باید بیایم و در زمینه رفع مشکلات کمک کنم؛ اصلا هم مهم نیست که خودش می‌داند یا نمی‌داند!

مهم این است که من در اصل دارم به خودم کمک می‌کنم. حقیقت این است که فرهنگ کار گروهی و تیمی در همه جا ضعیف است و خصوصا در حوزه‌های رقابتی ایران معنای دیگری دارد! به نظر من بهترین تصور و بهترین کار این است که همه بفهمیم اگر امروز برای دیگری مشکلی ایجاد شده، فردا برای من هم ایجاد خواهد شد.

پس همگی باید از کسب‌وکاری که دچار چالش شده، به درستی حمایت کنیم، نه دوستی خاله خرسه! حمایت‌های عقلانی و منطقی! برای مثال اگر من مشکل حقوقی دارم، دیگران به این ندای من پاسخ بدهند، یا اگر دیگری مشکلی پیدا می‌کند، من یک دفاع منطقی داشته باشم. حتی اگر با هم رقابت داریم و دشمن هم هستیم، دشمن دانای هم باشیم.

  • سال ۹۸ را چگونه پیش‌بینی ‌می‌کنید؟

سال سخت! یعنی سخت‌تر از ۹۷! طبق آمارهای بانک جهانی هم رکود اقتصادی ما از ۶/۳ بیشتر می‌شود و هم تورم از ۶/۳۲ بالاتر می‌رود و مطمئن هستم سخت‌تر از سال ۹۷ خواهد بود، ولی نسبت به آن یک مزیت دارد و این است که در سال ۹۷ خیلی از ما غافلگیر شدیم و با آمادگی و هوشیاری به استقبال آن نرفتیم، ولی سال ۹۸ از این نظر خیلی بهتر است، چون اکثرا با هوشیاری و با دقت به جلو می‌روند، یعنی می‌دانند که شرایط خوب نیست ولی حالا چه! این جمله حالا چه! خیلی مهم است، اگر شرایط خوب نیست، چه کاری می‌توانیم انجام دهیم؟ و چه فرصت‌هایی وجود دارد؟! پاسخ به این پرسش‌ها سرنوشت کسب‌وکارها را رقم می‌زند.

به نظرم سال ۹۸ با اینکه سخت‌تر است، سال بهتری خواهد بود، چون خیلی از حباب‌هایی که سیستم را دچار چالش کرده بود، از بین خواهد رفت و این به اصطلاح قیمت‌گذاری افسانه‌ای و حبابی تا حدی حل خواهد شد. استارتاپ‌هایی که روی فروش خود تمرکز کرده و سعی می‌کنند از فروشی که دارند، درآمدی را برای توسعه و حفظ خود ایجاد کنند، موفق‌تر خواهند بود.

  • به نوعی می‌توانیم بگوییم در سال ۹۸ با یک اکوسیستم واقعی‌تر مواجه خواهیم بود!

بله موافقم، به دلیل اینکه همه می‌دانند چقدر باید پول هزینه کنند. به نظر من این حباب کمتر می‌شود، نه اینکه کلا از بین برود، ولی کمتر خواهد شد.

  • به نظر شما در چه حوزه‌های دیگری برای راه‌اندازی استارتاپ فرصت ایجاد می‌شود؟

حوزه‌های زیادی هستند! خیلی از استارتاپ‌هایی که در حوزه خدمات هستند، قطعا فرصت‌های بسیار جدی دارند، مثلا الان مردم در خرید خانگی و… ممکن است که دیگر منازل‌شان را به انباری تبدیل نکنند، ولی به تعمیر چنین مسائلی بیشتر توجه کنند؛ خدماتی‌ها چه در حوزه هوم‌سرویس باشند، چه در حوزه سلامت و… به نظر من سال بهتری خواهند داشت، یعنی استارتاپ‌های این حوزه اگر هوشیار باشند، می‌توانند شرایط مطلوب‌تری را ایجاد کنند.

همچنین کسانی که در حوزه محتوا کار می‌کنند نیز شرایط منطقی‌تری خواهند داشت، به خصوص برای کسانی که بخواهند روی محتوای محلی و منطقه‌ای و شهری تمرکز کنند، سال خوبی خواهد بود. ما نیز از همین تریبون اعلام می‌کنیم که از فعالان این حوزه حمایت می‌کنیم و روی ایده‌های خوب‌شان سرمایه‌گذاری می‌کنیم. همینطور روندهای جدیدی که در دنیا ایجاد شده است، مانند بحث ویدئو در حوزه تبلیغات، بحث‌های جدی‌‌ای هستند و کسانی که در این حوزه‌ها کار کنند، قطعا موفقیت قابل توجهی به دست می‌آورند.

  • تاریخ : ۲۹ام اسفند ۱۳۹۷

اگر کسب‌و‌کاری نتواند نیاز اصلی بازار را درست تشخیص داده و راه‌حلی متناسب با تغییر بازار ارائه کند و کسب‌و‌کارش را در بازارهای جدید گسترش ندهد، نمی‌تواند کسب‌وکارش را در سال جدید هم تثبیت کند. ما در پی‌پینگ با استفاده از این سه اصل، روش‌های بازاریابی و فرآیندها‌ی‌مان را برنامه‌ریزی می‌کنیم.

سال ۹۷ را می‌توان یکی از سخت‌ترین دوران فضای اقتصادی کشور دانست. در این سال تحریم‌های مختلف، سنگ‌اندازی در فضای توسعه کسب‌وکار و تلاش برای آشنایی بیشتر فضای کشور با محصولات دانش‌بنیان و استارتاپی بود.

ما در پی‌پینگ سال بسیار دشواری را طی کردیم. تجربه فیلترینگ برای نوبت سوم با وجود فعالیت پلتفرمی پرداخت، تحریم سرویس‌های خارجی جهت دریافت زیرساخت‌های مختلف هم دیگر واقعیت سال ۹۷ بود. در نهایت رونمایی از پلتفرم کاملا توسعه‌یافته پی‌پینگ با حجم امکانات وسیع برای بازارهای مختلف از جمله اقدامات ما در این سال سخت بود.

از بزرگ‌ترین مشکلات ما درگیری با نهادهای قانونگذار در سال گذشته بود که پس از تلاش ۳ساله فین‌تک‌های حوزه پرداخت و مذاکرات متعدد توانستیم چارچوب پرداخت‌یاری را به صورت عملیاتی با شاپرک و بانک مرکزی تصویب کرده و پیاده‌سازی کنیم و الان پی‌پینگ به‌عنوان یکی از نخستین مجموعه‌های پرداخت‌یار در حال فعالیت است.

