تی تلگرام

  • تاریخ : ۲۳ام آبان ۱۳۹۷

یک بازار کرایه اسباب‌بازی، بنیان طرح شرکت Toygaroo را تشکیل می‌داد؛ طرحی که با همراهی تعدادی از افراد در لس‌آنجلس پایه‌گذاری شد و با حضورش در برنامه مشارکت Shark Tank موفق به جذب سرمایه ۱۰۰هزار دلاری در ازای ۱۰درصد از سهام خود شد.

طرح Toygaroo که توانسته بود در ادامه کارش طی دو مرحله معادل ۲۵۰هزار دلار سرمایه جذب کند، تنها پس از چند ماه ناگزیر از توقف فعالیت شد، چرا‌که هزینه انبارداری و پشتیبانی بسیار زیاد بود و سرمایه موجود به سرعت ناپدید شد.

پایه‌گذار این کسب‌وکار Phil Smy است که از پدر و مادری انگلیسی متولد اما در کانادا بزرگ شده. او از دهه ۱۹۹۰ درگیر نوشتن نرم‌افزار بوده و پس از آن وارد فضای اینترنت شده. از سال ۱۹۹۶در آمریکا و اروپا مشغول به کار در همین زمینه بوده و از سال ۲۰۰۰ به عنوان شریک بنیانگذاری چندین کسب‌وکار در همین فضا بوده.

تجربه کار با یک شرکت اسپانیایی برای تهیه نرم‌افزار کرایه دی.‌وی.‌‌دی از طریق پست که چیزی شبیه به نتفلیکس آمریکاست، باعث شد تا با گروهی آشنا شود که هسته اصلی ToyGaroo را شکل دادند.

کسب‌وکار Toygaroo

کسب‌وکار آنها را می‌توان یک پدیده در حوزه کرایه اقلام نامید. آنها خودشان را نتفلیکس اسباب‌بازی می‌نامیدند. کاربران می‌توانستند برای دریافت یک «جعبه اسباب‌بازی» ثبت‌نام کنند و تعداد اسباب‌بازی مورد نظرشان را انتخاب کرده و آن را دریافت کنند.

با برگشت هر اسباب‌بازی، مشتری می‌توانست اسباب‌بازی جدیدی از فهرست مورد نظرش را دریافت کند و به این ترتیب به طور مستمر اسباب‌بازی‌هایی وارد خانه مشتریان می‌شد و اگر کودکان از هر اسباب‌بازی خوش‌شان می‌آمد، امکان خرید نیز وجود داشت.

شرکت Toygaroo که در لس‌آنجلس پایه‌گذاری شد، از افرادی تشکیل شده بود که تجارب خوبی در بازاریابی داشتند اما نیازمند یک نرم‌افزار بودند. از همین‌جا بود که فیلیپ وارد شد و با خرید حق‌امتیاز نرم‌افزاری که قبلا به نام Filmamora در اسپانیا ساخته بود و انجام تغییراتی در آن، نرم‌افزار جدیدی را ساخت که مورد استفاده قرار گیرد.

آنها یک انبار کوچک در اختیار داشتند و در آن یک وسیله عالی برای تمیزکاری اسباب‌بازی‌ها نیز بود. شیوه بازاریابی شرکت به گونه‌ای بود که هرگز برای جلب مشتری با مشکلی مواجه نشدند و قادر بودند در تلویزیون ملی در تعدادی از نمایش‌های تلویزیونی حضور یابند.

هزینه انبارداری و پشتیبانی

شرکت کارش را به خوبی انجام می‌داد و به طور مرتب بر تعداد مشتریان افزوده می‌شد اما مشکل از ناحیه کنترل دو چیز بروز کرد؛ هزینه انبارداری و هزینه پشتیبانی. هزینه خریداسباب‌بازی‌ها زیاد بود و آنها حتی برای خرید اسباب‌بازی به فروشگاه‌های محلی والمارت هم مراجعه می‌کردند تا برخی اقلام را با هزینه‌ای کمتر بخرند.

اما آنها به دلیل وجود شرکای جدید و دریافت سرمایه برای توسعه با فشار زیادی برای رشد، رشد، و رشد مواجه بودند. از طرفی شرکت‌های اسباب‌بازی آنها را دوست نداشتند چراکه الگوی اجاره اسباب‌بازی به کسب‌وکارشان لطمه می‌زد. شرکت انتظار داشت که با وجود شرکای جدید دسترسی بهتری به منابع صنعت اسباب‌بازی پیدا کند که این انتظار نیز محقق نشد.

فیلیپ معتقد است که الگوی کاری اشتباهی را در پیش گرفته بودند. آنها به مشتریان پیشنهاد حمل رایگان را داده بودند و به دلیل تنوع شکل و اندازه اسباب‌بازی‌ها، الگوی حمل رایگان اشتباه بود و امروز با نگاه به گذشته می‌داند که اگر توانسته بودند منابع ارزان برای تامین محصولات را فراهم کنند و الگوی ارسال سفارش را از حالت رایگان خارج سازند، همچنان قادر به ادامه مسیر کاری‌شان بودند.

پس از ناکامی در تامین هزینه‌های جاری و رو‌به‌رو شدن با مشکل تامین و ارسال محصولات، آنها از سرمایه‌گذار درخواست منابع بیشتری کردند که با آن مخالفت شد. به این ترتیب کسب‌وکار اجاره اسباب‌بازی را رها کرده و به دنبال فرصت‌های دیگری رفتند.

  • تاریخ : ۲۳ام آبان ۱۳۹۷

رقابت بخش جدانشدنی هر کسب‌وکاری است، به طوری که ورود در هر زمینه تجاری و سعی در ایجاد یک برنامه بازاریابی دقیق، نیازمند درک درستی از فضای رقابتی کسب‌وکار مورد نظر است. به همین دلیل نیز یکی از چالش‌های مهمی که هر استارت‌آپی در راستای تبدیل‌شدن به یک نام تجاری با آن مواجه است، فعالیت مناسب در فضای رقابتی است.

با حضور گسترده‌ای که فضای دیجیتال در فعالیت‌های اقتصادی یافته است و به عنوان یکی از ابزارهای مهم بازاریابی به شمار می‌رود، عنصر رقابت در قالب یک چالش جدی برای برندها مطرح شده و به همین منظور نیز باید بتوانند برای پیاده‌سازی یک برنامه بازاریابی مناسب، فضای رقابتی کسب‌وکار خود را به خوبی بشناسند تا در نهایت بتوانند در میدان بازاریابی که همتایان آنها نیز در آن حضور دارند، برنده شوند.

در ادامه ۴ استراتژی مؤثر برای موفقیت در بازارهای رقابتی معرفی خواهند شد:

اضافه‌کردن محتوای جدید

برای باقی‌ماندن در یک فضای رقابتی، نیاز دارید که خواسته‌های مخاطبان خود را به خوبی درک کرده و محتوایی جدیدتر و متفاوت‌تر از آنچه دیگر رقبا ارائه می‌دهند، تهیه کنید. مطمئنا ایجاد خدمات جدیدی که در راستای خدمات قبلی یک برند باشد، می‌تواند مخاطبان بیشتری را برای آن برند ایجاد کرده و در نتیجه گسترده‌تر شدن دایره مخاطبان، موفقیت بیشتری را برای آن رقم بزند.

