تی تلگرام

  • تاریخ : ۲۸ام مهر ۱۳۹۷

«در سطح جهان بحث سر این مسئله است که پیش‌بینی و برنامه‌ریزی چهار‌ساله داشته باشند یا هفت‌ساله. اما در ایران وضعیت ۴ روز آینده را هم نمی‌توان پیش‌بینی کرد. وقتی پارکینگ‌های سرمایه اینقدر جذاب شده‌اند که ظرف ۶‌ماه سود ۱۰۰درصدی و حتی چندصد درصدی به صاحبان‌شان برمی‌گردانند، دیگر کسی ریسک سرمایه‌گذاری روی استارت‌آپ‌ها را متحمل نمی‌شود.»

این‌ جملات بخشی از صحبت‌های محمدرضا فرحی است که در گفت‌وگو با «شنبه» از مسائل مالی و موانع جذب سرمایه از حوزه‌های سنتی، خواسته‌ها از دولت، کنترل ناامیدی در عین واقعیت‌گرایی، نقد منصفانه و ارزشگذاری معقولانه و خطرات ارزشگذاری‌های هیجانی و بدون مبنای علمی و… حرف زده است.

فرحی نقش مهمی برای دولت و وابسته‌های دولت در عبور از موانع سرمایه‌گذاری جسورانه قائل است؛ «برای عبور از بحران‌های مالی موجود در اکوسیستم، نهادهای عمومی مانند دولت، وزارت‌ آی‌سی‌تی، معاونت علی و فناوری رئیس جمهور و شهرداری‌های بزرگ کشور مانند همه جای دنیا قالبی را ایجاد کنند و به‌عنوان شریک محدود (Limited Partner) پول را در اختیار شریک متخصص قرار دهند که سرمایه‌گذاری در حوزه آی‌تی، نانو و سایر حوزه‌های مدرن را بلد است.»

راه نجات دیگر این است که استارت‌آپ‌ها وارد بورس شوند و حسابرسی مالی و شفافیت دقیقی داشته باشند. اکوسیستم و کسب‌وکارهایش باید روی تابلوی عمومی شهر دیده شوند. تابلوی عمومی شهر، تابلوی بورس است و اگر تنها ۲ یا ۳ داستان موفقیت از استارت‌آپ‌های بورسی‌شده را داشته باشیم، شاهد سرازیرشدن حجم زیادی از سرمایه‌‌های بخش سنتی به اکوسیستم خواهیم بود.

بخش دیگر گفت‌وگوی ما با محمدرضا فرحی در مورد آینده اکوسیستم و ظهور نسل جدید استارت‌آپ‌ها در ایران است؛ ریزش استارت‌آپی از جمله واقعیت‌هایی است که فرحی به آن اعتقاد دارد اما آن را بد نمی‌داند چون معتقد است این ریزش موجب می‌شود که اکوسیستم از حالت هر ایرانی، یک استارت‌آپ بیرون بیاید و تیم‌ها حرفه‌ای‌تر شوند و حرفه‌ای‌ها باقی بمانند.

بعد از این ریزش هم نسل بعدی استارت‌آ‌پ‌ها که تکنولوژی‌محور هستند، ظهور می‌کنند که می‌توانند نظر سرمایه‌داران زیادی را به خود جلب کنند و حوزه‌های پیشرفته‌ای مانند نانو، بایو و داروسازی بسترهای آینده راه‌اندازی استارت‌آپ در ایران خواهند بود.

وجود جو ناامیدی در اکوسیستم نکته دیگری است که این استاد دانشگاه به آن اشاره می‌کند و می‌گوید که نباید اجازه بدهیم جو ناامیدی عمیقی که بر اکوسیستم حاکم شده، پایدار بماند، چون اگر شاهد شکست‌های سریالی باشیم، استارت‌آپ‌هایی که در حالت تعادل قرار دارند و شاید با عبور از این سال، بتوانند موفق شوند هم ناامید می‌شوند و شکست می‌خورند. چون ناامیدی مانند سلول سرطانی منتقل‌شونده است و توانمندترین‌ها را به زانو درمی‌آورد.

  •  ابتدا بیایید  در مورد بیمه بازار صحبت کنیم. چرا استارت‌آپ راه‌اندازی کرده‌ای؟

در واقع من بیمه بازار را به این دلیل راه‌اندازی کردم که من هم به مباحث علمی و دانشگاهی علاقه‌مند بودم و هم یک حس کاسبی در کف بازار در من بود که دوست داشتم به نوعی وسط گود کارآفرینی باشم و کار جدی استارت‌آپی انجام دهم. این نکته را هم بگویم که ایده بیمه بازار، به ذهن من رسید اما من دو هم‌بنیانگذار هم دارم. آقایان محمدصادق منتظری و محسن فدایی. سرمایه‌گذار اولیه و رئیس‌ هیات‌مدیره فعلی‌ بیمه بازار هم من هستم.

  •  حرف‌های زیادی در مورد کپی‌کاری‌ها در اکوسیستم گفتی. خود بیمه بازار هم از این دست است انگار؟

من با افتخار می‌گویم که بیمه بازار در فاز نخست، کپی بوده. ما ۳ نفر شریک هستیم که برای راه‌اندازی بیمه بازار، ۳ ماه تمام، صنعت بیمه آنلاین در سطح جهان را بررسی کردیم و استارت‌آپ‌های این حوزه را مطالعه کردیم و با شناسایی ۷ شاخه متوجه شدیم که چندین شاخه دقیقا در مرز بیگ‌دیتا و دانش‌های اینچنینی حرکت می‌کنند. ما به سختی خودمان را کنترل کردیم و روحیه کف بازاری را به کار گرفتیم تا در ابتدا درد موجود را بکشیم یعنی مثلا الان بیش از ۲۰ شرکت بیمه‌ای داریم که مردم نمی‌دانند چه چیزی را از چه کسی و با چه قیمتی بخرند. ما این خدمات را به صورت آنلاین و بهینه به مردم می‌دهیم.

ما اعتقاد داریم که بعد از شناخته‌شدن و جذب مشتریان، این شرکت‌های بیمه هستند که به سراغ ما خواهند آمد و در زمینه‌هایی که به تکنولوژی نیاز است، از ما کمک خواهند گرفت. همین الان هم بیمه بازار به یک شتاب‌دهنده در صنعت بیمه تبدیل شده و تیم ۴۰ نفره بیمه بازار پروژه‌های زیادی در دست دارد که در حوزه‌هایی غیر از فروش آنلاین بیمه است؛ از جمله در حوزه‌هایی چون مدیریت خسارات، کاهش هزینه‌ها با استفاده از تحلیل داده، تحلیل ریسک و… این کارها در نهایت موجب می‌شود که صنعت بیمه به شدت متحول شود.

  •  بازار آنلاین بیمه خیلی خیلی جوان است، ولی در همین بازار خیلی نوپا هر بار یک شرکت می‌گوید که من رهبر بازار هستم؛ شما هم چنین ادعایی دارید؟

به نظر من هم این بازار جوان است. مثلا در بازار بیمه خودرو، استارت‌آپ‌ها زیر یک درصد سهم دارند. در حالی که کلیت بازار خودرو از بیمه بدنه تا شخص ثالث بیش از ۱۲هزار میلیارد تومان است. کلیت گردش مالی بازار بیمه در ایران در سال ۹۶، حدود ۳۳ هزار میلیارد تومان بوده و پیش‌بینی می‌شود گردش مالی این بازار در سال ۹۷ به حدود ۴۰هزار میلیارد تومان برسد.