این مستند با همکاری نهادهای قضایی، دولت و پلیس فتا به سرانجام رسیده است. مشکل تحریم و زیرساخت‌های داخلی فضای بسیار سختی را برای توسعه و حتی رونمایی از سرویس جدید برای ما ایجاد کرد که همین مورد باعث شد رونمایی از محصول جدید پی‌پینگ‌، ۳ماه عقب بیفتد اما با استفاده از ترکیب سرویس‌های جدید خارجی و توانمندی‌های سرویس‌های داخلی رونمایی از پلتفرم جدید پی‌پینگ به همراه معماری استاندارد و به‌روز انجام پذیرفت که قابلیت مقیاس‌پذیری گسترده به همراه ورود به بازارهای جدید را برای ما فراهم می‌آورد.

چرا خیلی‌ها تاب نیاوردند؟

به نظر می‌رسد که عدم تحمل و تاب‌آوری کسب‌وکار نسبت به فشارهای موجود نظیر نداشتن راه‌حل جایگزین برای سرویس‌های مختلف، عدم برنامه‌ریزی برای مدیریت هزینه‌ها و به‌طور کلی عدم آشنایی با مدیریت کسب‌و‌کار در زمان بحران دلیل اصلی تعطیلی یا شکست استارتاپ‌هاست.

اگر کسب‌و‌کاری نتواند نیاز اصلی بازار را درست تشخیص داده و راه‌حلی متناسب با تغییر بازار ارائه کند و کسب‌و‌کارش را در بازارهای جدید گسترش ندهد، نمی‌تواند کسب‌وکارش را در سال جدید هم تثبیت کند. ما در پی‌پینگ با استفاده از این سه اصل، روش‌های بازاریابی و فرآیندها‌ی‌مان را برنامه‌ریزی می‌کنیم.

بشخصه خودم در سال گذشته شاید با بیش از ۷۰کسب‌وکار مختلف در بازه‌های زمانی مختلف جلسات مشاوره داشتم. حتی به راه‌اندازی دو کسب‌وکار کوچک در بازار اقدام کردم. نکته مهم و اساسی شناخت درست از فضای راه‌اندازی یک کسب‌و‌کار با تمرکز بر نیاز اصلی مشتریان است.

به نظرم بازار داخلی ایران، فضای بسیار زیادی برای فعالیت ایده‌های خلاقانه دارد. استارتاپ‌های موجود هنوز راه زیادی برای در اختیارگرفتن بازار هدف خودشان دارند. تیم‌های جدید می‌توانند با بهبود خدمات موجود، حتی بازار کسب‌و‌کارهای جدیدتر را تحت تاثیر خود قرار دهند.

عدم تحمل و تاب‌آوری کسب‌وکار نسبت به فشارهای موجود نظیر نداشتن راه‌حل جایگزین برای سرویس‌های مختلف، عدم برنامه‌ریزی برای مدیریت هزینه‌ها و به‌طور کلی عدم آشنایی با مدیریت کسب‌و‌کار در زمان بحران دلیل اصلی تعطیلی یا شکست استارتاپ‌هاست

خود افراد نقطه شروع کسب‌وکار هستند نه سرمایه

نقطه شروع هر کسب‌وکار، به نظر من مبتنی بر فعالیت خود افراد بدون جذب سرمایه است. اینکه کسب‌وکاری با هدف جذب سرمایه شروع به فعالیت کند، از بزرگ‌ترین اشتباهات ذهنی افراد در شروع کار است. شخصا معتقد هستم که استارتاپ‌ها بعد از ساخت MVP و validate‌کردن ایده‌های خودشان باید به دنبال جذب سرمایه باشند‌.

به نظرم فعالیت کسب‌وکارها در ابتدای کار، باید به صورت بوت‌استرپ باشد. نکته دیگر اینکه بهترین روند استقرار یک کسب‌و‌کار در مرحله اول به صورت ریموت، در مرحله بعد حضور در فضاهای کار اشتراکی و در صورتی که یک کسب‌وکار به میزان حد رشد معینی رسید، می‌تواند مستقلا جهت دفترکار مستقل اقدام کند.

این روند با توجه به استیج یک استارتاپ علاوه بر صرفه‌جویی در هزینه‌ها، باعث می‌شود کسب‌وکارها مراحل رشد خود را اولا به صورت مستقل و در مراحل بعدی در فضایی همراه با دیگر استارتاپ‌ها طی کنند.

هر کسب‌وکار با جذب نیروهای توانمند در ابتدای مسیر، می‌تواند در راستای کاهش هزینه‌ها تمرکز داشته باشد. متاسفانه بسیار دیده شده که استارتاپ‌ها، مخصوصا کسب‌و‌کارهایی که جذب سرمایه داشته‌اند، برای هر وظیفه، یک نفر یا چندین نفر را استخدام کرده‌‌اند.

به نظر من هنر یک کسب‌و‌کار در شکستن تسک‌ها و سپردن آن به افراد مختلف است. تجربه سه‌ساله ما در پی‌پینگ که ۲‌سال آن به صورت بوت‌استرپ جلو رفت ثابت کرد که تا زمانی که امکان دارد تسک‌ها شکسته شده و با مشخص کردن KPIها، سایر کارها برون‌سپاری شود.

فضاهای جدیدی برای ایجاد کسب‌وکار ایجاد می‌شود

با توجه به شرایط ویژه اقتصادی شاهد تغییرات عمده‌ای در مدل زندگی افراد شاهد خواهیم بود. این تغییرات به طور خاص در مدل‌هایی مانند تفریحات افراد نیز حتی رخ خواهد داد. توجه به این سبک زندگی در حال تغییر بسیار می‌تواند به ایجاد فضاهای جدید برای کسب‌وکارها کمک می‌کند که به‌طور معمول غافل هستند.

استارتاپ‌هایی که توانایی تغییر و همسان‌سازی در بیزینس مدل خود با شرایط جدید را دارند، قطعا می‌توانند در بازار فعلی ادامه دهند. نکته بسیار اساسی آنجاست که اگر رقبای کسب‌وکارها به هر دلیلی نتوانند به مسیر خود ادامه دهند و شکست بخورند، بازار ایجاد شده را مستقیما به رقبای خود واگذار می‌کنند.

به نظر من در سال ۹۸، کسب‌و‌کارهایی که ‌روی خدمات احتیاجات پایه‌ای همچون آموزش، غذا و… فعالیت می‌کنند، بازار خود را به‌راحتی مدیریت خواهند کرد. ۹۸، سالی است که برای پی‌پینگ و مشتریانش پر از خدمات با امکانات جدید است و خیلی از کسب‌وکارها را قرار است تحت‌الشعاع خدماتش قرار بدهد.

رقابت جنبه مثبتی است که معمولا مغفول می‌ماند. هر چقدر فضا رقابتی‌تر باشد، مشتریان ما مشتاق دریافت خدمات جدیدتر و پشتیبانی با‌کیفیت‌تر هستند و این فضا به خودی خود می‌تواند جو مثبتی را در فضای جامعه ایجاد کند. به امید اینکه روزبه‌روز شاهد رونق فضای استارتاپی باشیم.