به این مثال ساده توجه کنید: در یک مسیر پر رفت و آمد در خیابانی که محل عبور دانش‌‌آموزان است، چندین مغازه اغذیه‌فروشی قرار دارند که نیازهای غذایی دانش‌آموزان مانند ساندویچ، نوشیدنی، چیپس، کیک و… را می‌فروشند، همه این مغازه‌دارها در یک چالش رقابتی قرار دارند، حال اگر یکی از آنها به خرید یک دستگاه فتوکپی بپردازد، می‌تواند علاوه بر فروش کالای قبلی خود، نیاز دانش‌آموزان مبنی بر کپی جزوات و … را نیز برطرف کرده و در میان دیگر رقبای خود موفق‌تر باشد، چون دانش‌آموزان علاوه بر اینکه در حال خوردن کیک و آبمیوه هستند، اسناد خود را نیز کپی می‌کنند.

بسامد محتوا را افزایش دهید

کیفیت محتوا یکی از اصول اساسی بازاریابی به شمار می‌رود، به طوری که همیشه این تصور وجود داشت که کیفیت مهم‌تر از کمیت است، اما محققان بازاریابی در سال‌های اخیر به این نتیجه رسیده‌اند که علاوه بر کیفیت، باید به عنصر بسامد و فرکانس نیز توجه کرد، زیرا کمیت محتوا هم می‌تواند در جذب مخاطبان و جلب توجه آنها بسیار تأثیرگذار باشد.

جالب است بدانید طی تحقیقی که محققان انجام داده‌اند، تعداد پست‌های فیس‌‌بوک در سال ۲۰۱۳ به ۲٫۵میلیون رسیده بود و در توییتر نیز این مقدار، ۲۸۰کا بوده است؛ در حالی که مقدار پست‌های این دو رسانه اجتماعی در سال ۲۰۱۶ به ترتیب به ۳٫۳ میلیون و ۵۰۰کا رسیده بود، آمار فوق نشان‌دهنده این نکته هستند که برای موفق‌شدن در فضای رقابتی رسانه‌ای، افزایش مقدار محتوا و خصوصا تناوب و تکرار آن هم می‌تواند بسیار مؤثر واقع شود.

کلیدواژه‌های رقبا را هدف قرار دهید

اگرچه هر برندی برای فعالیت‌های بازاریابی خود، خصوصا در فضای دیجیتال، کلیدواژه‌های مخصوص به خود را دارد، اما اتکای صرف به کلیدواژه‌های خود و عدم ارتباط با آنچه رقبا به عنوان کلیدواژه انتخاب کرده‌اند، می‌تواند یک نکته منفی در روند بازاریابی به شمار رود.

به همین دلیل نیز توصیه می‌شود کلیدواژه‌های رقبای خود را رصد کرده و از آنها در تنظیم کلیدواژه‌های خود استفاده کنید؛ زیرا در نهایت، هنگامی که در رسانه‌های مجازی و وب‌سایت‌ها، این کلیدواژه‌ها جست‌وجو شوند، محتوای شما نیز به عنوان یک محتوای مرتبط به نمایش درخواهد آمد و امکان بازدید مخاطبان بیشتری فراهم خواهد شد.

هویت خود را در رسانه‌های مختلف تثبیت کنید

برای ساختن یک هویت تجاری و تثبیت آن، اتکا به یک رسانه کافی نیست، به این معنا که یک برند موفق باید بتواند هویت خود را از طریق رسانه‌های مختلفی مانند اینستاگرام، فیس‌بوک، توییتر و … به نمایش بگذارد، زیرا هر یک از رسانه‌های مذکور، امکانات خاصی را در دسترس برندها قرار داده‌اند و می‌توان با یک برنامه‌ریزی هماهنگ، محتوای مورد نظر خود را از طریق آنها ارائه داد.

از آنجایی که فضای رقابتی در بازارهای امروز بیشتر به سوی رسانه‌های مجازی کشیده شده است، برای ماندن در این فضا و تثبیت هویت یک برند، باید بتوان محتوای مورد نظر را گسترش داد و در اشکال مختلف رسانه‌ای به کار برد. برای رسیدن به این مهم نیز داشتن یک تیم کامل از متخصصان بازاریابی دیجیتال که با فضای هر یک از رسانه‌های اجتماعی امروز آشنایی دارند، ضروری است.

  • تاریخ : ۲۲ام آبان ۱۳۹۷

تبلیغی هوشمندانه برای کفش‌های استاندارد

توجه به سلامت بدن یکی از مهم‌ترین اصولی است که بسیاری از برندهای پوشاک به آن اهمیت می‌دهند و در این میان، برند Dr. Scholl’s مراقبت از ساختار بدن انسان را شعار اصلی خود در زمینه تولید کفش قرار داده است.

برند Dr. Scholl’s که صرفا به تولید کفش‌هایی مناسب با پا و بر مبنای اصول مراقبت از پا و سلامت آن می‌پردازد، از این ویژگی خاص به عنوان یک محتوای مهم در فعالیت‌های بازاریابی خود نیز استفاده می‌کند. به عنوان مثال، در یکی از کمپین‌های تبلیغی چاپی این برند که در سال ۲۰۱۶، توسط آژانس بازاریابی BBDO ارائه شده است، خطر کفش‌های غیر اصولی برای پای انسان، به گونه‌ای طنزآمیز به نمایش درمی‌آید.

این کمپین در قالب دو تصویر ارائه شده است که وضعیت ناهنجار پای انسان را در کفش‌های نامناسب به خوبی نشان می‌دهد. هر دو تصویر پای یک فرد را در دهان دو حیوان نشان می‌دهند، حیوانات نیز طوری انتخاب شدند که داشتن دندان‌های تیز از خصوصیات بارز آنهاست. یک سگ و یک تمساح می‌توانستند گزینه‌های مناسبی برای این تصاویر باشند، چراکه مطمئنا هیچ فردی دوست ندارد پای خود را در دهان یک سگ و یا یک تمساح قرار دهد‍!

این تصاویر موقعیت پای انسان را در دو نوع کفش پاشنه‌بلند و پاشنه تخت نشان می‌دهند و این حس را به بیننده القا می‌کنند که یک کفش غیراصولی می‌تواند به اندازه دندان‌های تیز سگ و تمساح ناراحت‌کننده و خطرناک باشد. حالت دندانه‌‌دندانه‌ای که در این کفش‌ها نشان داده می‌شوند، به خوبی با دندان‌های این دو حیوان همخوانی داشته و قسمت انتهایی کفش پاشنه‌‌تخت و قسمت پاشنه‌دار کفش دیگر نیز با زبان این دو حیوان همخوانی دارند و اینطور به نظر می‌رسد که خوردن یک پا برای آنها بسیار لذیذ است!

مواظب پایت باش

بنا بر این توضیحات، تصاویر قدری ترسناک هم هستند و مطمئنا هر بیننده‌ای با دیدن آنها یا احساس ترس خواهد داشت و یا حالت چندش به او دست خواهد داد. اما در نهایت، عبارت «مواظب پایت باش» در کنار نام تجاری Dr. Scholl’s آبی بر آتش است، به این معنا که بیننده تصاویر، این دریافت را خواهد داشت که با کفش‌های برند مذکور، هیچ حیوان درنده‌ای پای او را گاز نمی‌گیرد.

اغراق یک عنصر کلیدی در طراحی کمپین‌های تبلیغاتی به شمار می‌رود و در این مورد نیز طراحان از طریق بزرگ‌نمایی، خطر یک جفت کفش نامناسب برای پای انسان را نشان داده و مخاطب خود را از مضرات کفش‌های غیراستاندارد آگاه می‌کنند.