در ارتباط با یک استارت‌آپ بیمه‌ای ۳ عنصر اهمیت زیادی دارد؛ یکی زیرساخت فنی، دوم زیرساخت لجستیک و پشتیبانی و سوم بازاریابی. اگر نمره مجموع این ۳ عنصر را در نظر بگیریم، قطعا بیمه بازار با اختلاف از سایر رقبا پیش است. من این حرف را  از سرمایه‌گذارانی می‌شنوم که هم ما و هم رقبا برای جذب سرمایه‌ به آنها مراجعه کرده‌ایم.

با این شرایط معتقدم که الان بیمه بازار در بازار رقیبی ندارد. بقیه صرفا فروشنده هستند در حالی که علاوه‌بر فروشنده بودن، باید کننده کار هم باشید. کننده بودن یعنی شناخت دقیق از صنعت بیمه، زیرساخت فنی و مقیاس‌پذیری داشته باشیم، امکان توسعه عمودی و افقی محصول را داشته باشیم و از نظر پشتیبانی پیش، حین و پس از فروش مشتری را رها نکنیم.

  •  رقبای شما همین حرف را دارند و همین ادعا را می‌کنند.

به نظر من تنها بیمه بازار است که چنین شرایطی دارد، چون نگاه سرمایه‌گذاران به بیمه بازار مثبت است. الان هم در شرف جذب سرمایه چند ده میلیارد تومانی هستیم.

  •  تاکنون چقدر روی بیمه بازار سرمایه‌گذاری شده‌است؟

تا الان از طرف صندوق سرمایه‌گذاری لوتوس پارسیان و چند سرمایه‌گذار فرشته، حدود ۵ میلیارد تومان روی بیمه بازار سرمایه‌گذاری شده است. در حالی که رقبای ما چندین برابر هزینه کرده‌اند.

  •  ولی ظاهرا خیلی پول دارید چون بیلبوردهای شهر را قرق کرده‌اید؟

مجموع بیلبوردهایی که تاکنون رفته‌ایم، رقمی کمتر از یک‌سوم از سرمایه‌ای بوده که تاکنون برای بیمه بازار جذب کرده‌ایم.

  •  نقدهای زیادی به بیلبوردرفتن استارت‌آپ‌ها وارد می‌شود. از بیلبوردرفتن نتایج خوبی هم گرفته‌اید؟

غلط بودن بیلبوردگرفتن استارت‌آپ‌ها موضوعی نیست که عمومیت داشته باشد. در مورد ما اتفاقا بیلبورد رفتن بسیار مفید بوده اما هستند استارت‌آپ‌هایی که بیلبورد گرفتند اما چند ماه بعدشان را شاید نبینند اما بعضی هم سال بعد رهبر بازار خواهند بود. در جواب بخش دوم سوالت باید بگویم که ما با برآوردهایی علمی و با نظرسنجی از بیش از ۱۰۰۰ نفر قبل و بعد از بیلبورد رفتن، به این نتیجه رسیدیم که میزان آگاهی از برند ما تقریبا چهار و نیم برابر شده است. مهم اینکه ما برخلاف رقبا دچار دام کمپین‌های بی‌ادبی و غیراخلاقی هم نشدیم.

در ارتباط با یک استارت‌آپ بیمه‌ای ۳ عنصر اهمیت زیادی دارد؛ یکی زیرساخت فنی، دوم زیرساخت لجستیک و پشتیبانی و سوم بازاریابی. اگر نمره مجموع این ۳ عنصر را در نظر بگیریم، قطعا بیمه بازار با اختلاف از سایر رقبا پیش است. من این حرف را  از سرمایه‌گذارانی می‌شنوم که هم ما و هم رقبا برای جذب سرمایه‌ به آنها مراجعه کرده‌ایم. با این شرایط معتقدم که الان بیمه بازار در بازار رقیبی ندارد

  •  سال‌ها در حوزه مالی و بحث‌های سرمایه‌گذاری فعالیت کرده‌ای. الان به نظر می‌رسد که دوره‌ای فریزشده به لحاظ سرمایه‌گذاری ایجاد شده؛ علاوه بر شرایط اقتصادی کشور، دو روایت دیگر هم وجود دارد. استارت‌آپ‌ها می‌گویند سرمایه‌گذار نیست و سرمایه‌گذاران می‌گویند استارت‌آپ دارای ظرفیت رشد وجود ندارد. چه کسی درست می‌گوید؟

واقعیت این است که حتی قبل از بحران نوسانات ارزی، شاهد سرمایه‌گذاری بسیار کمتر از مقدار مورد نیاز اکوسیستم بودیم. براساس گزارش KPMG که معتبرترین گزارش فصلی از وضعیت سرمایه‌گذاری جسورانه در دنیا محسوب می‌شود، در سال ۲۰۱۷ بیش از ۱۵۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری جسورانه انجام شده که البته اصلا زیاد نیست.

ایران با معیارهای جهانی، یک تا یک و نیم درصد اقتصاد دنیاست و با معیارهای منطقه در کمترین حالت بین هفت‌دهم درصد تا یک درصد اقتصاد دنیا به شمار می‌رود. اگر هفت‌دهم را که کمترین است، مبنا قرار بدهیم، سالانه باید حدود یک میلیارد دلار سرمایه‌گذاری جسورانه در ایران صورت بگیرد. اما حتی در دوران اوج سرمایه‌گذاری در اکوسیستم هم عدد سرمایه‌گذاری یک‌پنجم رقم مورد نیاز بود؛ یعنی حتی زمانی که قحطی سرمایه‌ نداشتیم هم سرمایه از حد مورد نیاز کمتر بود.

در آن زمان مراکز و افراد زیادی ادعای سرمایه‌گذاری داشتند اما سرمایه‌گذار واقعی هم وجود داشت و استارت‌آپ‌ها در مراحل اولیه موفق به جذب سرمایه می‌شدند. اما در همان مقطع هم تنها یکی دو سرمایه‌گذار با چک‌سایزهای بیش از ۵۰میلیارد تومان وجود داشت که بتوانند روی استارت‌آپ‌های بالغ سرمایه‌گذاری کنند.

  •  از اصطلاح قحطی سرمایه استفاده کردی؛ تا حالا بیشتر می‌گفتیم که سرمایه نیست یا کم است، از این به بعد وارد فاز جدیدی به نام قحطی سرمایه می‌شویم؟

به نظر من بله. به این دلیل که مهم‌ترین ویژگی یک حکمران خوب، پیش‌بینی‌پذیری است. مقالات زیادی در اقتصاد سیاسی داریم که می‌گویند از نظر اقتصادی، بهتر است دولت‌ها چهارساله انتخاب نشوند و هفت‌ساله باشند، چون بخش خصوصی معمولا برنامه‌ریزی هفت‌ساله می‌کند و نه چهارساله. بنابراین در سطح جهان بحث سر این مسئله است که پیش‌بینی و برنامه‌ریزی چهار‌ساله داشته باشند یا هفت‌ساله. اما در ایران وضعیت چهار روز آینده را هم نمی‌توان پیش‌بینی کرد.

همین امر موجب می‌شود که نوسانات ارزی، نوسانات بازار طلا و نوسانات بورس را که پارکینگ‌های سرمایه هستند، داشته باشیم. وقتی پارکینگ‌های سرمایه اینقدر جذاب شده‌اند که ظرف ۶ ماه سود ۱۰۰درصدی و حتی چندصد‌درصدی به صاحبان‌شان برمی‌گردانند، دیگر کسی ریسک سرمایه‌گذاری روی استارت‌آپ‌ها را متحمل نمی‌شود. تا زمانی که این جذابیت در پارکینگ‌های سرمایه وجود دارد، اوضاع همین خواهد بود.