  • تاریخ : ۲۹ام اسفند ۱۳۹۷

حمیدرضا احمدی در سال ۹۷ نه‌تنها سختی‌های کم‌شدن مشتریان و فضای کلی اقتصاد ایران را به جان خرید، بلکه هم‌بنیانگذارش هم در این سال ترکش کرد، اتفاق دیگر اینکه دزد به دفترشان زد و مجبور شد در این شرایط دفتر را عوض کند، می گوید حسابدارش متقلب از آب درآمد و از این نظر هم ضرر کرد. حالا این سختی‌ها را بگذارید کنار شرایط سخت اقتصادی که در این سال همگی دیدیم و شاهدش بودیم.

حمیدرضا می‌گوید با وجود این سختی‌ها، درس‌های زیادی گرفتیم. اینکه ما شرکت‌های نوپا هم باید وسواس‌های لازم در استخدام مستخدم، حسابدار و… را داشته باشیم و باید به چنین مسائلی اهمیت بدهیم. با وجود همه این مسائل، حمیدرضا احمدی اهداف زیادی برای سال بعد دارد و می‌گوید سال ۹۸، برای ایوند سال هیجان‌انگیزی خواهد بود. گفت‌وگوی ما با هم‌بنیانگذار ایوند را از دست ندهید که نکات آموزنده زیادی برای‌تان دارد.

  • شنیده بودم که سال ۹۷، سال سختی برایت بوده و البته این سختی‌ها برای خیلی‌ها بود. با جزئیات بیشتری بگو که سختی‌های ۹۷ برای ایوند چه بود؟

سال ۹۷ از دو جنبه برای ما سال سختی بود؛ اول اینکه هم‌بنیانگذارم از ما جدا شد و این امر طبیعتا تبعاتی را در پی داشت، چراکه به‌هرحال سیستم مدیریتی ما نصف شد، دیگر اینکه مشکلات درون‌سازمانی نیز پیش آمد که باعث جابه‌جایی ما از دفتر اول‌مان شد، به طوری که حتی مجبور شدیم تا پیداکردن آفیس دوم، مدتی هم در کارخانه نوآوری مستقر شویم.

داستان هم از این قرار بود که یکی از نیروهای خدماتی که به شرکت می‌آمد با یکی از بچه‌های مجموعه مشکل پیدا کرد و زد و خوردی ایجاد شد و در نهایت نیز بعد از فرار دستگیر هم نشد! بنابراین، این ما بودیم که باید از دفتر کارمان فرار می‌کردیم!

  • پس حسابی اوضاع سختی داشتید؟

به طور خلاصه باید بگویم که این اتفاق به نوعی به همه مجموعه شوک وارد کرد. در ضمن یکی از مشکلات دیگری که در سال جاری پشت سر گذاشتیم، این بود که متوجه خیانت حسابدار شدیم که به نوعی در امانت، خیانت می‌کرد.

علاوه بر این دو مشکل، یک حسابرسی را نیز پشت سر گذاشتیم. در حقیقت حسابرسی خودمان بود که حدود ۲ ماه کامل درگیر آن بودیم، خلاصه اینکه سال ۹۷ از همه جهات، سال سختی برای ما بود. از نظر کسب‌وکار هم متاسفانه، نرخ رشد ما کاهش یافت و مثلا اگر ۲۰۰ درصد بود، به ۱۵۰ درصد رسید.

از جمله اتفاقات خوبی که در اواخر سال ۹۷ برای ما رخ داد، این بود که از سوی ادونچر و صندوق بهمن، سرمایه جذب کردیم که البته مبلغ چندان زیادی نبود. به‌طور کلی با همه اتفاقات سختی که پشت سر گذاشتیم، سال۹۷ از این نظر هم برای ما خوب بود که در این سال، ایوند روی پای خودش ایستاد.

سرمایه در بهمن ماه به ما رسید و این در حالی است که واقعا می‌توانستیم امسال را بدون آن سرمایه هم به اتمام برسانیم و این یعنی ما توانستیم روی پای خودمان بایستیم و بعد از ۳سال تلاش بتوانیم درآمد خود را درست کنیم، به طوری که دیگر بقای‌ ما مستلزم حضور سرمایه‌گذار نباشد.

در حال حاضر نیز برنامه‌هایی را برای سال ۹۸ داریم مبنی بر اینکه وارد جریان‌های درآمدی بیشتری شویم و چیزهای دیگری را نیز امتحان کنیم که از این نظر، سال۹۸ برای‌ ما سال هیجان‌انگیزی خواهد بود. امید من این است که سال ۹۷ برای ما به یک درس تبدیل شده باشد؛ درسی که ما را به سوی نکاتی که لزوما هم استارتاپی نیستند، متوجه کند.

نکات حقوقی، مالی، حسابداری، امنیتی و … را در نظر بگیریم و در مسیر حرکت‌مان به آنها هم توجه کنیم، چراکه این نکات هم در نهایت به اندازه همان نکات استارتاپی و رشد سیستم و محصول و فنی و … مهم هستند.

  • به بیان دیگر، در مسائلی دچار مشکل شدید که به آنها چندان اهمیت نمی‌دادید! شاید دقتی را که در زمینه محصول داشتید، در انتخاب یک خدمتکار اعمال نمی‌کردید!

دقیقا! و من فکر می‌کنم خیلی از استارتاپ‌ها اینطور هستند، ما محصول‌محور هستیم، شاید خیلی فنی باشیم یا مارکتینگ را خوب انجام دهیم و… اما در مقابل، به نکات مهم دیگری توجه نمی‌کنیم، اینکه باید به درها قفل بزنیم، یا حسابدار را کنترل کنیم، یا مطمئن بشویم که در زمان حسابرسی همه چیز شفاف باشد و… و این درحالی است که این شفافیت برای ما استارتاپ‌ها خیلی ضروری است.

به طور کلی خطر چیزهای شرکتی در ذهن من خیلی پررنگ است؛ چیزهایی که مثلا پدران ما بیشتر در آنها تجربه دارند و علی‌رغم اینکه مثلا آنها با اینترنت کار نمی‌کنند، یا فنی نمی‌دانند و برنامه‌نویس نیستند، ولی از نظر حسابداری و تجربه شرکت‌داری از ما که نسل فعلی کارآفرینی هستیم، جلوتر حرکت می‌کنند.

تصور من این است که در سال گذشته و در یکی دو سال آینده، استارتاپ‌های زیادی، حتی با وجود داشتن یک مارکتینگ خوب، سرمایه لازم و …، از این نظر دچار مشکل شوند.

  • می‌توان گفت این تجربه شما، یک درس جالب برای استارتاپ‌هاست که معمولا برخورد آسانی با اینطور مسائل دارند.