البته رنگ‌هایی مانند صورتی و سبز که برای پس‌زمینه این دو تصویر انتخاب شده‌اند نیز بار طنز و بزرگ‌نمایی تبلیغ فوق را برجسته‌تر کرده و جذابیت بیشتری را به آن می‌دهند، به طوری که مخاطب با اغراقی همراه با طنز روبه‌رو بوده و خطرات یک کفش نامناسب را به گونه‌ای طنزآمیز و در عین حال هشداردهنده، دریافت می‌کند.

  • تاریخ : ۲۲ام آبان ۱۳۹۷

آنچه که این زوج را به کارآفرینان موفق تبدیل کرد، نه یک برنامه از پیش طراحی شده برای ورود به دنیای کسب‌وکار، بلکه فرصتی غیرمنتظره بود که بر اساس آن گروه کاری را شکل داده و وارد کسب‌وکاری شدند که هیچ نشانه‌ای از کم‌شدن سرعت حرکتش به چشم نمی‌آید.

تصمیم به ایجاد یک کسب‌وکار کوچک می‌تواند به معنای درگیر شدن با یک برنامه طولانی باشد اما شرکت Argosy تنها بر مبنای یک فرصت لحظه‌ای شکل گرفت که فرانسیس رایلی و ریکارد هیلی را در مسیری قرار داد که تا پیش از آن هرگز بدان فکر نکرده بودند.

فرانسیس در این‌باره می‌گوید: اتفاقی بود، ما یک ساختمان تجاری داشتیم که پنجره بزرگ و نمایانی داشت و در آن محدوده تعدادی مبلمان فانتزی و مجلل قرا رداده بودیم، تعدادی از افراد برای خرید این اقلام تماس می‌گرفتند و به این ترتیب یک فرصت تجاری به ما رو کرد.

با داشتن تجربه کاری چندین ساله، اما ایجاد آرگوسی برای این زوج کانادایی یک فرصت تازه در یافتن مسیری جدید بود. اینکه آنها صاحب کار خودشان باشند مهم‌ترین نکته جذاب این روند بود گرچه به همراه خود آموزش‌هایی نیاز داشت.

فرانسیس در این‌باره می‌گوید: ما به این دلیل کارآفرین شدیم که می‌خواستیم آزادی حرکتی را که صاحب کار خود بودن فراهم می‌کند، در اختیار داشته باشیم. بزرگ‌ترین درسی که تا امروز از این کار گرفته‌ایم، اینکه انعطاف‌پذیری دارایی باارزشی است و نمی‌توان نسبت به برنامه‌های طراحی‌شده، سختگیرانه برخورد کرد.

پدران موفقیت آرگوسی

از طرفی همانگونه که قدیمی‌ترها می‌گویند: موفقیت پدران زیادی دارد و این زوج کارآفرین نیز برای رسیدن به موفقیت به تجارب افرادی که پیرامون‌شان بودند، تکیه کردند. آنها حمایت بسیار زیادی از جانب خانواده و همچنین اتاق بازرگانی دریافت کردند.

فرانسیس در این مورد می‌گوید: برادر ریکارد و یکی از دوستان، دو نفری هستند که درباره کسب‌وکار دیدگاهی روشن دارند و همه آنچه که ممکن بود را به ما نشان دادند. در این میان دوستان دیگری هم که درگیر کسب‌وکار و کارآفرین هستند، الهام‌بخش ما بودند.

ما همیشه تلاش می‌کنیم که محصولات‌مان را به عنوان جایگزینی برای خرید محصولات نو معرفی کنیم در همین حال محصولات و خدمات با کیفیت بالا را عرضه می‌کنیم

کسب‌وکار زوج کارآفرین در جزیره محل اقامت‌شان تنها با داشتن چند سال سابقه کار، به عنوان یک کسب‌وکار شاخص شناخته می‌شود و کار اصلی‌اش را مبلمان مجلل و اقلام عتیقه تشکیل می‌دهد. آنها با برخی بازسازی‌ها، ویژگی‌های جدید و هیجان‌انگیزی به اقلام اضافه می‌کنند.

محل کار آنها همچنین نمایشگاهی از آثار هنری است که شامل کارهای تعدادی از هنرمندان برجسته ساحل غربی کانادا می‌شود. تمرکز روی هنرمندان محلی همچنان ادامه می‌یابد  و فرانسیس به نتایج حاصل از آن علاقه‌مند است و می‌گوید: من واقعا می‌بینم که پول حاصل از این تبادلات در جامعه خودمان به گردش درمی‌آید که شامل کسب‌وکارهای دوستان و همسایگان ماست و از محل آن برنامه‌های محلی و خیریه‌ها نیز منتفع می‌شوند.

در منطقه ساحل غربی موضوع توسعه پایدار همواره در فکر مردم بوده و توصیه‌های اخیر به کانادایی‌ها برای جمع‌آوری زباله‌ها بیش از قبل، باعث شده که کسب‌وکارهایی مشابه کار فرانسیس و همسرش ارزش بیشتری در زمینه مبارزه با زباله‌ها پیدا کند چراکه آنها از زمان شروع فعالیت کسب‌وکارشان به موضوع پایداری نیز توجه داشته‌اند.

فرانسیس در این مورد می‌گوید: ما همیشه تلاش می‌کنیم که محصولات‌مان را به عنوان جایگزینی برای خرید محصولات نو معرفی کنیم در همین حال محصولات و خدمات با کیفیت بالا را عرضه می‌کنیم. ما برای بسیاری از قطعاتی که ممکن است راهی محل دفن زباله شوند، یک بازار فروش ارائه می‌کنیم و به آنها زندگی جدید و حتی یک هدف جدید می‌دهیم.

در انتها فرانسیس یکی از دیدگاه‌های متفکرانه‌اش را برای آنان که می‌خواهند کسب‌وکاری تازه خلق کنند، اینچنین بیان می‌کند: اجازه ندهید منفی‌بافی‌ها شما را ناامید کند، تا چیزی را تجربه نکنید، از آنچه برایتان رخ می‌دهد، باخبر نمی‌شوید.

  • تاریخ : ۲۲ام آبان ۱۳۹۷

محمد کی ارسلان، هم‌بنیان‌گذار آنابیز از دغدغه‌هایش می‌گوید

محمد کی ارسلان، هم‌بنیان‌گذار استارتاپ آنابیز اگر روی سن یلدای استارت‌آپی ۹۷ درمقابل ۲۰۰۰ نفر از فعالان اکوسیستم بخواهد از دغدغه هایش بگویید، خواهد گفت:

تمام نهادهای مختلف که در تلاش هستند تا به اکوسیستم استارت‌آپی کمک کنند، به دنبال پیدا کردن راه‌های پیچیده برای کمک و حمایت نباشند؛ عدم دخالت و سخت‌گیری، مهمترین کمک به استارت‌آپ‌هاست.

یلدای استارت‌آپی ۹۷ را دنبال کنید:

یلدای ۹۷

 

  • تاریخ : ۲۲ام آبان ۱۳۹۷

در واژه‌نامه بورسینس و از دیدگاه سرمایه‌گذاران بورسی آمده است که پول هوشمند، پولی است که توسط افراد به اصطلاح باتجربه، با اطلاعات خوب و «با دانش» سرمایه‌گذاری می‌شود.

با وجود اینکه شواهد تجربی کمی برای اثبات عملکرد بهتر پول هوشمند وجود دارد، اما در بسیاری از روش‌های سفته‌بازی، تاثیر چنین جریانات پولی را به طور جدی در نظر می‌گیرند و نمودارهای پول هوشمند در برابر پول کودن (dumb money) می‌تواند تفاوت بین موقعیت‌های معاملاتی دو گروه در بازار را نشان دهد.