  •  تجربه جهانی چه می‌گوید؟ آیا روش یا راه‌حلی برای کم‌شدن جذابیت در حوزه‌های فعلی و افزایش جذابیت سرمایه‌گذاری در حوزه استارت‌آپی وجود دارد؟

می‌توانم به تجربه کشوری مانند آمریکا اشاره کنم؛ در آمریکا تا قبل از سال ۱۹۷۰، اکوسیستم استارت‌آپی رشد نکرد. این نکته را هم بگویم که تمام پول‌هایی که در آن کشور وجود دارد، در مقابل پولی که در نظام بانکی و صندوق‌های بازنشستگی انباشته شده، پول خرد به حساب می‌آید. تا قبل از ۱۹۷۰، صندوق‌های بازنشستگی اجازه سرمایه‌گذاری جسورانه نداشتند. اما در سال ۱۹۷۰،  وزارت کار آمریکا به این صندوق‌ها اجازه داد که درصد اندکی یعنی حدود ۱۰درصد، سرمایه‌گذاری جسورانه داشته باشند. همین موجب شد که طی مدت کوتاهی سرمایه تزریق‌شده به اکوسیستم استارت‌آپی در آمریکا، ۴۰ برابر شود. در پی ۴۰برابرشدن سرمایه‌‌گذاری، شرکت‌های بزرگی چون اپل و مایکروسافت راه‌اندازی شدند و بعدتر کمپانی‌های بزرگ مبتنی بر اینترنت شکل گرفتند.

پس آنچه که موتور اکوسیستم را روشن کرد، تزریق پول‌های کلانی بود که در دست سیاستگذار، نهاد عمومی و نهادهای شبه‌دولتی بود. نکته مهم این است که این پول‌ها به شکل اصولی تزریق شد و نه از طریق ارائه وام و در نتیجه تحقیر ملت و صدقه‌دادن و سفله‌پروری. به نظر من بهترین فارغ‌التحصیلان کشورمان اگر وام به آنها پیشنهاد نمی‌شد، آدم‌هایی ملی و بین‌المللی می‌شدند. در ایران آدم‌ها را در بازی‌های دانش‌بنیانی و وام کم‌بهره می‌اندازند و کلا مسیر درست، گم می‌شود.

نقدهایی را به حمایت‌های دولتی وارد می‌کنی اما در همین اکوسیستم افراد زیادی هستند که از عدم حمایت دولتی گلایه دارند. البته ضعف‌های قانونگذاری و سنگ‌اندازی‌ها را که کنار بگذاریم و در این زمینه تا حدود زیادی حق با استارت‌آپ‌هاست اما بعضا منظورشان از حمایت، حمایت مالی است.

من با حمایت‌های بی‌مبنای دولتی مخالفم، اما در همه جای دنیا، دولت لازم است و باید باشد. من نمی‌پذیرم که عده‌ای همیشه در حال بدگویی از دولت هستند تا ضعف خودشان را بپوشانند. نقد ما تخریبی نیست بلکه خواسته ما این است که دولت باید از قدرت و ثروتی که در اختیار دارد، در مسیر درست استفاده کند. ما باید به دولت روش و جهت درست را نشان دهیم و بر این خواسته خودمان مصرانه پافشاری کنیم.

  •  بنابراین پول هست.

پول هست اما پول‌های موجود در ایران، پول‌های حبس‌شده‌ است.

  •  و آدم‌هایی که تصمیم‌گیرنده این پول‌های کلان هستند، اصولا ریسک‌پذیر نیستند و ظاهرا باور و شناختی نسبت به سرمایه‌گذاری جسورانه و اکوسیستم استارت‌آپی ندارند.

اشاره کردم که سال گذشته ۱۵۰میلیارد دلار سرمایه‌گذاری جسورانه در جهان صورت گرفته است. نکته جالب این است که این رقم در اشل اقتصاد جهانی، عدد کوچکی محسوب می‌شود. چون ۱۵۰میلیارد دلار یک درصد تولید ناخالص داخلی آمریکا و حدودا دو دهم درصد تولید ناخالص داخلی جهان است؛ یعنی از هر ۵۰۰ واحد سرمایه‌گذاری که در جهان انجام می‌شود، یک واحد سرمایه‌گذاری جسورانه است که در مقابل حجم سرمایه‌گذاری انجام شده در بورس و بانک و بیمه، رقم بسیار اندکی محسوب می‌شود. بنابراین در حالت تعادل، اگر پول خیلی زیادی هم به حوزه سرمایه‌گذاری جسورانه تزریق کنیم، باز هم نسبت به پولی که در دست دولت و وزارتخانه‌ها و سایر نهادهاست، پول خیلی کمی است.

مسئله این است که اگر خود دولت بخواهد سرمایه‌گذاری خطرپذیر انجام دهد، باز ‌مشکلاتی مانند رانت و در اختیارگرفتن سهام بالا و… به‌وجود می‌آید. پس باید نهادهای عمومی مانند دولت، وزارت‌ آی‌سی‌تی، معاونت علی و فناوری رئیس جمهور و شهرداری‌های بزرگ کشور مانند همه جای دنیا قالبی را ایجاد کنند و به‌عنوان شریک محدود (Limited Partner) پول را در اختیار شریک متخصص قرار دهند که سرمایه‌گذاری در حوزه آی‌تی، نانو و سایر حوزه‌های مدرن را بلد است.

  •  وقتی هم پول هست و هم تجربه مثبت جهانی در این زمینه وجود دارد، چرا چنین قالب و فرمی در ایران ایجاد نمی‌شود؟ یعنی چرا سرمایه‌های دولتی به جای وام‌دادن به سمت سرمایه‌گذاری سوق پیدا نمی‌کند؟

من با نهادهای دولتی اعم از معاونان و وزرا و… که صحبت می‌کنم، نگرانی‌ اغلب‌شان از نهادهای نظارتی است. در واقع چوب این نهادهای نظارتی را همواره بالای سرشان می‌بینند و آنها از ترس سوال‌وجواب شدن و دادگاه و دادگاه‌کشی، دست روی دست می‌گذارند و انگار بهترین راهکار را در این دیده‌اند که هیچ کاری نکنند و محافظه‌کارانه پیش بیایند تا متهم نشوند! چون نهادهای نظارتی از آنها وثیقه می‌خواهند یا آنها را بازخواست می‌کنند که مثلا در قبال پولی که دادی فقط سهام گرفتی؟ چه تضمینی برای برگشت پول هست و…

به همین دلیل دیگر حرکت امیرکبیرگونه در ایران نمی‌بینیم. جالب است که سازمان‌های نظارتی برای جلوگیری از رانت و فساد ایجاد شده‌اند و باز برای نظارت بر اینها سازمان‌های دیگری تاسیس شده‌ و به‌طور کلی یک چرخه معیوبی شکل گرفته که نه‌تنها موفق عمل نکرده، بلکه خودش سدی شده که مانع هر حرکت جسورانه و مفید است. بنابراین تغییر وضع موجود کمی سخت است.

  •  موضوع عدم سرمایه‌گذاری و رکود سرمایه‌گذاری در اکوسیستم را به وجود آدمی مثل ترامپ و تصمیم‌هایش در قبال ایران گره می‌زنند. چقدر این گزاره درست است؟

پول‌های زیادی در ایران وجود دارد که با یا بدون ترامپ وارد اکوسیستم نخواهد شد. برای اینکه روشن کنم که پول‌هایی که در اکوسیستم سرمایه‌گذاری شده یا می‌تواند سرمایه‌گذاری شود، پول خردی بیشتر نیست، دو عدد را مثال می‌زنم. در حال حاضر نقدینگی کشور یک و شش‌دهم میلیون میلیارد تومان است؛ یعنی ۱۶۰۰میلیون میلیارد تومان است و افزایش نقدینگی کشور روزانه ۱۰۰۰ میلیارد تومان است.