بله! و حتی چه‌بسا اعتقادی هم به این مسائل نداشته باشند! مثلا من اعتقادی به حضور و غیاب و انگشت‌زدن ندارم، اما در بسیاری موارد ضمن مسائل حقوقی که پیدا کردیم، این نکته اهمیت حائز اهمیت بود. حداقل بهتر است که ریسک‌های چنین روندی را بدانیم، مثلا اگر سیستم حضور و غیابی را نمی‌خواهیم، به‌هرحال باید بدانیم که چنین روندی ریسک‌هایی هم در پی دارد و باید بتوانیم آنها را مدیریت کنیم.

  • ‌خیلی‌ها نسبت به سال ۹۸ احساس ترس دارند و در مقابل، خیلی‌ها هم معتقدند که با یک رئالیتی دیگری در این سال مواجه هستیم، نظر شما چیست؟

من به سال ۹۸ امیدوارم از این نظر که شرکت‌های خوبی وجود دارند که رو به جلو حرکت می‌کنند و شرکت خودمان را نیز جزو آن شرکت‌ها می‌دانم. اگر چنین شرکت‌هایی بتوانند جان بگیرند و مطرح شوند، می‌توانند الگوها و نمونه‌های مناسبی باشند برای کسانی که وارد فضای استارتاپی کشور شده‌اند. در حال حاضر تنها الگوهایی که در اکوسیستم کارآفرینی همه به آنها نگاه می‌کنند، شرکت‌های معروفی مانند دیجی‌کالا، علی‌بابا و اسنپ هستند که خیلی بزرگ شده‌اند و در نتیجه، دغدغه‌های متفاوتی نسبت با شرکت‌های معمولی دارند.

  • تاریخ : ۲۸ام اسفند ۱۳۹۷

اعتدال‌مهر معتقد است سیاست ریاضتی در سال ۹۷ پاسخگو بود و به نظرش تا یکی دو سال آینده این سیاست بهترین نتیجه را در اکوسیستم استارتاپی دارد. صحبت‌های اعتدال‌مهر «شنبه» را در ادامه می‌خوانید.

حمیدرضا اعتدال‌مهر، رئیس هیات مدیره انجمن صنفی کسب‌و‌کارهای اینترنتی است و صحبت‌های جذابی در رابطه با جمع‌بندی اکوسیستم استارتاپی در سال ۹۷ و راهنمایی‌های ویژه‌ای برای کسب‌و‌کارهای نوپایی که قصد ورود به اکوسیستم استارتاپی دارند، دارد.

اعتدال‌مهر معتقد است سیاست ریاضتی در سال ۹۷ پاسخگو بود و به نظرش تا یکی دو سال آینده این سیاست بهترین نتیجه را در اکوسیستم استارتاپی دارد. صحبت‌های اعتدال‌مهر «شنبه» را در ادامه می‌خوانید.

  • سال ۹۷ برای اکوسیستم چگونه سالی بود؟ استارتاپ‌ها چه روزگاری را در این سال پشت سر گذاشتند؟

متاسفانه فضای مأیوس‌کننده‌ و خطرناکی در فضای اکوسیستم حکمفرما بود. همین فضای تنگ و سخت دامن خیلی ‌از کسب‌و‌کارهای آنلاین را گرفت. به اعتقاد من کسانی که توانستند از سال ۹۷ به سلامت بگذرند، باید شکرانه بدهند.

  • سختی‌ها و فرصت‌های این سال چه بود؟ به نظر شما مهم‌ترین راهکارهایی که کسب‌و‌کارهای موفق برای ماندگاری در این بازار پیش گرفتند، چه بود؟

متاسفانه نمی‌شود از فرصت بالا‌رفتن «قیمت ارز» با عنوان فرصتی قابل احترام نام برد. بیشتر می‌توان عنوان فرصتی مقطعی و زودگذر برای کسانی که دنبال موفقیت زودگذرند، بر آن گذاشت.

تشدید تحریم‌ها و شرایط بد اقتصادی خیلی از کسب‌و‌کارها را از پای در‌آورد. اغلب کسانی در بازار ماندند و توانستند دوام بیاورند که رویه‌ای با اصول حجم تراکنش کم، جمعیت کم، هزینه کم در پیش گرفتند.

سیاست ریاضتی در ۹۷ جوابگو بود و شاید تا یکی دو سال آینده هم همین سیاست بهترین نتیجه را داشته باشد. اگر کسب‌و‌کاری به فکر ماندگاری است باید بنا بر همین سیاست و با اکتفا به حداقل‌ها سرپا بماند.

  • مهم‌ترین دلایل کنار‌رفتن بعضی از استارتاپ‌ها در سال ۹۷، ناشی از سختی‌های این سال بود یا عدم مجهزبودن به دانش مدیریت کسب‌وکار در زمان بحران؟

مخاطب استارتاپی ما از قشر جوان تشکیل شده و این بی‌انصافی است از آنها انتظار تسلط به تمام تجارب را داشته باشیم‌ و انگشت اتهام‌مان را به‌عنوان عدم تجهیز به دانش مدیریتی به سمت‌شان گرفته و متهم‌شان کنیم. در هر کشوری در هر قرنی چنین مشکلاتی پیش آمده و بحران‌هایی وجود داشته است.

در این میان نکته واحد یا قانون خاصی وجود ندارند که بگوییم اگر استارتاپی از این نکته فاکتور نمی‌گرفت یا در انجامش تعلل نمی‌کرد، این اتفاق نمی‌افتاد. شرایط، شرایط پیچیده و دشواری بود.

نباید عنوان عدم تجهیز به دانش یا هر عنوانی را اپیدمی کرده و تعمیم بدهیم به تمام استارتاپ‌ها. به اعتقاد من مسئولیت این موضوع بر عهده حاکمیت است و مسئولان باید آن را بپذیرند.

  • سال ۹۸ در راه است. می‌گویند سالی به‌مراتب سخت‌تر از سال ۹۷ خواهد بود. به نظر شما چه راهکارهایی برای ماندگاری در بازار وجود دارد؟

هرچه که بگوییم روایتی بر اساس حدس و گمانه‌زنی است و کسی از آینده خبر ندارد. به اعتقاد من کسب‌و‌کارها باید به صورت مداوم ‌تراز مالی بازارشان را ارزیابی کنند.

اگر از منابع هزینه می‌کنند، باید در تصمیم ادامه راهشان تجدید‌نظر کنند یا حداقل به صورت مقطعی تعطیل کنند تا منابع‌شان را از دست نداده و آینده‌شان را به خطر نیندازند.

  • ما بدون اینکه بخواهیم امید واهی به جوانان ایرانی بدهیم، می‌خواهیم روی داشتن امید برای آغاز سال نو تاکید کنیم. می‌خواهیم شما به نکاتی اشاره کنید که می‌تواند منشأ امیدبخشی باشد. اینکه چگونه می‌توان در چنین شرایطی استارتاپ راه‌اندازی کرد؟

در موضوعاتی از این دست، امید یا ناامیدی مطرح نیست. با استناد به واقعیات موجود، بازار دچار تلاطم است. توجه به نیاز مردم و با توجه به این نکته که در وانفسای شرایط اقتصادی موجود محصولات خارجی کارآمدی چندانی ندارند، استارتاپ‌ها باید به فکر مدیریت بحران باشند.