اسمارت مانی (پول هوشمند) در اکوسیستم استارت‌آپی هم خیلی خلاصه به پولی گفته می‌شود که دارنده آن صرفا دارنده منابع مالی نیست بلکه دانش و تکنولوژی لازم برای رشد و موفقیت استارت‌آپ را نیز دارا بوده و دانش انباشته خوبی (شکست یا موفقیت) از سرمایه‌گذاری‌های استارت‌آپی دارد و با ترکیب این دو مورد (پول و دانش) می‌تواند مسیر استارت‌آپ را برای موفقیت هموارتر کند.

من در این نوشته قصد ندارم ابعاد مختلف پول هوشمند را بیان کنم اما می‌دانم جذب سرمایه ممکن است بلای جان استارت‌آپ بشود و به جای موفقیت، شکست را برای استارت‌آپ به ارمغان بیاورد. شاید تعجب کنید که چگونه ممکن است سرمایه نقش خوب خود را از دست بدهد و «بد» شود.

لازم است همین ابتدا اشاره کنم که سرمایه بد لزوما به «سرمایه‌گذاران» مربوط نیست و عموما خود «بنیانگذاران» هم در بد شدن سرمایه نقش کمکی ایفا می‌کنند.

امیدوارم بتوانم در این یادداشت مفهوم «سرمایه خوب، سرمایه بد» را صرفا بر اساس تجربیاتم در دو طرف میز (هم به عنوان مدیر و فاندر وی‌سی و هم به عنوان فاندر استارت‌آپ) برای علاقه‌مندان شرح دهم. «سرمایه خوب، سرمایه بد»‌ مفهومی اهم از پول هوشمند است و در بسیاری موارد اهمیتش خیلی هم تاثیرگذارتر از هر مقوله دیگری در بحث سرمایه‌گذاری است.

با توجه به اهمیت جذب سرمایه برای استارت‌آپ‌ها، به ۱۰ مورد که در تشخیص خوب یا بد بودن سرمایه‌ای که قصد جذبش را دارید، اشاره خواهم کرد. (۶ مورد در این شماره و ۴ مورد دیگر در شماره بعد) من امیدوارم توجه به این شاخص‌ها از یک طرف کمک کند به توسعه smart money و از طرف دیگر ابزاری برای بنیانگذاران هوشمند (smart founders) باشد.

اول: ماهیت و منشأ پول

در جذب سرمایه لزوما یک مساوی با یک نیست و ماهیت و رفتار پول‌ها با هم متفاوت خواهد بود. یک تومان پول جیب شما با یک تومان جیب بغل دستی‌‌تان متفاوت است که این تفاوت‌ها ناشی از «محل کسب یک تومان‌ها»، «سهم یک تومان از دارایی شما» (همه دارایی شماست یا بخش ناچیزی از دارایی) و در آخر هم «هزینه فرصت» یک تومان شما و بغل دستی‌تان (شما با یک تومان چه کار می‌توانید بکنید و بغل دستی‌تان چه‌کار). این موارد رفتار یک تومان‌ها را در آینده به‌شدت تحت تاثیر قرار خواهند داد.

به عبارت دیگر، با اینکه رقم مورد نیاز شما برای استارت‌آپتان x تومان است، اما رفتار و ماهیت x تومان سرمایه سرمایه‌گذارانی که می‌خواهید از آنها تامین مالی کنید با هم بسیار متفاوت است. لذا اگر رفتار پروژه استارت‌آپی شما (از لحاظ سودآوری، مدت به سود رسیدن، ارزش‌آفرینی، اسکیل و…) با رفتار و ماهیت مورد انتظار سرمایه سرمایه‌گذاران یکسان نباشد‌، باید به‌زودی خود را برای مشکلات احتمالی با سرمایه‌گذاران آماده کنید.

در نتیجه با اینکه عرف نیست اما توصیه می‌کنم ‌حین جلسات ارزیابی که سرمایه‌گذاران با شما دارند، شما هم از انتظارات و معیارهای آنها بپرسید و مطلع شوید و اگر احساس کردید این انتظارات با ویژگی‌های استارت‌آپ شما تطابق نداشت، بدانید که با جذب سرمایه از آن سرمایه‌گذار دارید رأی به شکست استارت‌آپ خود می‌دهید.

دوم: میزان و مبلغ

دومین چیزی که در جذب سرمایه اهمیت فوق‌العاده دارد، پرسیدن این سوال است که «چقدر؟»  و به عبارت دیگر دنبال چه میزان سرمایه برای استارت‌آپ خودمان باشیم و چرا؟ برای پاسخ به این سوال بسیار کلیدی، باید به سرنخ‌های زیر دقت کنیم:

وضعیت فعلی محصول: فکر کنید که یک سایت یا اپلیکیشن دارید که هنوز تست‌های اساسی خود در مواجهه با کاربرهای حداقلی را رد نکرده باشد و بعد در پلن جذب سرمایه، تبلیغات ۳۶۰ درجه در نظر بگیرید! اینجاست که سرمایه باعث شکست استارت‌آپ می‌شود.

برای سادگی یک الاکلنگ را در نظربگیرید که یک طرفش محصول  و یک طرف دیگرش سرمایه جذب‌شده است. هر چقدر که محصول کامل‌تر شد، حق -لازم- دارید برای تعادل، سرمایه تزریق کنید. اگر در هر مقطعی از تعادل خارج شود (محصول سبک- سرمایه سنگین، محصول سنگین-سرمایه سبک) کنترل از دست خارج شده و سرمایه به شکست پروژه کمک خواهد کرد تا موفقیت.

ترقی محسوس در kpiها: میزان سرمایه موردنیاز بایستی طبق برآوردها باعث یک تغییر محسوس در شاخص‌های کلیدی عملکرد بشود. منظور از ترقی محسوس، جهش نیست بلکه حرکت از یک گام یا یک پله به پله بعدی است و البته می‌توان یک بازه مشخص را هم تعریف کرد.

هر چند ممکن است در راندهای بالاتر حرکت از یک پله به پله بالاتر، خود معنی جهش و یا جامپ بدهد اما در مجموع ممکن است در راندهای ابتدایی هدف آماده‌سازی استارت‌آپ برای مرحله جهش باشد و در مراحل بعد عبور از فاز جهش. اگر میزان سرمایه درخواستی کفاف گام برداشتن از یک پله به پله بالاتر را ندهد، قطعا در راند بعدی برای تامین سرمایه دچار مشکل خواهید شد.

راندی که در آن هستیم: بدیهی است اگر استارت‌آپ ما تازه از شتاب‌دهنده بیرون آمده است یا mvp را چندماهی هست که لانچ کرده‌ایم، نباید تقاضای جذب سرمایه برای راند یک داشته باشیم و باید به دنبال seed money باشیم.

و اما چرا این «چقدر» اینقدر اهمیت دارد؟ دو دلیل کلیدی برای بیان اهمیت چقدر، می‌توانم اشاره کنم.

ارزشگذاری و واگذاری سهام: قاعدتا اگر بیش از میزان مورد نیاز سرمایه جذب کنیم، لازم است سهام بسیار بیشتری از حد معمول واگذار کنیم که خود آغازگر مشکلات کلیدی برای استارت‌آپ خواهد بود. اگر کمتر از میزان مورد نیاز تقاضا داشته باشیم یا از سمت سرمایه‌گذار متهم به عدم شناخت بازار خواهیم شد و یا سهام بسیار کمی آفر می‌دهیم و رغبت سرمایه‌گذاران بسیار کم خواهد بود.