عدد دیگر مربوط به شاخص بورس است؛ با افزایش قیمت دلار، بورس هم شاهد جهش سهام بود و شاخص بورس بعضا به ۲۰۰هزار واحد رسید و در بعضی از روزها رکورد ۲هزار میلیارد تومان معامله در یک روز هم شکست. بنابراین رقمی که من به‌عنوان سرمایه‌گذاری در اکوسیستم در سال‌های گذشته به شما گفتم در مقابل عدد و رقم اضافه‌نقدینگی یک روز کشور و معاملات یک روز بورس، بسیار ناچیز است و اصلا به چشم نمی‌آید. این داده‌ها به ما می‌گوید که در ایران بیش از چند صد نفر داریم که دارایی‌های بالاتر از هزار میلیارد تومان دارند اما به اکوسیستم استارت‌آپی نمی‌آیند و اگر هم بیایند، با چک‌سایزهای خنده‌دار چندصدمیلیون تومان وارد می‌شوند.

  •  به بورس اشاره کردید. بحث‌های زیادی هم در مورد رفتن یا نرفتن استارت‌آپ‌ها به بورس وجود دارد و شرط نخست رفتن به بورس هم شفافیت و ارزشگذاری دقیق است؛ آیا چاره جذب سرمایه‌های عظیم برج‌سازها و سرمایه‌داران صنعتی یا همان‌هایی که می‌گوید بیش از هزار میلیارد تومان سرمایه دارد و… رفتن به بورس است؟

برای جذب سرمایه از مواردی که اشاره کردم، اکوسیستم و کسب‌وکارهایش باید روی تابلوی عمومی شهر دیده شوند. تابلوی عمومی شهر، تابلوی بورس است. تاکنون اکوسیستم ایران، خود گوییم و خود خندیم و… بوده است. بحث ارزشگذاری‌هایی که می‌کنیم، بسیار مهم است. تا الان خودمان گفته‌ایم و خودمان هم قبول کرده‌ایم، اما هنوز به محک تجربه درنیامده‌ایم. در حالی که دروازه بورس باید به روی استارت‌آپ‌ها باز شود تا همه ارزشگذاری‌ها محک بخورد.

  •  این نوع از ارزشگذاری‌های خودمانی، چه خطراتی را متوجه کلیت اکوسیستم می‌کند؟

اغلب ارزشگذاری‌هایی که الان می‌شود بعضا بخشی از یک کمپین تبلیغاتی و پروژه پی‌آر است یا به خاطر جذب نظر سرمایه‌گذاران ‌و… این نوع ارزشگذاری‌ها بدون اینکه معامله‌ای‌ صورت گرفته باشد، سرمایه‌داران بالقوه سنتی را فراری می‌دهد، چون خودشان را در برابر این اعداد و ارقام ناچیز می‌بینند و جرات ورود نخواهند داشت. من به شفافیت اعتقاد دارم اما شفافیت همراه با امکان نقد.

مشکل دیگری که این نوع ارزشگذاری می‌تواند ایجاد کند، این است که وقتی قیمت‌ها و ارزش‌ها در مرحله بلوغ متوسط، فراتر از حد طبیعی باشد، برای نشان دادن مرحله بلوغ کامل، مجبور می‌شوید قیمت بالاتری را اعلام کنید و اگر چنین استارت‌آپی به بورس هم برود باز قیمت‌ را بالاتر می‌برد و این همان حباب است که بالاخره در یک مرحله‌ای می‌ترکد. درست مانند جریان دات‌کام بابل ۲۰ سال قبل در آمریکا که بعد از ترکیدن حباب استارت‌آپی در آنجا، کل سرمایه‌هایی که به سمت اکوسیستم استارت‌آپی آمریکا آمده بود، فراری شد. جالب است که مقدار سرمایه‌گذاری در سیلیکون‌ولی در سال بعد از ترکیدن حباب دات‌کام بابل، ۵درصد شد و ۹۵درصد ریزش سرمایه‌گذاری رقم خورد و بیش از ۸ سال طول کشید تا اعتماد دوباره ایجاد شد. پس قایقی را که همه در آن نشسته‌‌ایم، نباید سوراخ کنیم.

  •  و حضور در بورس و شفافیت ارزش اتفاقات بهتری را به دنبال دارد.

اگر تنها دو یا سه داستان موفقیت از استارت‌آپ‌های بورسی‌شده را داشته باشیم، شاهد سرازیرشدن حجم زیادی از سرمایه‌ به اکوسیستم خواهیم بود. هرچند چنین سرمایه‌گذارانی شاید در مراحل نخست قواعد بازی را به خوبی ندانند اما کم کم یاد می‌گیرند و زیرساخت‌ها ساخته می‌شود. اما تا زمانی که ارزش ریالی استارت‌آپ‌هایی که به‌عنوان کسب‌وکار موفق از آنها یاد می‌کنیم، روی تابلوی بورس دیده نشود، جذب سرمایه همین وضعیت را خواهد داشت و اهالی بازار سرمایه، عدد و رقمی را که ما می‌گوییم، قبول نخواهند داشت. همین الان اغلب استارت‌آپ‌های ایرانی نظم مالی و مالیاتی مشخصی ندارند و صددرصد شفاف نیستند و حسابرسی درستی نمی‌شوند.

البته ابرقوانین پیچ در پیچ موجود در بورس ایران و روند طولانی جابه‌جایی سرمایه و… را هم باید یادآور شویم که بسیار دست‌وپاگیر است. همچنین محافظه‌کاری و ترس مسئولان بورسی در قبال استارت‌آپ‌ها را هم نباید نادیده بگیریم. ترس از اینکه سهام یک استارت‌آپ گران بشود یا ریزش داشته باشد و آنها در قبالش مسئولیتی داشته باشند، چون بحث‌هایی که در مورد حباب اکوسیستم بیان می‌شود می‌تواند موجب ترس دست‌اندرکاران بورس هم شده باشد. بنابراین جذب سرمایه از سرمایه‌های داخلی، به بود یا نبود ترامپ کمترین وابستگی را دارد.

در مورد عدم شفافیت استارت‌آپ‌ها یک واقعیت تاریخی را به شما می‌گویم؛ در آمریکا قبل از انقلاب صنعتی، سرمایه‌گذاری‌ها در ابتدا به صورت ارائه وام بود. به دو دلیل؛ یکی اینکه در آن زمان استانداردهای حسابداری، به‌روز و علمی نبود و شرکت‌ها انگار جعبه‌‌سیاهی بودند که کسی از داخل‌شان خبر نداشت و دلیل دوم نبود قانون مسئولیت محدود بود، چون سرمایه‌گذار نمی‌دانست آن شرکت دقیقا چه می‌کند اما اگر شکست می‌خورد، بار شکست بر دوش سرمایه‌گذار هم بود. اما در سال ۱۸۱۱، در ایالت نیویورک قانون مسئولیت محدود تصویب شد و سیل سرمایه‌ها را به سمت این ایالت روانه کرد و نیویورک به قلب مالی دنیا تبدیل شد.