همیشه نه‌تنها در ایران که در کل دنیا در شرایط مدیریت بحران برند‌ها و محصولات جدید وارد میدان می‌شوند. سطح توقع مردم در این شرایط پایین است.

استارتاپ‌ها باید با زاویه دیدی استثنایی به این فرصت نگاه کنند و با یک‌سری حداقل‌ها شرایط افسانه‌ای رقم بزنند. این شرایط نه‌تنها برای امروز که برای ۲۰ سال آینده نیز کارساز خواهد بود.

  • سال ۹۸، سال سخت دستیابی به سرمایه هم خواهد بود؛ چه راه‌هایی برای رسیدن به سرمایه مورد نیاز وجود دارد؟ آیا روش بوت‌استرب، روشی موفق برای سال ۹۸ خواهد بود؟

کل سیستم و فرآیند کسب‌و‌کارهایی که بیزینس‌پلنشان با توجه به تلاطم‌ها، تغییر نکرده زیر سوال است، اما اگرکسب‌و‌کاری با توجه به این شرایط محصولی ارائه کند که در این وضعیت نابسامان کارآمد باشد، صد‌درصد سرمایه‌گذار دنبال فرصتی برای جذب است. بشخصه معتقدم شاید با بحران ارزی و دلاری مواجهیم، اما بحران ریالی نداریم.

  • سال ۹۸، سال راه‌اندازی چه استارتاپ‌ها و دوام‌آوری چه کسب‌وکارهایی خواهد بود؟

کسب‌و‌کارهایی که بتوانند هزینه‌ای از سبد هزینه خانوار کم کنند و به بالا رفتن قدرت خرید مردم کمک کنند. همچنین استارتاپ‌هایی که در زمینه تعمیرات فعالیت می‌کنند.

واقعیت این است که قدرت خرید مردم پایین آمده است. شرکت‌هایی که فضایی برای تعمیر لوازم خانگی ایجاد کنند، برد و ماندگاری بیشتری برای خودشان مهیا می‌کنند. استارتاپ‌هایی که راهکاری برای محصولات و مواد غذایی با قیمت‌ تمام شده نهایی کمتر، می‌تواند تداوم بهتری داشته باشند.

  • تصویر خوشایندی که شما از سال ۹۸ می‌توانید ارائه کنید، چه جزئیاتی دارد و حاوی چه جنبه‌های مثبتی است؟

استارتاپ‌ها باید نتورک خودشان را بسازند و دو مولفه مهم را در نظر داشته باشند؛ اولی اثبات توانمندی‌های‌شان در بقا به خودشان و بقیه. دوم ماندگاری در این شرایط و ساخت مسیر موفقیتی مختص خودشان. این شرایط بحرانی می‌تواند زیرساخت موفقیت دائمی بسیاری از استارتاپ‌ها را برای همیشه مهیا کند.

  • تاریخ : ۲۸ام اسفند ۱۳۹۷

سال ۹۷، سال آسانی نبود و روزگار سختی را پشت سر گذاشتیم اما همین سال سخت، حاوی نکات و اتفاقات مثبتی هم بود که یکی از آنها بزرگ‌شدن اکوسیستم است. مثلا رویدادهای خیلی خوبی در این سال برگزار شد و به نوعی می‌توانیم بگوییم که اکوسیستم در این سال به بلوغ نزدیک‌تر شد، چون قرارگیری در شرایط سخت موجب می‌شود که به دنبال راهکارهایی برای برون‌رفت از آن شرایط باشی و خودت را با شرایط وفق بدهی و از حالت‌های هیجانی خارج شوی و همین نکته موجب بلوغ می‌شود.

اما در سال جدید چه مسائلی در انتظار کسب‌وکارهاست؟ به نظر من جذب سرمایه در سال ۹۸ سخت می‌شود و قطعا سرمایه‌گذاران در سال‌های پیش‌رو برای سرمایه‌گذاری دو بار فکر می‌کنند؛ اینکه تصمیم به سرمایه‌گذاری بگیرند و اینکه کسب‌وکاری را به دقت انتخاب کنند، اما نکته خوب این است که وقتی ارزش پول پایین می‌آید و هنوز بازار و حقوق‌ها به حد لازم نرسیده، فرصت خوبی برای سرمایه‌گذاری است.

چون با همان هزینه قبلی، می‌توان سرمایه‌گذاری کرد؛ یعنی به خاطر کاهش ارزش پول، زمان مناسبی برای آوردن سرمایه به بخش آنلاین و استارتاپ‌هاست، چون حقوق‌ها هنوز با تورم یکی نشده و این فرصت خوبی برای سرمایه‌گذاری است.

اگر به نیاز اصلی پاسخ ندهید، تحت فشار قرار می‌گیرید‌

قدرت خرید آدم‌ها کم‌شده و وقتی خدمات و محصولات استارتاپ‌ها از نیازهای اصلی نباشد، تحت فشار قرار می‌گیرند و باید خلاقانه به سراغ راهکار بروند. افزایش قیمت هم کار پرریسکی است. بنابراین استارتاپ‌ها باید به گردش مالی شرکت‌شان توجه ویژه داشته باشند و هزینه‌ها را به‌درستی مدیریت کنند.

مدیریت خیلی دقیق هزینه و میزان درآمد و برقراری تعادل در هزینه‌کردها از مهم‌ترین نکاتی است که استارتاپ‌ها باید برای سال بعد در نظر داشته باشند. دلایل کناررفتن بعضی از استارتاپ‌‌ها، متعدد است، اما یکی از مهم‌ترین دلایل این بود که فروش را بلد نیستند. منابع با تبلیغات هدر می‌رود و به جایی می‌رسید که پول تمام می‌شود اما درآمدی ایجاد نشده است.

ارزان فروختن خدمات و عدم مدیریت حسابداری و گردش مالی هم موجب شکست می‌شود. همچنین بعضی از استارتاپ‌ها در شرایط رکود، فروش اختصاصی خدمات‌شان سخت‌تر می‌شود.

اقتصاد با سیاست گره خورده است

البته این نکته را هم نباید نادیده گرفت که تا حدود‌ زیادی بازار و اقتصاد به سیاست گره خورده و برای حل این موضوع باید چالش‌های سیاسی را حل کنیم تا بتوانیم اقتصادمان را مدیریت کنیم. برای ماندن در این بازار باید هزینه‌ها را مدیریت کرد.