دستیابی به اهداف: عدم دستیابی به شاخص‌های کلیدی عملکرد در اثر اتمام زودهنگام منابع مالی می‌تواند صدمات جبران‌ناپذیری برای جذب منابع مالی در راندهای آتی باشد. بیش از حد بودن منابع مالی هم باعث افتادن در تله هزینه بدون حساب یا اتلاف منابع خواهیم شد و به مرور اعتماد سرمایه‌گذار نسبت به استارت‌آپ کم خواهد شد.

تعادل در توقعات سرمایه‌گذار: بیش از حد بودن منابع تزریق‌شده، میزان عددی هزینه-فرصت مالی، سرمایه‌گذاری انجام شده برای سرمایه‌گذار را بیشتر کرده لذا در میان‌مدت ممکن است فشارهای غیر‌طبیعی به استارت‌آپ وارد کند. کمتر از حد بودن منابع مالی هم ممکن است حساسیت سرمایه‌گذار نسبت به موفقیت یا شکست پروژه را کم کند که خود می‌تواند باعث کاهش حساسیت استارت‌آپ در دستیابی به اهداف بشود.

سوم: سرمایه‌گذار اکوسیستمی یا سنتی

این آیتم به‌گونه‌ای خروجی بند اول است. منابع مالی در حال گردش در خارج اکوسیستم و در دست سرمایه‌گذاران سنتی بسیار زیاد است و استارت‌آپ‌های زیادی ممکن است جذب زرق و برق منابع مالی آنها شوند.

اما سرمایه‌گذار سنتی چند ‌ویژگی کلیدی دارد که می‌تواند برای استارت‌آپ‌ها ویرانگر باشد:

  1. سود نقدی می‌خواهد و مفهوم سود سرمایه‌ای یا capital gain  را درک نمی‌کند.
  2. با سرمایه‌گذاری‌های جایگزین در بازارهای دیگر مقایسه می‌کند.
  3. پرتفولیوی استارت‌آپی ندارد و عموما به صورت تکی در استارت‌آپ‌ها سرمایه‌گذاری می‌کند لذا فشار زیادی به استارت‌آپ خواهد آورد.
  4. توان صبر کردن ندارد و دنبال سود کوتاه‌مدت است.
  5. با ادبیات و زبان اکوسیستم استارت‌آپی آشنایی ندارد و بعضا ممکن است تغییرات ناخواسته‌ای در نقشه راه استارت‌آپ‌ها بخواهد.

من یک اصطلاحی دارم به عنوان «سرمایه‌گذاران زغالی». اینها سرمایه‌گذارانی هستند که سرمایه‌گذاری روی شما را با سرمایه‌گذاری روی زغال مقایسه می‌کنند‌ و بعضا از آنها خواهید شنید که «اگه زغال می‌خریدیم، سرمایه ما چند برابر شده بود».

البته موارد بالا به این معنی نیست که سرمایه‌گذاران داخل اکوسیستمی به فضای سرمایه‌گذاری‌های سنتی نگاهی نداشته باشند و عموما وی‌سی‌ها هم همیشه در معرض مقایسه وضعیت سرمایه‌گذاری‌های استارت‌آپی با سرمایه‌گذاری‌های خارج اکوسیستمی خود هستند.

چهارم: ارزشگذاری

موضوع ارزشگذاری به اشتباه همیشه جزو دغدغه‌های کلیدی بنیانگذاران استارت‌آپ‌ها برای شروع فرایند جذب سرمایه است. ارزشگذاری ترجمه واژه valuation است و هیچ ارتباطی با price یا قیمت ندارد اما فاندرها عموما آنگونه برخورد می‌کنند که انگار قرار‌ است کالایی را بفروشند و به همین خاطر وارد چانه‌زنی می‌شوند و لذا ارزشگذاری به یک موضوع حیثیتی برای بنیانگذار مبدل می‌شود.

اینجاست که من اغلب توصیه می‌کنم به آرامش و تدبیر. ارزش استارت‌آپ یک شاخص برای تعیین درست و صحیح نقشه راه آتی استارت‌آپ‌ بوده و اهمیتش صرفا در این مورد است و اگر هم چانه‌زنی می‌شود، باید روی اثرات ارزشگذاری اشتباه (کم یا زیاد) در آینده و موفقیت استارت‌آپ صحبت کرد.

پس ارزشگذاری اشتباه ممکن است یک سرمایه را خوب و یا یک سرمایه را بد کند وگرنه درصدی بالاتر یا پایین‌تر واگذار‌شدن، صدمه وحشتناکی به پروژه نخواهد زد.

پنجم: مراحل پرداخت

همه تلاش فاندر و کوفاندر و تیم استارت‌آپ و البته شرکای جدید (از جمله سرمایه‌گذار) در بهبود روند شاخص‌ها خلاصه می‌شود و هر تصمیم یا عملی که باعث بهبود kpiها نشود، به‌گونه‌ای اتلاف منابع رخ داده است. اما اهمیت این شاخص‌ها نباید در مذاکرات با سرمایه‌گذار مبنا و محور باشند.

از نظر من متصل کردن ارزشگذاری به kpi ممکن است مثبت باشد و با این روش که به ارزشگذاری پویا منجر خواهد شد، تا حدودی بخشی از اختلافات روی ارزشگذاری برطرف خواهد شد. اما به هیچ عنوان اتصال مراحل پرداخت به این شاخص‌ها نه‌تنها توصیه نمی‌شود بلکه ممکن است ویرانگر هم باشد.

مراحل پرداخت بایستی صرفا متصل به زمان باشد (یعنی با رسیدن تاریخ پرداخت صورت بپذیرد، فارغ از اینکه استارت‌آپ شاخص‌های خوبی دارد یا نه). اما اگر سرمایه‌گذار روی این موضوع اصرار داشت، می‌توانید وارد شاخص‌های کیفی شوید مثلا لانچ ماژول x یا لانچ نسخه اپلیکیشن یا … اهمیت این موضوع به آنجا مرتبط است که دستیابی به اهداف تعیین‌شده همیشه صرفا برآورد هستند مخصوصا در دنیای استارت‌آپی که با عدم قطعیت‌های زیادی مواجه هستیم.

اصولا اتصال مراحل پرداخت به kpi برای یک vc بدین معنی است که روی وارسی و ارزیابی خود مردد است و آن‌را ‌قبول ندارد به همین خاطر لازم دیده است وضعیت آینده استارت‌آپ را هم در نحوه پرداخت دخیل کند.

یکی از علت‌های دیگر برای تایید این موضوع این است که عموما دوره پرداخت در ایران هنوز بسیار کوتاه است (بین ۱۲ تا ۱۸ ماه) لذا اگر استارت‌آپ بخواهد هر لحظه نگران عدم پرداخت منابع مالی باشد که نمی‌تواند به شاخص‌ها بپردازد.

ششم: ریسک

هر مدل قرارداد سرمایه‌گذاری که به هر نحوی بخواهد از شما تضمین بگیرد (تضامین مالی یا غیر مالی) یا ریسک‌ها را به تیم منتقل کند، در حوزه استارت‌آپ‌داری یعنی جذب یک سرمایه بد!

واقعیت آن است که استارت‌آپ یعنی وجود عدم قطعیت در بیزینس‌مدل. به همین خاطر است که عموما سرمایه‌گذاران این اکوسیستم زمان نسبتا خوبی را جهت بررسی تیم و ایده و مارکتش مصرف می‌کنند. لذا پذیرش اینکه بخواهند ریسک‌های شکست پروژه را به بنیانگذاران منتقل کنند، منطقی نیست.