در سایر ایالت‌ها هم این قانون را تصویب کردند و کم‌کم استانداردهای مالی و حسابرسی هم به‌روز و شفاف شد تا سرمایه‌گذاری روی استارت‌آپ‌ها منطقی شد. تاکید می‌کنم که سرمایه‌گذاری و نه وام‌دادن. اما نظام بانکی ایران هنوز مانند قبل از سال ۱۸۱۱ آمریکا کار می‌کند و تنها کاری که بلد است، گرفتن وثیقه و دادن وام است. در واقع نظام بانکی ایران هنوز شراکت و سرمایه‌گذاری را بلد نیست. از طرفی قانون مسئولیت محدود را داریم اما شرکت‌های ما شرکت‌های شفافی نیستند. بانک‌ها این حس را به شرکت‌ها و کسب‌وکارهای نوپا دارند که در ابتدا حرف‌های زیبا می‌زنند و پول را می‌گیرند و می‌روند و نتیجه‌ای مثبتی هم عایدشان نمی‌شود.

همه چیز پول نیست چون پول شرط لازم است اما شرط کافی نیست. بنابراین می‌توانیم نتیجه بگیریم که اکوسیستم از عدم دانش کارآفرینی و روحیه کارآفرینی رنج می‌برد. وقتی به ‌هاب‌های استارت‌آپی در برلین، شانگهای، سنگاپور و سیلیکون‌ولی نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که بین اجزای این اکوسیستم‌ها یعنی استارت‌آپ‌ها و وی‌سی‌ها دانش مشترک و همه‌فهمی وجود دارد

  •  پس اگر این وضعیت سرمایه‌گذاری ادامه پیدا کند، ریزش اکوسیستم نه تنها ادامه خواهد داشت بلکه شتاب هم خواهد گرفت.

من هم ریزش زیادی را پیش‌بینی می‌کنم اما لزوما این ریزش را بد نمی‌دانم. این ریزش هم بیشتر شامل حال کپی‌کارها خواهد شد. این ریزش موجب می‌شود که اکوسیستم از حالت هر ایرانی، یک استارت‌آپ بیرون بیاید و تیم‌ها حرفه‌ای‌تر شوند و حرفه‌ای‌ها باقی بمانند.

  •  منظورت از کپی‌کارها، چه استارت‌آپ‌هایی است؟

وقتی حوزه‌ای جذاب می‌شود، همه وارد آن حوزه می‌شوند و استارت‌آپ راه‌اندازی می‌کنند. الان آمار موثقی وجود دارد که در حوزه خدمات، بیش از ۳۰ استارت‌آپ داریم! پر واضح است که در نقطه تعادل، استارت‌آپ‌های خدماتی که بتوانند نجات پیدا کنند و موفق شوند، کمتر از تعداد انگشت‌های یک دست خواهد بود؛ یعنی نهایتا دو یا سه استارت‌آپ از این حوزه موفق می‌شوند و بیش از ۹۰درصد از کپی‌کارها کنار می‌روند. در زمینه خشکشویی و خرده‌فروشی آنلاین هم همین داستان برقرار است و بیشترین ریزش‌ها را در این بخش‌ها شاهد خواهیم بود.

  •  کپی‌کردن‌های مداوم و شیوع تب استارت‌آپ زدن از کجا نشأت می‌گیرد؟ چون نمی‌شود قضاوت‌مان این باشد که آدم‌های فرصت‌طلبی آمده‌اند که پولی دشت کنند و بروند. اغلب می‌خواهند کار کنند اما شاید مسیر را اشتباه آمده باشند.

اکوسیستم ایران تفاوت بزرگی با سیلیکون‌ولی و‌ هاب‌های بزرگ استارت‌آپی دنیا دارد؛ تفاوت در این است که‌ هاب‌های استارت‌آپی دنیا در کنار دانشگاه‌های بزرگ و صنعتی‌محور شکل گرفته‌‌اند. مثلا در کنار سیلیکون‌ولی دانشگاه‌های برکلی، استنفورد، یو‌سی‌ال‌ای و چندین دانشگاه مهم دیگر قرار گرفته است. بنابراین دانشجویانی که به این دانشگاه‌ها می‌روند، روند شغلی مشخصی را پیش روی خود می‌بینند. مثلا دانشجوی رشته بانکداری می‌داند که چه فرصت‌های شغلی برایش وجود دارد و چقدر درآمد خواهد داشت و آینده‌اش چگونه خواهد بود.

در این میان دانشجویان با کارآفرینی هم آشنا می‌شوند. مثلا در دانشگاه استنفورد، استیو جابز یکی از معروف‌ترین سخنرانی‌های خود را ایراد می‌کند و از کارآفرینی می‌گوید و از مصائب کارآفرینی مانند بی‌پولی و انواع ریسک‌ها و شکست‌ها حرف می‌زند. مشخصا می‌گوید که کارآفرینی یعنی سختی‌کشیدن. یعنی طی کردن ۷کیلومتر برای رسیدن به کلیسا در روزهای یکشنبه و به‌دست آوردن یک وعده غذای گرم. یا مدت‌ها در خانه‌ یک دوست روی زمین خوابیدن. بازگویی این واقعیت‌ها در محیط دانشگاه از زبان کارآفرینان، موجب می‌شود که دانشجو دچار این توهم نشود که فردا استارت‌آپی راه‌اندازی می‌کنم و پس‌فردا هم حساب بانکی‌ام پر از پول می‌شود.

در واقع تفکر «جردن‌نشین‌مک‌کار» را ندارند. جردن نشین مک‌کار یعنی کسی که سرمایه‌ را از سرمایه‌گذار می‌گیرد، دفتری در جردن اجاره می‌کند و برای کارمندانش هم سیستم مک‌ می‌خرد که مک‌کار بشوند. نتیجه این روند بازی دوسرباخت برای بنیانگذار و سرمایه‌گذار است.

الان در اکوسیستم کسانی بنیانگذار هستند که روحیه‌های متنوعی دارند؛ بعضی روحیه کارمندی دارند و می‌توانند کارمندان عالی‌رتبه‌ای بشوند، بعضی‌ صنعتگران خوبی هستند و باید به حوزه صنعت بروند. در این میان تنها عده اندکی روحیه کارآفرینی دارند، اما چون در نظام آموزشی ما دانشجویان با کهن‌الگوی روحی و روانی‌شان آشنا نمی‌شوند، همه استارت‌آپ راه‌اندازی می‌کنند و در نتیجه عده اندکی ممکن است موفقیتی کسب کنند. البته ما اینقدر از این شکست‌ها نیازها داریم تا افراد متوجه شوند که در چه مسیری باید حرکت می‌کردند و چه اشتباهاتی داشته‌اند.

  •  از روحیه کارآفرینی حرف زدید. به نظرت چند درصد از بنیانگذاران فعلی، روحیه کارآفرینی دارند و چه میزان راه را اشتباهی آمده‌اند؟

داشتن روحیه کارآفرینی بیشتر در مورد استارت‌آپ‌های بالغ صدق می‌کند چون با داشتن همین روحیه کسب‌وکارشان به بلوغ رسیده است. در مورد استارت‌آپ‌های نوپا که در شرایط شتاب‌دهندگی قرار دارند، حداکثر ۱۰درصد شرایط تبدیل‌شدن به یک استارت‌آپ خوب را دارند که یکی از مهم‌ترین شرایط، داشتن روحیه کارآفرینی است.

  •  پس چند نکته اساسی برای موفقیت یک استارت‌آپ مهم است؛ یعنی در کنار سرمایه، داشتن روحیه کارآفرینی، دانش و نوآوری و کپی‌کار نبودن هم اهمیت زیادی دارد.