شاید انتظار رشد در سال ۹۸، انتظار زیادی باشد و بنابراین باید به دنبال راهکارهایی باشیم که زنده بمانیم و جلو برویم تا اینکه بخواهیم ریسک زیادی بکنیم و حیات‌مان را به خطر بیندازیم. بنابراین در استخدام نیروها باید دقت کرد. من خوشبین هستم که مسائل سیاسی را حل کنیم و این اتفاق می‌افتد و فکر می‌کنم سال ۹۸، سال بهتری خواهد بود. شاید برای طی‌کردن سال۹۸، باید همکاری‌های بیشتری بین استارتاپ‌ها صورت بگیرد.

کم شدن ارزش پول، چالش‌هایی را ایجاد کرده اما فرصت‌هایی را هم پیش روی ما قرار داده است. مثلا سرویس‌هایی که کسب‌وکارهای ایرانی ارائه می‌کنند، در کشورهای دیگر کاملا رقابتی است؛ یعنی می‌توان سرویسی را در کشور دیگری ارائه داد و این یک مزیت رقابتی بزرگ است که به جذب مشتری هم کمک می‌کند.

صادرات خدمات بنابراین خیلی نکته مثبتی است. البته تحریم‌ها وجود دارد اما می‌شود راه‌هایی پیدا کرد. شرایط بهتر می‌شود و در همیشه روی یک پاشنه نمی‌چرخد. آنهایی که در بازار باقی می‌مانند، بازار جذابی را پیش رو خواهند داشت. آنهایی که می‌مانند، پوست‌کلفت می‌شوند و راهکارهای زیادی را یاد می‌گیرند. بنابراین آنها به ماندگاری زیادی خواهند داشت.

تا الان بوت‌استرپ کرده‌ایم

ما در کاموا تا الان با بوت‌استرپ جلو آمده‌ایم. البته در ابتدا رقم پایینی جذب سرمایه داشتیم و بعد از آن نداشتیم. بوت‌استرپ سخت است و همیشه خطر از بین رفتن بالای سر چنین کسب‌وکارهایی است اما روش خوبی است چون صاحب کسب‌وکار می‌فهمد که با منابع کم، خلاقیت داشته باشد و از پارتنرشیپ و سایر روش‌ها برای پیشبرد کسب‌وکارش استفاده کند.

شرایط بوت‌استرپ آدم‌ها را مجبور می‌کند که فروش را یاد بگیرند. نیروی انسانی گران‌شده و اگر تورم به حقوق برسد، در آن صورت، جذب نیروی کار سخت می‌شود. بنابراین من فکر می‌کنم که باید براساس نیاز نیروی انسانی استخدام کنیم.

وقتی زیر فشار نباشید، چرا باید نیروی اضافه استخدام کنید؟ اینکه هر کسب‌وکاری در بدو راه‌اندازی به اضافه‌کردن نیروها فکر می‌کند، اشتباه است. برای کم‌کردن هزینه‌ها باید از دفترهای کار اشتراکی استفاده کنیم. فیگور و غرورهای کاذب را باید کنار بگذاریم چون مهم این است که کسب‌وکار زنده بماند.

سال بعد اوضاع بهتر می‌شود

برداشت من این است که سال بعد اوضاع بهتری خواهیم داشت، چون هر چقدر که توانسته‌ایم سقوط کرده‌ایم و از این بابت تنها چاره، بالارفتن است. من امیدوارم که وضعیت سیاسی کشور بهتر شود تا بازارها و اقتصاد هم بهتر شود. باید حواسمان به استراتژی کسب‌وکارمان در بلندمدت باشد، چون کسب‌وکارهای اقتصادی از زمینه‌های سیاسی متاثر هستند.

ضمن اینکه ما کارآفرینان ۷۰درصد بدن‌مان از امید و چاره‌ای جز جلورفتن نداریم. پس جایی برای غرزدن و ناله‌‌کردن باقی نمی‌ماند. باید حرکت کرد و به جلو رفت. به‌عنوان کسی که در خارج از ایران استارتاپ داشته، باید بگویم که آن طرف آب مدینه فاضله نیست و آنجا هزینه‌های بسیار زیادی دارد.

همچنین فرهنگ حمایت از فرزندان و خانواده در ایران وجود دارد که در روزهای سخت می‌توان رویش حساب کرد. بنابراین ایران بهترین جا برای کارآفرینی است. بازار بکر است البته سختی‌هایی دارد که خیلی‌ها به آن ورود نمی‌کنند و رقابت شدیدی در آن وجود ندارد.

بنابراین خودمان می‌توانیم کسب‌وکارهای خوبی راه‌اندازی کنیم. برای راه‌اندازی استارتاپ، بهترین جا ایران است. در کشورهای دیگر راه‌اندازی استارتاپ به آسانی ایران نیست.

۹۸، سال صادرات باید باشد

سال ۹۸، سال صادرات باید باشد و ما باید به بازار کشورهای دیگر ورود کنیم. نه بازار آمریکا و کانادا و اروپا، بلکه باید به بازارهای کشورهای اطراف‌مان وارد شویم. مثلا پاکستان، هند، چین و… با ما مشکل سیاسی ندارند و ما می‌توانیم خدمات‌مان را به آنجا صادر کنیم و درآمدزایی کنیم.

حتی جذب تعداد کمی مشتری از آن کشورها، به لحاظ ریالی قابل توجه است. کار سختی است، اما چاره‌ای نداریم و باید به این جنبه از کار فکر کنیم. سال ۹۸، سال پارتنرشیپ هم است. باید کمپین‌های مشترک برگزار کنیم و سالی نیست که به بزرگی کسب‌وکارت نگاه کنی و با دیگران کار نکنی و بگویی من بزرگ‌ترم. اگر به‌عنوان یک استارتاپ به کسی کمک نکنی، نمی‌توانی از دیگران هم انتظار کمک داشته باشید. به نظر من سال ۹۸ باید سال صادرات، کمک به همدیگر و کنار هم قرارگرفتن باشد.

  • تاریخ : ۲۷ام اسفند ۱۳۹۷

«وقتی به کل اکوسیستم، علی‌الخصوص استارتاپ‌ها نگاه کنیم، می‌بینیم که سال خیلی سختی بود و تأثیرات خود را در این سسیتم به‌جا گذاشت، اما من فکر می‌کنم این سختی‌ها، اتفاقاتی را هم رقم زدند:

اول اینکه به واقعی‌ترشدن فضا کمک کردند، به‌هرحال هر چیزی که شکل می‌گیرد، ممکن است به ایجاد حباب‌هایی هم منجر بشود، به همین دلیل من فکر می‌کنم سختی و گرفتگی ایجاد شده، این مسائل را تعدیل کرده و لذا می‌شود گفت که یکی از اثرات مثبت این شرایط، کمک به واقعی‌ترشدن فضا بوده است.»

این جملات بخشی از حرف‌های مجید دهبیدی‌پور بود که در ادامه گفت‌وگوی مفصل «شنبه» با او را می‌خوانید.