هر چند یک سری تعهد از جمله فعالیت تمام‌وقت، اختصاص بین ۲ تا ۴ سال به صورت متمرکز روی پروژه، عدم رقابت با پروژه و موارد مشابه اینها جزو اصول هستند در غیر این‌صورت این حس به سرمایه‌گذار منتقل می‌شود که تیم روی پروژه تمرکز ندارد یا نمی‌خواهد داشته باشد.

ادامه دارد…

  • تاریخ : ۲۲ام آبان ۱۳۹۷

محسن براتی، بنیان‌گذار استارتاپ کارلیب

محسن براتی، بنیان گذار و مدیرعامل استارتاپ کارلیب اگر روی سن یلدای استارتاپی ۹۷ درمقابل ۲۰۰۰ نفر از فعالان اکوسیستم بخواهد از دغدغه هایش بگویید، خواهد گفت:

علی رغم افزایش نرخ ارز، برای باقی ماندن در بازار رقابتی نتوانستیم تعرفه خدمات سایتمان را از زمان دلار ۴ هزار تومانی تا امروز افزایش دهیم.

یلدای استارت‌آپی ۹۷ را دنبال کنید:

یلدای ۹۷

  • تاریخ : ۲۲ام آبان ۱۳۹۷

قصه استارتاپ‌هایی که از پارکینگ یک خانه شروع کردند را همه شنیده‌اند. اما امروز به سختی بتوان در پارکینگ یک خانه استارتاپ راه‌ انداخت. امروز استارتاپ‌ها در سراسر جهان روند جدیدی را در پیش گرفته‌اند.

بسیاری از استارتاپ‌ها امروز نه از پارکینگ که از فضاهای کسب و کار اشتراکی شروع می‌کنند. بسیاری از آن‌ها برعکس پارکینگ خانه‌شان پس از بزرگ شدن کسب و کارشان نیز ترجیح می‌دهند در فضای کار اشتراکی به کارشان ادامه دهند. چرا که مزایای استفاده از فضای کار اشتراکی برای استارتاپ‌ها تنها دسترسی به یک محل کار مجهز و مقرون به صرفه نیست.

فضای کار اشتراکی به استارتاپ‌ها فرصت‌های خوبی برای توسعه کسب و کارشان می‌دهد. این فرصت‌ها، فرصت‌های زیادی هستند و مدیران استارتاپ‌ها می‌توانند بسته به نوع و وضعیت کسب و کارشان بهره‌های مختلفی را از آن‌ها ببرند. این فرصت‌ها تنها محدود به استارتاپ‌ها نیست. شاید به همین جهت است که استفاده از فضای کار اشتراکی یک روند رو به گسترش در دنیاست.

طبق آمار موسسه تحقیقاتی کوشمن و ویکفیلد، تقاضا برای فضای کار اشتراکی هر سال ۱۰ تا ۱۵ درصد افزایش می‌یابد.

در اینجا سعی می‌کنیم برخی از این فرصت‌ها و مزایا را معرفی کنیم.

انعطاف‌پذیری

مدیران استارتاپ‌ها به خوبی می‌دانند که انعطاف‌پذیری برای استارتاپشان بسیار مهم است. ‌آن‌ها دوست دارند بتوانند تصمیمات سریعی بگیرند و گاهی تغییراتی بسیار سریع ایجاد کنند. یک استارتاپ ممکن است در  روزهای اولش تنها یک کارمند داشته باشد اما چند ماه بعد تعداد کارکنانش را افزایش دهد.

این روند می‌تواند برعکس نیز باشد. استفاده از فضاهای کار اشتراکی به استارتاپ‌ها این امکان را می‌دهد که بدون نیاز به تعویض دفتر یا خرید تجهیزات اداری تازه ظرف چند ساعت برای نیروهای جدیدشان فضای کار محیا کنند.

قراردادهای انعطاف‌پذیر و کوتاه مدت در فضاهای کار اختصاصی این امکان را در اختیار مدیران استارتاپ‌ها می‌گذارد تا بسته به شرایط و بودجه‌شان از سرویس‌های متفاوتی استفاده کنند و آن‌ها را به سرعت تغییر دهند.

تاثیرگذاری بر مخاطبان

ممکن است که با تکنولوژی‌های امروز بیشتر کارها از راه دور انجام شود. اما هنوز هم قرارهای رو در رو هستند که بیشتر وقت‌ها کار را نهایی می‌کنند. یک جلسه در اتاق کنفرانس یا در دفتر کار، تاثیر بیشتری از همان جلسه در یک کافی‌شاپ خواهد داشت.

دفاتر کار اشتراکی فضای با پرستیژ و مجهزی را با اتاق‌های کنفرانس مجهز در اختیار استارتاپ‌ها می‌گذارند. همچنین این امکان وجود دارد که استارتاپ‌ها محل کار خود را با هزینه کمتر در مناطق اداری شهر مستقر کنند و به مخاطبانشان نزدیک باشند.

با استفاده از فضای کار اشتراکی، مدیران لازم نیست هزینه زیادی برای یک دفتر مجهز بپردازند. در فضاهای کار اشتراکی هر زمان که لازم است می‌توان از اتاق‌های کنفرانس و جلسات و سایر امکانات موجود استفاده کرد.

برقراری ارتباط و شبکه‌سازی

مدیران استارتاپ‌ها می‌دانند که یکی از راهکارها برای برای گسترش کسب و کارشان، گسترش ارتباطات است. کسب و کارها و افراد دیگر می‌توانند مشتری و یا ارائه‌دهنده سرویسی به یک استارتاپ باشند. علاوه بر این‌ها، این ارتباطات برای کسب و کارها جنبه آموزشی نیز دارند.

برای برقراری ارتباط با سایرین یکی از بهترین راه‌ها حضور در یک فضای کاری اشتراکی است. در این فضاها کسب‌وکارهای مختلفی حضور دارند، علاوه بر این‌ها در شرکت‌های بین‌المللی فضای کسب و کار، امکان ارتباطات با کسب و کارهایی از سراسر جهان وجود دارد و می‌توان از میان این ارتباطات سرمایه‌گذار، مشتری و یا همکار پیدا کنید.

بهینه‌سازی هزینه‌ها

برای خیلی از استارتاپ‌ها، میزان سرمایه در گردششان اهمیت زیادی دارد. آن‌ها ترجیح می‌دهند که سرمایه‌شان را به جای رهن ملک و یا خرید تجهیزات اداری در کارشان به گردش درآورند. خیلی‌ها همچنین ترجیح می‌دهند به جای اینکه همه امکاناتی را که لازم دارند یک جا تهیه کنند، به شرایطی دسترسی داشته باشند که بتوانند به صورت موقت از این امکانات استفاده کنند و هزینه‌هایش را بپردازند.

همچنین فضاهای کار اشتراکی این امکان را به استارتاپ‌ها می‌دهند که نیروهای اداری و خدماتی استخدام نکنند و استخدام‌هایشان تنها بر روی کار متمرکز باشد. فضاهای کار اشتراکی نیاز استارتاپ‌ها به منشی، نیروی خدماتی و مسئول آی‌تی را با کمترین هزینه مرتفع می‌کنند.

این موارد در کنار چیزهایی همچون امکان یافتن ایده‌های جدید کسب و کار، سرویس‌های اداری مقرون به صرفه، دسترسی به تکنولوژی‌های به روز دنیا و … فضاهای کسب و کار اشتراکی را به گزینه‌ای مناسب برای استارتاپ‌ها تبدیل می‌کند.