بله. همه چیز پول نیست چون پول شرط لازم است اما شرط کافی نیست. بنابراین می‌توانیم نتیجه بگیریم که اکوسیستم از عدم دانش کارآفرینی و روحیه کارآفرینی رنج می‌برد. وقتی به ‌هاب‌های استارت‌آپی در برلین، شانگهای، سنگاپور و سیلیکون‌ولی نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که بین اجزای این اکوسیستم‌ها یعنی استارت‌آپ‌ها و وی‌سی‌ها دانش مشترک و همه‌فهمی وجود دارد؛ یعنی هر دو طرف از مفاهیمی چون ارزشگذاری، پول هوشمند، اختصاص سهام به پرسنل، خدمات مالی و حقوقی، مدل درآمدی، بازاریابی و مارکتینگ، قیمت‌گذاری محصول، ساختار سهام مطلوب، تیم‌سازی و شیوه پیداکردن هم‌تیمی و… درک خوبی دارند. بنابراین در مورد جزئیات اینچنینی بحثی با هم ندارند. در حالی که در ایران در همه این زمینه ضعف داریم و بعضا بعضی از بنیانگذارها و سرمایه‌گذاران الفبای این مفاهیم را هم نمی‌دانند.

  •  با این حساب می‌توانیم مدعی باشیم که بعضا سرمایه‌گذاری‌های صورت گرفته در اکوسیستم تحت تاثیر کمبود‌هایی که اشاره کردی، به هدر رفته است؟

بنابر آماری که وجود دارد، تا قبل از بحران‌های امروزی، سالانه بیش از ۲۰۰میلیون دلار در اکوسیستم ایران سرمایه‌گذاری می‌شده است. به نظر من بیش از سه چهارم از این حجم سرمایه‌گذاری‌، تلف و به تعبیری حرام شده است. اما اشکالی هم ندارد و اینجا نظام بانکی نیست که قرار باشد همه وام‌ها برگردد. چون کافی است که یک سرمایه‌گذار در استارت‌آپ موفقی هم سرمایه‌گذاری کرده باشد. در این صورت سود مورد نظرش را به دست می‌آورد.

  •  اگر نسل‌ استارت‌آپ‌های کپی‌کار رو به زوال باشد، چه جایگزین‌هایی برای‌شان پیش‌بینی می‌شود؟

بعد از ریزش این نسل از استارت‌آپ‌ها، قسمت سخت و البته هیجان‌انگیز اکوسیستم شروع می‌شود و استارت‌آپ‌های مبتنی بر تکنولوژی و استارت‌آپ‌های مبتکر متولد می‌شوند. اگر اکوسیستم بتواند این دست از استارت‌آپ‌ها و ارزش‌شان را به جامعه و سرمایه‌داران نشان دهد، می‌تواند به جذب سرمایه‌ زیادی امیدوار باشد.

  •  چنین استارت‌آپ‌هایی در چه حوزه‌هایی ایجاد خواهند شد؟

در حوزه‌های پیشرفته‌ای مانند نانو، بایو و داروسازی. همچنین در حوزه‌هایی چون دیجیتال مارکتینگ که الان بسیار عقب‌افتاده است. حوزه‌‌های کلان‌داده (Big Data)، هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ هم زمینه‌های مساعدی برای ایجاد و رشد استارت‌آپ‌های نسل بعد‌ هستند. همچنین استارت‌آپ‌های زیادی می‌تواند ایجاد شود که در کنار کسب‌وکارهای بزرگ‌تر قرار می‌گیرند و به‌عنوان بازویی قدرتمند به آنها کمک می‌کنند. کسب‌وکارهای بزرگ هم بعضا این استارت‌آپ‌های هوشمند را خریداری می‌کنند. این استارت‌آپ‌ها را شاید مردم نبینند اما موجب بهبود عملکرد استارت‌آپ‌های بزرگ می‌شوند. مثلا الان اوبر یک الگوریتم جذاب مبتنی بر هوش مصنوعی برای قیمت‌گذاری کرایه دارد که در انحصار خود اوبر است. به این صورت که می‌تواند قیمت اولیه کرایه را با توجه به ترافیک یا سایر شرایط تغییر دهد و کم و زیاد کند و سهم اوبر و راننده را هم تغییر دهد.

  •  شروع به کار چنین استارت‌آپ‌هایی از چه زمانی خواهد بود؟

همین الان هم چند مجموعه حرکت در این زمینه‌ها را آغاز کرده‌اند و به نظر من تا قبل از سال ۱۴۰۰، این استارت‌آپ‌ها به دوران اوج رشد خود می‌رسند. در واقع نسلی از استارت‌آپ‌ها متولد می‌شوند که به نیازهایی که تاکنون پاسخی برایش نبوده، جواب می‌دهند و این بخش شیرین اکوسیستم استارت‌آپی خواهد بود.

شرایط جذب سرمایه و تلاطم اقتصادی ایران موجب شده که اغلب بچه‌ها ناامید باشند و از آینده بیمناک هستند. بنابراین اگر شاهد شکست‌های سریالی باشیم، استارت‌آپ‌هایی که در حالت تعادل قرار دارند و شاید با عبور از این سال، بتوانند موفق شوند هم ناامید شوند و شکست بخورند، چون ناامیدی مانند سلول سرطانی منتقل‌شونده است و توانمندترین‌ها را به زانو درمی‌آورد

  •  برمی‌گردم به اشاره‌ات در مورد ضعف‌هایی که نتیجه کمبود دانش است. خودت آکادمی چرخ را راه‌اندازی کردی. فکر می‌کنی چه کمک‌هایی می‌تواند به اکوسیستم بکند و چه اهدافی را در این آکادمی دنبال می‌کنید؟

۲سال پیش یعنی سال ۹۵، نخستین کارگاه عمومی‌ام را در شرکت فرابورس برگزار کردم که ۲۰نفر در آن شرکت کردند. در کارگاه بعدی ۱۵۰نفر شرکت کردند و بعضی از کارگاه‌ها بیش از ۱۰بار برگزار شده‌اند. حتی در دوره‌های آنلاین تا ۲۵۰ نفر شرکت می‌کنند. این آمار نشان می‌دهد که اکوسیستم به دنبال یادگیری است. من احساس کردم که ارزشی که می‌توانم پیشنهاد بدهم نه تنها برگزاری کارگاه بلکه تدوین و تالیف کتاب‌هایی است که بومی‌ شده‌اند و مطابق با قوانین تجارت ایران هستند.

علاوه‌بر آن، فکر کردم که باید بتوانم ارزشگذاری شرکت‌هایی را که به من ارجاع داده می‌شوند، انجام دهم. بنابراین آکادمی چرخ را با جمعی از بهترین‌ها راه‌اندازی کردیم. در حال حاضر هم ارزشگذاری چندین استارت‌آپ بزرگ به ما سپرده شده که به محض اتمام این ارزشگذاری می‌توانیم در مورد اطلاعات‌شان صحبت کنیم. تولید محتوا و کمک به جذب سرمایه‌ استارت‌آپ‌ها هم از دیگر کارهایی است که در این آکادمی انجام می‌دهیم.

همچنین دوره ۱۲۸ساعته سرآمد را که در ۱۰ کارگاه برگزار می‌شود هم براساس مطالعات دقیق راه‌اندازی کرده‌ایم و معتقدیم که هر کسی که این دوره‌ را بگذراند، می‌تواند سرآمد کارآفرینی و کسب‌وکار جسورانه و شرکت‌های سرمایه‌گذاری باشد. در کنار آن کارگاه‌های تکمیلی زیادی را هم در زمینه‌های فنی و حقوقی و مارکتینگ برگزار می‌کنیم و برای این دوره‌ها اساتید معتبری به‌عنوان سخنران دعوت می‌شوند. من حتی در کلاس‌های دانشگاه شریف هم که از ابتدای مهر شروع می‌شود و درسی سه واحدی با موضوع سرمایه‌گذاری جسورانه است، از کارآفرینان اکوسیستم دعوت می‌کنم که در کلاس‌ها به‌عنوان سخنران حضور داشته باشند و تجربیات‌شان را به اشتراک بگذارند. مثلا یکی از افراد شهرام شاهکار، مدیر اجرایی اسنپ خواهد بود. در واقع می‌خواهم پیوندی بین دانشگاه و کارآفرینان ایجاد شود.