  • نظرات مختلفی در مورد سالی که گذشت و سختی‌هایش وجود دارد. شما هم معتقد هستید که این سختی‌ها به واقعی‌ترشدن فضا کمک کرده است؛واقعی‌ترشدن فضا به چه معناست؟ و چه کسب‌وکارهایی با چه ویژگی‌هایی کنار رفتند؟

اجازه دهید با یک مثال توضیح بدهم، مثلا من استارتاپی ‌دارم که در سال۹۷ ادعا می‌کردم ارزش دارد، اما وقتی این جریان به سمت پایداری و کمتر‌شدن برود، طبیعتا ممکن است که آن حباب داشته باشد و در فضایی که میزان سرمایه کمتر بوده و سرمایه‌ها دقیق‌تر شده‌اند.

ممکن است توهم و حبابی که در این وجود داشت، تعدیل شود. بنابراین در کنار اینکه ممکن است بعضی استارتاپ‌ها نابود بشوند، ولی این اثر مثبت را هم می‌توانیم در نظر بگیریم که حباب‌ها از بین می‌روند.

  • وقتی می‌گوییم شرایط سخت، چه چیزهایی سخت است؟ آیا عدم آمادگی استارتاپ‌ها برای این شرایط و خوابیدن در حباب، باعث آسیب آنها شد یا اینکه مسائل دیگری نیز دخیل بوده است؟

به‌هرحال وقتی شرایط اقتصادی تغییر کرده و سخت شود، روی کسب‌وکارهای واقعی هم تأثیر می‌گذارد. در حال حاضر ما استارتاپ‌های واقعی را می‌بینیم که کار می‌کنند، ولی سال سختی را از سر گذرانده‌اند.

مثلا تأمینی را باید انجام می‌دادند که هزینه دلاری داشته و به همین دلیل نیز یک هزینه خیلی زیاد را برای پیشبرد امور جاری متحمل شدند.
در اینجا ممکن است این سؤال پیش بیاید که استارتاپی داخل کشور کار می‌کند چه مشکلات بیرونی می‌تواند داشته باشد!

شما بهتر می‌دانید که استارتاپ‌هایی که بخش فنی دارند، باید بعضی از نیازهای خود را از بیرون تأمین کنند‌ و از طرفی هم نمی‌توانند هزینه یک نیروی انسانی متخصص و توانمند را که پیشنهادهای کاری جذابی در خارج از کشور دارد، با عددهای محدودتر تقبل کنند.

بنابراین بسیاری از کسب‌وکارهای واقعی با مشکلات جدی روبه‌رو شدند.

از طرف دیگر، در زمینه سرمایه و آن خوش‌بینی که نسبت به آن وجود داشت نیز رکودهایی به وجود آمد، طبیعتا وقتی گرفتگی ایجاد شود، میزان سرمایه نیز کمتر شده و روی امیدواری استارتاپ‌ها و کسانی که می‌خواستند در این فضا حرکت کنند، تأثیر می‌گذارد.

بنابراین این نکته هم می‌تواند نمود دومی باشد از تأثیرات سختی‌های سال ۹۷ بر روند استارتاپی. به هرحال مصادیق سختی زیاد هستند، اما یک دسته‌بندی کلی را می‌شود در دو عنوان ارائه داد؛

یکی تأثیری که بر کسب‌وکار عادی استارتاپ‌ها گذاشته ‌و دیگر اینکه در روند حجم سرمایه‌گذاری بیشتر نیز تأثیر گذاشت.

  • آقای دکتر، شما چندین بار بین صحبت‌های‌تان به استارتاپ واقعی اشاره کردید، استارتاپ واقعی چیست؟ آیا در مقابل آن، استارتاپ غیرواقعی داریم؟

واژه استارتاپ واقعی شاید واژه درستی نباشد، چون استارتاپ اگر استارتاپ باشد، حتما واقعی است. به‌عنوان مثال، ممکن است من تیم و ایده مشخصی داشته باشم، ولی یک چیز در ذهن من با ابعاد و ارزش و آینده خود وجود دارد و یک چیز هم در عالم واقع هست!

به نظر من این دو ممکن است گاهی از هم فاصله داشته باشند. وقتی شرایط سخت می‌شود، کسانی که مقاوم و امیدوار بوده، به کار خود ایمان داشته و یقین دارند که حتما به نتیجه می‌رسند، صبر و تحمل بیشتری داشته و می‌توانند شرایط سخت را تحمل کنند؛

ولی اگر فردی روی هر کدام از اینها مسئله داشته باشد، یعنی به کارش ایمان و یقین لازم را نداشته، خودش را تجهیز نکرده و چشم‌اندازش محدود باشد، همه این عوامل منفی در نهایت باعث برکناری او خواهد شد.

پس می‌توانیم از این منظر به موضوع نگاه کنیم که کسانی که نسبت به کسب‌وکار و ایده خود اطمینان کامل دارند و خود را برای رسیدن به نتیجه، مجهز کرده‌اند و در مقابل سختی‌های این مسیر، هیچ‌گاه تسلیم نشده و همیشه به قله نگاه کرده‌ و چندان به آن پستی و بلندی‌های مسیر توجه نکردند، موفق‌ خواهند بود.

به عقیده من، امسال، تیم‌ها و افرادی را داشتیم که یا قله نداشتند یا قله‌ را فراموش کرده بودند و در این فراز و نشیب، تسلیم شدند.

  • چه کنیم که سال ۹۸ را با یک امید واقعی شروع کنیم و واقعیت‌ها را ببینیم؟

امید با خوش‌بینی متفاوت است! اگرچه هر دو کلمات مثبتی هستند. وقتی روندها و ترندها را بررسی کنیم متوجه می‌شویم که در هر شرایطی و همیشه باید امیدوار بود، امید من بشخصه، نسبت به ۶ماه پیش یا یک سال و دو سال پیش کمتر نشده است.

از طرفی نسبت به فضا امیدوارم و از طرف دیگر کاملا قبول دارم که باید واقعیت‌ها را دید. اما چرا باید امیدوار بود؟ شاید بتوان سه پاسخ را برای این سؤال مهم ارائه داد:

نکته اول این است که ما در همین شرایط نیز الحمدلله استارتاپ موفق کم نداریم، تیم‌هایی که علی‌رغم همه سختی‌ها چرخ‌شان می‌چرخد و کسب‌وکارشان وجود دارد و نیروی انسانی خود را دارند.

به طوری که وقتی به این مجموعه‌ها می‌رویم، به طور کاملا واقعی انرژی و نشاط می‌گیریم، لذا نمونه‌های بسیار زیادی را می‌توانیم ذکر کنیم که در همین شرایط کارشان را پیش می‌برند.

از این نظر، یک دلیل برای امیدواربودن، پایداری استارتاپ‌هایی است که شدیدا کار می‌کنند و با امیدواری و خوش‌بینی به جلو می‌روند.