سروکورپ

سروکورپ یک شرکت ارائه‌کننده دفاتر کار اشتراکی است که چهل سال پیش در کشور استرالیا کار خود را آغاز کرده است. این شرکت هم‌اکنون ۱۶۰ شعبه در سراسر جهان دارد. این شرکت از سال ۹۵ در ایران آغاز به کار کرد و هم‌اکنون دو شعبه در برج کیان و ساختمان پارک تهران دارد.

خدمات این شرکت شامل دفاتر کار اختصاصی و مجازی، میز کار اختصاصی و اشتراکی و همچنین اتاق جلسات و سالن کنفرانس می‌شود. سروکورپ علاوه‌بر ارائه تمام ملزومات یک دفتر کار از جمله اینترنت امن، خط تلفن اختصاصی، منشی اختصاصی، ماشین‌های اداری و تیم پشتبانی، امکان شبکه‌سازی و برقراری ارتباط با شبکه ۴۰ هزار نفری از مشتریان خود در سراسر جهان را فراهم می‌کند.

  • تاریخ : ۲۱ام آبان ۱۳۹۷

۵۳ شتاب‌دهنده پاکستانی، سالی ۷ تا ۱۵ استارت‌آپ را حمایت می‌کنند.

پاکستان یکی از بزرگ‌ترین جمعیت‌های جوان در دنیا را دارد. طبق گزارش توسعه بشر سازمان ملل که در سال گذشته منتشر شد، حدود ۶۴ درصد از جمعیت پاکستان زیر ۲۹ سال هستند و انتظار می‌رود این کشور حداقل به مدت ۳۰‌سال دیگر جمعیت جوان خواهد داشت.

با اینکه نرخ باسوادی در این کشور پایین است، بیش از نیمی از ۶۴ درصد افراد زیر ۲۹ سال باسواد هستند. به عبارت دیگر جمعیت زیادی از جوانان پاکستان سواد خواندن و نوشتن دارند و از دانش اولیه فناوری برخوردار هستند؛ یعنی می‌توانند با یک کامپیوتر یا تلفن همراه کار کنند.

سایر عوامل از قبیل ضریب نفوذ اینترنت، توسعه مهارت‌های مبتنی بر فناوری و پلتفرم‌های موجود به بسیاری از کارآفرینان امکان می‌دهند تا ایده‌های خود را تحقق بخشند و به استارت‌آپ‌های موفق تبدیل کنند.

این واقعیت که جمعیت جوان این کشور در مقایسه با نسل قدیمی‌تر به خوبی از فناوری‌ها و تلفن‌های هوشمند استقبال می‌کنند، نشان‌دهنده خوش‌بینی نسبت به تقاضا و گرایش به تحول دیجیتالی است.

سیاست پاکستان دیجیتال

طبق سیاست پاکستان دیجیتال ۲۰۱۸، این کشور بیش از ۲۰هزار فارغ‌التحصیل در رشته فناوری اطلاعات و مهندس در هر سال پرورش می‌دهد و بیش از ۳۰۰هزار متخصص فناوری اطلاعات انگلیسی‌زبان با تخصص در محصولات و فناوری‌های فناوری اطلاعات فعلی و در حال ظهور در این کشور حضور دارند.

کارآفرینی در پاکستان در حال افزایش است. گفت‌وگوها درباره ایده‌های جدید و استارت‌آپ‌ها در کشور و به ویژه در دانشگاه‌های بزرگ این کشور در حال گسترش است و بسیاری از آنها پلتفرم‌های خود را برای تسهیل در راه‌اندازی استارت‌آپ‌ها توسط دانشجویان دارند.

کارآفرینی در پاکستان

بر اساس گزارش بانک ملی پاکستان، حدود ۵۳ برنامه انکوباتور و شتاب‌دهنده در این کشور وجود دارد که از بین آنها ۷ تا ۱۵ استارت‌آپ در هر سال راه‌اندازی می‌شوند. به علاوه این گزارش نشان می‌دهد که تعداد استارت‌آپ‌های سال ۲۰۱۷ به تنهایی نزدیک به ۵۰۰ مورد است.

علاوه بر انکوباتورها و شتاب‌دهندگان، اکوسیستم استارت‌آپی پاکستان شاهد تقویت چشمگیری از طریق فضاهای همکاری، برنامه‌های جمعی، سرمایه‌گذاری فرشته و راه‌اندازی بخش‌های محلی مربوط به طرح‌های جهانی مانند استارت‌آپ گریند، لین استارت‌آپ ماشین، استارت‌آپ ویکند و استارت‌آپ کاپ است.

بنیانگذار یک استارت‌آپ موفق در دانشگاه علوم مدیریت لاهور می‌گوید: «با هزاران دانشجو که هر سال فارغ‌التحصیل می‌شوند، تقریبا غیرممکن است که همه آنها بتوانند مشاغل مورد علاقه خود را پیدا کنند. دلیلش این است، ما این روند را در افراد جوان و باانگیزه که استارت‌آپ‌های نوآورانه تاسیس می‌کنند، می‌بینیم. اکثر اینها شکست می‌خورند، با این وجود، آنهایی که موفق می‌شوند، سایر افراد را تشویق به ادامه مسیر می‌کنند.»

او می‌گوید: «اگر شما از من بپرسید که چه زمانی این حباب استارت‌آپی خواهد ترکید، می‌گویم شاید بعد از حداقل ۱۰ سال.»

از نظر تاثیر، استارت‌آپ‌های فناوری داخلی اغلب نیروی کار محلی را استخدام می‌کنند و اقدامات قابل‌توجهی در کشور دارند. با این حال، در بسیاری از موارد، نهادها در خارج از پاکستان، برای مثال در امارات متحده عربی و آمریکا تاسیس می‌شوند. بنابراین، حتی وقتی استارت‌آپ به شهرت می‌رسد، منشأ پاکستانی آن در نظر گرفته نمی‌شود.

یکی از دلایل اصلی این الگو آن است که استارت‌آپ‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات معمولا به سرمایه خطرپذیر زیاد و نیز حفاظت از ثبت اختراع نیاز دارند، که با وجود برخی اصلاحات اخیر، دستیابی به آنها در پاکستان هنوز دشوار است.

در نتیجه تمام این توسعه‌ها، سرمایه‌گذاری روی استارت‌آپ‌ها به‌تدریج در حال سرعت‌گرفتن در پاکستان است. در حالی‌که مقدار بودجه تزریق‌شده به برخی استارت‌آپ‌ها افشا نشده، سرمایه‌ منتشر شده در سال۲۰۱۵ به تنهایی ۱۵۵٫۴ میلیون دلار بوده است. حتی اگر برخی از قراردادهای بزرگ در سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ در این آمار لحاظ نشده‌اند، ۲سال اخیر از نظر مقدار سرمایه‌گذاری روی استارت‌آپ و تعداد قراردادهای انجام شده با سرمایه‌گذاران سال‌های بسیار خوبی بوده است.

مبلغ سرمایه‌گذاری استارت‌آپ در سال ۲۰۱۷، طبق گزارش‌ها، در ۶ ماه اول سال بسیار شدت گرفته و نشان می‌دهد که تمایل سرمایه‌گذار برای سرمایه‌گذاری روی استارت‌آپ‌های پاکستانی افزایش یافته است.

در نتیجه، با شرایط اقتصادی کشور پاکستان، کارآفرینان خرد بهترین راهبرد برای فارغ‌التحصیلان جوانی هستند که می‌خواهند به رشد اقتصاد کشور خود کمک کنند و استارت‌آپ‌های موفق در سطح کشوری و بین‌المللی راه‌اندازی نمایند.

  • تاریخ : ۲۱ام آبان ۱۳۹۷

فانوس‌پرینت سامانه‌ای است که مشتریان می‌توانند قیمت پروژه‌های چاپی خود را براساس پارامترهایی که می‌توانند خودشان تغییر دهند، به صورت آنلاین بیابند.