هدف دیگر من از برگزاری این سه واحد در دانشگاه صنعتی شریف، این است که نسل جدید فارغ‌التحصیلان MBA کشور از کف بازار استارت‌آپی و چارچوب‌های سرمایه‌گذاری در این حوزه اطلاع دقیقی خواهند داشت. بنابراین نسل بعدی که وارد اکوسیستم می‌شوند، تیم‌های بهتری تشکیل خواهند داد و وی‌سی‌ها، وی‌سی‌های آگاه‌تری خواهند بود.

  •  پیرو همین اقدامات آموزشی که اشاره کردی در آکادمی چرخ انجام شده یا انجام می‌شود، سوالی دارم که مربوط به همایشی است که اخیرا برگزار شد تحت عنوان همایش نخبگان دیجیتال مارکتینگ ایران. نقدهای زیادی را در پی داشت از انکار گرفته تا این گزاره‌ها که متخصص‌ها باید برگزارکننده چنین همایش‌هایی باشند و… نظر شما چیست؟ آیا صرف اینکه به برگزاری چنین رویدادی اعتراض کنیم، کافی است یا اینکه معترضان باید رویدادهایی با رعایت عناصر علمی و تخصصی برگزار کنند؟

نظر من این است که اگر ما جنس و کالای تخصصی و اصیل به بازار عرضه نکنیم، قطعا جنس فیک جایگزینش می‌شود. من با برگزاری چنین همایشی مشکلی ندارم چون در بازار آزاد همه باید بتوانند جنس‌شان را عرضه کنند. اما با بخش دروغگویی آن مشکل دارم. یعنی افرادی که در این همایش ارائه داشتند، وقتی به معرفینامه‌های خودنوشت‌شان در سایت‌ها‌ی‌شان مراجعه می‌کنیم، حتی یک گزاره درست نمی‌بینیم. هر چه هست حباب و فیک و حرکت در سراب است.

مقصر بخشی از این ماجرا خود ما هستیم که جایگزین‌های مناسبی ارائه نمی‌دهیم که خود این افراد در آنها شرکت‌ کنند و یاد بگیرند و دیگر چنین حرف‌هایی برای گول‌زدن مردم به زبان نیاورند. در واقع ما باید کم‌کاری‌های‌مان را جبران کنیم تا افراد کم‌سواد جرات ارائه اینگونه حرف‌ها را نداشته‌ باشند.

  •  مباحث زیادی مطرح کردید در مورد کمبودها در اکوسیستم. علاوه بر آنها، مهم‌ترین چیزی که نگرانی جدی نسبت به حیات اکوسیستم ایجاد می‌کند، چه چیزی است؟ در واقع می‌خواهم از نگرانی خودت در این‌باره بگویی.

زمانی ما جوی پرامید در اکوسیستم ایجاد کردیم که همه می‌خواهیم دیجی‌کالا راه‌اندازی کنیم و همه با هم ثروتمند شویم و… اما از میان همه آن کسب‌وکارها، آنکه در نهایت راه خودش را پیدا کرد و شرکت بزرگی شد، دیجی‌کالا شد و صدها رقیب دیجی‌کالا از میدان به در شدند و دوستی‌ها و خانواده‌های زیادی به واسطه این شکست‌ها از هم پاشید.

الان جو ناامیدی عمیقی بر اکوسیستم حاکم شده. شرایط جذب سرمایه و تلاطم اقتصادی ایران موجب شده که اغلب بچه‌ها ناامید باشند و از آینده بیمناک هستند. بنابراین اگر شاهد شکست‌های سریالی باشیم، استارت‌آپ‌هایی که در حالت تعادل قرار دارند و شاید با عبور از این سال، بتوانند موفق شوند هم ناامید شوند و شکست بخورند، چون ناامیدی مانند سلول سرطانی منتقل‌شونده است و توانمندترین‌ها را به زانو درمی‌آورد.

  •  برای عبور از این ناامیدی چه باید بکنیم؟

تنها کاری که باید بکنیم، واقع‌بینی است. باید به اکوسیستم و بنیانگذاران این آگاهی را بدهیم که در این مسیر احتمال هر واقعه‌ای‌ وجود دارد و در واقع کارآفرینی مصداق این بیت شعر است: در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن / شرط اول قدم آن است که مجنون باشی. باید یاد بگیریم که کارآفرینی نیازمند صبوری و تحمل سختی بسیار است.

  •  دوست دارم بدانم آدم‌ها و استارت‌آپ‌های مورد علاقه محمدرضا فرحی در اکوسیستم چه کسانی هستند؟

ضمن اینکه من به همه اهالی اکوسیستم احترام می‌گذارم، ولی امیر وهوشی آدم تاثیرگذاری برای من بوده و تجربیات زیادی از او به من منتقل شده و دیدگاه‌های مهندس فرهاد رهنما برایم جذاب و مورد احترام بوده است. همچنین احساس می‌کنم که به رغم نقدهای زیادی که به بخش‌های دولتی وارد است اما به نظرم آقایان ستاری و آذری‌جهرمی می‌خواهند گام‌های موثری برای اکوسیستم بردارند و تلاش‌های خوبی دارند.

از بین استارت‌آپ‌ها هم از جنبه کار راه‌اندازی، اسنپ و تپسی توانسته‌اند نیاز  مهمی را پاسخگو باشند. اپلیکیشن‌های آنلاین غذا را هم خیلی مهم می‌دانم. در کنار اینها می‌خواهم از یک استارت‌آپ تکنولوژی‌محور به نام واکاویک هم نام ببرم و در واقع تشویقش کنم. این استارت‌آپ کارش این است که فضای وب را بررسی می‌کند و فیدبک‌های اجتماعی را که در مورد برندها وجود دارد، به صاحبان برندها اعلام می‌کند.

درباره محمدرضا فرحی بیشتر بدانید

بیشتر بخوانید

  • تاریخ : ۲۸ام مهر ۱۳۹۷

این روزها سرگرم تماشای سریال ۱۰۰ هستم (Hundredاthe). داستان از اینجا شروع می‌شود که ساکنان زمین به خاطر جنگ اتمی از زمین می‌گریزند چرا‌که دیگر کره خاکی قابل سکونت نیست. بعد از ۱۰۰سال زندگی در یک ایستگاه  فضایی و پیش‌آمدن مشکلات و کمبود اکسیژن تصمیم گرفته می‌شود ۱۰۰ جوان زندانی را با سفینه‌ای به زمین بفرستند تا دریابند آیا زمین قابل سکونت است یا نه.

جوانان سرکش و یاغی که با رسیدن به زمین قابل سکونت به آزادی و رهایی وصف‌ناپذیر دست یافته‌اند، سر از پا نمی‌شناسند؛ رهایی که با وضع قوانین جدید بازهم تبدیل به زندگی در یک چارچوب مشخص، معین و روزمره می‌شود. ساعت آمد و شد به قرار‌گاه، سهم هر‌کس از شکار، تنبیه دزدی و… قوانینی که از انسان اولیه تا امروز شاهدش هستیم. قوانین مدنی و عرفی مثل قوانین راهنمایی و رانندگی، قانون مالیات، قانون تامین اجتماعی، قانون کار، قانون ازدواج و طلاق، قانون مهاجرت‌، قانون تجارت و…

لطفا روی یک کاغذ تصویر فرضی از خودتان  بکشید بعد همه قوانینی که نشان‌دهنده مدنیت و فرهنگ بالای شماست و از صبح تا شب باید رعایت کنید را مثل ریسمانی رسم و به خودتان متصل کنید. آن‌وقت مشاهده خواهید کرد که حتی انسان قانونمدار و مترقی نیز انسان آزاد و رهایی نیست! حتی وقتی می‌خواهید رهایی را با رسیدگی به گلدان‌ها و گل‌ها تجربه کنید، بعد از مدتی اسیر این هستید که گل‌ها را منظم آب داده و نگهداری کنید.