نکته دوم مربوط به تاریخ چنین تجربیاتی است، وقتی تجربیات دنیا را نگاه می‌کنیم، می‌بینیم در زمان‌های خاصی مشکلات و گرفتاری‌هایی ایجاد شده و بعد با گذر زمان حل شده‌اند.

یعنی اینطور نیست که مشکلی بیاید و بخواهد بیست‌سال، پنج‌سال یا ده‌سال پایدار بماند،‍ بلکه با گذشت زمان، گشایش اتفاق می‌افتد. اگر تجربیات اکثر شرکت‌های دنیا و روندهای توسعه فناروی را نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که بعد از هر عسری، یک یسر ایجاد شده است.

همیشه مشکلات پیش آمدند و از آنها عبور کردیم. برداشت من این است که بعد از این گرفتگی‌ها و عسرها، گشایش و یسر بوده و این روند تاریخی در آینده هم تفاوتی نخواهد داشت و حتما به سمت گشایش خواهد رفت

  • در حقیقت همیشه باید این یادآوری تاریخی را داشته باشیم.

بله! همیشه مشکلات پیش آمدند و از آنها عبور کردیم. برداشت من این است که بعد از این گرفتگی‌ها و عسرها، گشایش و یسر بوده و این روند تاریخی در آینده هم تفاوتی نخواهد داشت و حتما به سمت گشایش خواهد رفت.

نکته سومی هم که وجود دارد و ما حتما باید به آن توجه کنیم، این است که حوزه‌های جدیدی به روی ما گشوده شده‌اند. اگر به چهار یا پنج سال اخیر در حوزه استارتاپ‌های موفق‌های نگاه کنیم، شاید بیشتر در حوزه فناوری اطلاعات و خدمات بوده باشند.

اما تصور من این است که وقتی شرایط سخت می‌شود، افراد، فکرهای واقعی‌تری داشته، بیشتر تلاش می‌کنند تا خود را مقاوم‌تر کرده و به دنبال نوآوری هستند؛ لذا به عقیده بنده احتمالا طی دو سال آینده حوزه‌های جدیدی به روی این اکوسیستم باز می‌شود؛ حوزه‌هایی که دغدغه‌ها و نیازهای جدی مردم هستند.

  • به نظر شما چه حوزه‌هایی این شانس را دارند؟

فکر می‌کنم حوزه سلامت با همه بزرگی که دارد، از آن مسائلی باشد که راه به سمت آن باز می‌شود، همینطور مواردی که در حیطه محیط‌زیست قرار می‌گیرند مثل آب، انرژی، آلودگی هوا و … نیز در این دسته قرار خواهند گرفت. بنابراین به این سه دلیلی که عرض کردم، یعنی گشایش حوزه‌های جدید، تجربه روند تاریخی که همیشه بوده و ما نظاره‌گر بودیم.

همچنین شواهدی که می‌توانیم به آنها نگاه کنیم، جای امیدواری وجود دارد؛ امیدواری‌‌هایی که دلخوش‌کنک هم نیستند و به صورت واقعی وجود دارند.

  • شما در رأس یک مرکز خیلی مهم قرار دارید، به نظر شما از چه کسی باید انتظار داشته باشیم که بچه‌های نخبه ایرانی را از حوزه فروش خدمات که اشباع شده است، به سمت حوزه‌هایی که خالی مانده و به آنها توجهی نشده، بکشاند؟

برای این پاسخ می‌توانیم سه لایه را در نظر بگیریم؛ یک لایه مربوط به امثال ما می‌شود، یعنی کسانی که در پارک‌ها و دانشگاه‌ها فعالیت می‌کنند، لایه دیگر نهادهای حامی و توسعه‌دهنده مثل شتاب‌دهنده‌ها، وی‌سی‌ها و سرمایه‌گذارها را شامل شده و لایه سوم نیز به سیاستگذارها و نهادهای حاکمیتی مربوط است.

تصور من این است که خط مقدم این سه لایه ما هستیم، یعنی اگر به برخی حوزه‌ها توجه جدی نمی‌شود، به دلیل کم‌کاری من و امثال من است و ما باید در دانشگاه‌ها و نهادهایی که تجمیع نیروهای دانشی و فناوری است، این نکته را گوشزد کرده و با نشان‌دادن نمونه‌های موفق ثابت کنیم که در همه حوزه‌ها می‌توان استارتاپ راه‌اندازی کرد نه فقط در یک زمینه خاص!

در لایه دوم که شتاب‌دهنده‌ها هستند، این اتفاق احتمالا رخ خواهد داد، زیرا شتاب‌دهنده‌ها، شرکت‌های خصوصی هستند که دنبال انتفاع بوده و باید سود کسب کنند و بنابراین در صورت اشباع حوزه‌های قبلی، طبیعی است که به این سمت خواهند رفت.

برداشت من این است که این اتفاق به صورت طبیعی رخ خواهد داد، زیرا شتاب‌دهنده‌ها نهادهای اسمارت ما بوده و در این زمینه رو به جلو حرکت خواهند کرد.
نهادهای حاکمیتی نیز به عنوان لایه سوم، باید انگیزه‌ها و جذابیت‌ها را ایجاد کرده و تا حدودی ریسک ابتدایی این حوزه‌های جدید را پوشش دهند.

این اتفاق نیز در حال شکل‌گیری است و نهادهای مختلفی از جمله معاونت علمی وزارت علوم، جذابیت‌هایی را برای سال آینده در نظر گرفته است که همه افراد، چه شتاب‌دهنده‌ها و چه استارتاپ‌ها، بخواهند در این فضا حضور پیدا کنند.

خلاصه کلام اینکه این رسالت، باری نیست که یک نفر به‌تنهایی به دوش بکشد، بلکه باید مشارکتی بوده و من نیز بیشترین سهم را برای دانشگاه‌ها و کسانی که با نیروهای دانشجو ارتباط دارند، در نظر می‌گیرم.

از طرفی، شتاب‌دهنده‌ها این روند را جزو وظایف‌ خود دانسته و آن را طی خواهند کرد؛ نهادهای حاکمیتی نیز باید انگیزه ورود شتاب‌دهنده‌ها و سرمایه‌گذارها را شکل دهند تا افرادی که وارد این فضا می‌شوند، حداقل در گام‌های ابتدایی متضرر نشوند.

در نهایت نیز باید توجه کنیم که متوسط امید این فضا، از متوسط امید جامعه بیشتر است! و این مهم‌ترین امتیازی است که ما داریم و باید آن را به عنوان مهم‌ترین دارایی ارزشمندمان حفظ کنیم. متوسط امید در اکوسیستم کارآفرینی و استارتاپی بالا‌ست و این دارایی ماست که باید به آن تکیه کرده و ان‌شاءالله پیش برویم.


لینک های تاپ
آپ موزیک