حوزه چاپ آنلاین چند وقتی است که در اکوسیستم استارت‌آپی جای خود را باز کرده و استارت‌آپ‌های زیادی به این حوزه ورود کرده‌اند، ولی به نظر می‌رسد بازار همچنان پرکشش است و به رقابت نیفتاده است. استارت‌آپ فانوس‌پرینت هم به نشانی fanoosprint.ir یکی از استارت‌آپ‌های قدیمی در این حوزه است که کار خود را در سال ۹۲ آغاز کرده است.

سیدمحمد ‌هاشمی ۳۷ ساله بنیانگذار این استارت‌آپ است. او متولد تهران است و کارشناسی مدیریت فرهنگی از دانشگاه علمی کاربردی دارد.

قبل از راه‌اندازی این استارت‌آپ من طراح بودم و کارهای گرافیکی انجام می‌دادم و به نوعی با فرآیندهای چاپ نیز در ارتباط بودم و سفارش‌هایی را که از مشتریان می‌گرفتم، به چاپخانه‌های مختلف برای چاپ می‌سپردم.

من به عنوان گرافیست همیشه دغدغه قیمت‌کردن چاپ برای پروژه‌هایی که برای مشتریان طراحی می‌کردم را داشتم تا بتوانم مناسب‌ترین قیمت را برای چاپ طراحی‌های انجام‌شده به مشتریان اعلام کنم، ولی همواره با چاپخانه‌ها مشکل داشتم و نمی‌توانستم قیمت‌یابی را به‌درستی انجام دهم.

از طرفی چاپخانه‌ها عمدتا بد‌قول بودند و پروژه‌ها را به‌موقع تحویل نمی‌دادند. از اوایل سال ۹۰ با برند فانوس‌پرینت پروژه‌های طراحی و گرافیکی را انجام می‌دادم و بعد از مدتی تصمیم گرفتم تیمی تشکیل دهم و کار خود را گسترش دهم تا بتوانیم کارهای مربوط به چاپ را نیز خودمان انجام دهیم. بر همین اساس استارت‌آپ فانوس‌پرینت در حوزه چاپ از سال ۹۲ شکل گرفت.

  •  در فانوس‌پرینت چه خدماتی ارائه می‌دهید؟

فانوس‌پرینت در واقع سامانه‌ای است که مشتریان می‌توانند قیمت پروژه‌های چاپی خود را براساس پارامترهایی که می‌توانند خودشان تغییر دهند، به صورت آنلاین بیابند. در فانوس‌پرینت هر سه حوزه چاپ افست، دیجیتال و عریض پوشش داده شده و حدود ۵۰ محصول ارائه می‌شود.

این محصولات در ۴ دسته محصولات اداری و مالی همچون سربرگ، ست اداری، اسناد مالی و اداری، پروپوزال و غیره، تبلیغات و بازاریابی مانند بروشور، کاتالوگ، تراکت و غیره، محصولات شخصی مانند کارت عروسی، پک جشن تولد و غیره و رویدادها و همایش‌ها همچون مجموعه مقالات، بنر، کارت ورود به همایش و غیره تقسیم می‌شوند.

  •  مشتریان چطور می‌توانند از خدمات استفاده کنند؟

مشتریان می‌توانند فایل‌های آماده خود را برای چاپ در سایت آپلود کنند و پارامترهای مورد نظر خود مانند تعداد، جنس کاغذ، نوع چاپ و غیره را به دلخواه تغییر دهند و درخواست چاپ کنند.

از طرفی ما کارهای مربوط به طراحی را نیز جداگانه انجام می‌دهیم به این ترتیب که کاربران می‌توانند پارامترهایی همچون تم سازمانی، لوگو، محتوای مورد نظر و غیره را که برای طراحی محصول در نظر دارند، در سایت وارد کنند تا ما علاوه بر چاپ محصول، طراحی آن را نیز انجام دهیم.

در واقع تفاوت اصلی ما با سایر سایت‌هایی که کار چاپ آنلاین انجام می‌دهند، این است که ما طرح‌های از پیش تعیین‌شده‌ای نداریم که مشتری بخواهد از بین آن طرحی را انتخاب و سفارشی‌سازی کند بلکه برای کاربرانی که نیاز به طراحی دارند، به صورت اختصاصی کارهای طراحی را انجام می‌دهیم.

  •  تاکنون چه تعداد پروژه چاپی در فانوس‌پرینت انجام شده است و چه تعداد کاربر از خدمات استفاده کرده‌اند؟

مجموع سفارش‌های ثبت‌شده از زمان راه‌اندازی سایت تا‌کنون ۴۸۷۲ سفارش بوده و از ۲ سال پیش تاکنون حدود ۵۰ هزار سفارش در سامانه قیمت آنلاین محاسبه هزینه شده است.

  •  با توجه به اینکه در حوزه‌ای کار می‌کنید که سرمایه‌بر است، با چه سرمایه‌ای شروع کردید و تا‌کنون چقدر در کار هزینه کرده‌اید؟

ما با سرمایه اولیه ۸۰ میلیون تومان کار را شروع کردیم و تاکنون با سرمایه شخصی کارها را پیش برده‌ایم و سرمایه هزینه‌شده فانوس‌پرینت تاکنون در سه بخش زیرساخت کارگاه، زیرساخت نرم‌افزاری و سایت، اجاره محل سایت و کارگاه چاپ۶۴۰ میلیون تومان بوده است، ولی برای توسعه کار از سرمایه‌گذاری اقدام می‌کنیم.

  •  در حال حاضر درآمدها هزینه‌ها را پوشش می‌دهد؟

بله، در حال حاضر نقطه سر به سر را رد کرده‌ایم و سفارشات خارج از پتانسیل کارگاهی را در شبکه ایجاد‌شده از همکاران فعال شامل چاپخانه‌های افست و دیجیتال و خدمات تکمیلی مرتبط توزیع می‌کنیم.

  •  ارزیابی از حجم بازاری که در آن فعالیت می‌کنید، دارید؟

بازار چاپ بازار بزرگی است و به دو بخش عمده دولتی و خصوصی تقسیم می‌شود. انجمن چاپخانه‌داران در آماری که منتشر کرده است، حجم این بازار را در ایران سالانه ۲۰۰۰ میلیون دلار برآورد کرده که ما سهم بسیار کوچکی از این بازار را داریم و تلاش می‌کنیم سهم خود را از بازار افزایش دهیم.

  •  حوزه چاپ آنلاین چقدر شناخته شده و آیا شما موفق شده‌اید جایگاه خود را در بازار ایجاد کنید؟

با توجه به اینکه استفاده از اینترنت گسترش یافته، بازار چاپ آنلاین نیز در حال گسترش است. در حال حاضر حدود ۱۲ رقیب در بازار هستند ولی از آنجایی که بازار بزرگ است، حدود ۴ رقیب را رقیب اصلی خود می‌دانیم و البته در حوزه قیمت‌یابی با تغییر پارامترها به صورت آنلاین می‌توانم بگویم رقیبی نداریم.

ما با سرمایه اولیه ۸۰ میلیون تومان کار را شروع کردیم و تاکنون با سرمایه شخصی کارها را پیش برده‌ایم و سرمایه هزینه‌شده تاکنون در سه بخش زیرساخت کارگاه، زیرساخت نرم‌افزاری و سایت، اجاره محل سایت و کارگاه چاپ۶۴۰ میلیون تومان بوده است.


لینک های تاپ
آپ موزیک