هر هفته چشمان نازنین‌تان را به این ستون می‌دوزید و می‌خوانید که بسیار از امید نوشته‌ام و از ساختن، از آفت‌ها و مشکلاتی که گریبانگیر اکوسیستم استارت‌آپی ایران شده است. از کمبود سرمایه، از نبود استارت‌آپ خوب، از فیلترینگ و موانعی که کار‌گزاران بازار سنتی پیش روی جوانان استارت‌آپی می‌گذارند. از ریسک‌های سرمایه‌گذاران خطر‌پذیر و عافیت‌طلبی صندوق‌های خطر‌نپذیر…

اما امروز می‌خواهم اینها را بگذارم کنار و ماشین‌وار مجبور نباشم برای صدو‌نوزدهمین بار و برای شماره صدو‌نوزده شنبه باز هم در مورد اینها حرف بزنم. می‌خواهم این‌باراز یک دغدغه شخصی با شما سخن بگویم.

دغدغه من رهایی است؛ رهایی از قید همه تارهایی که تحت عنوان قانون و عرف برخود تنیده‌ایم و انتظار پروانه‌شدن داریم؛ رهایی که گویا فقط با مرگ حاصل می‌شود که با نگاه ایدئولوژیک بازهم این روند ادامه دارد، چرا‌که از این منظر جهان پس از مرگ شروع «یوم‌الحساب» است.

نمی‌دانم یادتان هست روزی که غلامحسین کرباسچی شهردار تهران را به زندان انداختند. کاریکاتوریست‌ها زندانی‌شدن او را دستمایه طنزی نازک اما تلخ، تکان‌دهنده اما الهام‌بخش کردند. مردی را به تصویر کشیدند که در چارچوب تنگ دیوار زندان در حالی که محبوس  و پای در زنجیر دارد، دیوارهای زندان را با نقاشی گل و گیاه تبدیل به بوستان کرده یا پنجره‌ای روی دیوار بتنی کشیده و شهر را به داخل زندان آورده و جهانی بزرگ و زیبا برای خودش ساخته است.

همیشه می‌انگارم من انسان جهانشمول زندانی بیش نیستم و برای تحمل این رنج چاره‌ای جز این نیست که به جای لمس و تجربه رهایی، فقط رهایی را تصور و مزه‌مزه کنم. وقتی هم به مرگ فکرمی‌کنم، یاد صحنه فیلمی می‌افتم که زندانی را برای مرگ به اتاق گاز می‌برند.

در آخرین فرصت تنفس وقتی آخرین پک را به سیگارش می‌زند، شروع  می‌کند به دویدن در محوطه آزاد و از پشت  او را به رگبار می‌بندند. زندانی دلش می‌خواست درفضای آزاد و در هنگام دویدن و رهایی  بمیرد.

رهایی مفهوم و معنای گم‌شده زندگی ماست. برای من زندانی آنچه زندان را زیبا و قابل تحمل می‌کند، در کنار دیگر داشته‌هایم که عاشقانه دوستشان دارم، ساختن یک استارت‌آپ موفق و بزرگ است. بزرگی‌اش را برای چاپ اسکناس نمی‌خواهم؛ دلم می‌خواهد  با رها‌شدگی و«اسکلاپ»‌کردنش رهایی را حس کنم و… و با شکستش مرگ جسورانه را درآغوش بگیرم.

بیشتر بخوانید

  • تاریخ : ۲۷ام مهر ۱۳۹۷

شرکت‌هایی همچون Getty و Shutterstock بازیگران بزرگی در عرصه فروش عکس هستند که اینک توسط یک بازار عکس به نام Picfair به چالش کشیده شده‌اند.

در واقع پیک‌فر این کسب‌و‌کار جدید در حوزه فروش عکس، با تشویق عکاسان به ارائه معامله‌ای منصفانه هر روز قیمت‌های عرضه محصولات را بهنگام می‌کند. 

کسب‌و‌کار نوپای پیک‌فر Picfair در لندن مستقر است  و موفق شده ۳۵هزار عکاس را به خود جلب کرده و آثار آنها را به فروش بگذارد. این فروشگاه در واقع برای هر هنرمند عکاس یک فروشگاه مستقل عکس ایجاد می‌کند و مشتریانی هم که از این فروشگاه عکس خریداری می‌کنند، حق انتخاب مجوز نسخه دیجیتال یا نسخه قابل چاپ را دارند.

بنجی لانیالو که در گاردین روزنامه‌نگار بوده و بنیانگذار این فروشگاه برخط عکس است، می‌گوید: ما با ایجاد نسل جدید از فروشگاه‌های عرضه عکس در حال جابه‌جایی مرزهای این حوزه هستیم. با ایجاد فروشگاه، خدمات چاپ‌ و بسیاری از کارهای دیگر در این زمینه، ما یک زیست‌بوم عکاسی ایجاد می‌کنیم‌ و در مرکز همه اینها قواعدی بنا نهاده‌ایم که اجازه می‌دهد هر‌کس از عکسی که تولید کرده به‌سادگی و به شکلی منصفانه درآمد کسب کند.

علاوه بر این، هر عکس در فروشگاه ویژه عکاسان در Picfair و بازار عمومی نیز در دسترس است که آنها را با هزاران تصویر دیگر در سراسر دنیا مرتبط می‌سازد.

بنجی معتقد است برای نخستین‌مرتبه ترکیبی از بازار با امکانات ساخت وب‌سایت در کنار هم قرار گرفته و در کنار اینها خدمات چاپ بر اساس تقاضای مشتری نیز گنجانده شده که مرز بین عکاسان آماتور و حرفه‌ای را کمرنگ می‌کند. او در این‌باره می‌گوید: ما همه چیز از کنترل روی سازنده وب‌سایت، ساختار تجاری یک بستر تجاری، امکان قرار گرفتن در یک بازار‌ و امکانات کنترل قیمت و تفاوت عادلانه حق امتیاز را کنار هم قرار داده‌ایم. 

شرکت پیک‌فر اخیرا یک نسخه با فناوری ساده‌تر اما ارزش تقریبا یکسان را به عنوان واحد آژانس عکس ایجاد کرده که مبتنی بر فروش عکس به رسانه‌ها و شرکت‌های تجاری است. این طرح از آنجا ریشه گرفت که تعدادی از موسسات شروع به تماس با آنها کرده و درخواست همکاری برای ارتباط با عکاسان از سراسر جهان را داشتند.

بنجی در این‌باره می‌گوید: در ابتدا ما مثل احمق‌ها عکاسان را به طور مستقیم با مشتریان مرتبط می‌کردیم. سپس شروع کردیم به شکلی عاقلانه عمل کنیم و خدمات خود را به عنوان یک موسسه یابنده عکاس ارائه دادیم. ما با تکیه بر یک فهرست ساده که از ۳۵هزار عکاس در سراسر دنیا داریم، توانسته‌ایم با گوگل، ویزیت‌برتین، اوگیلوی و تعدادی از شرکت‌های بزرگ کار کنیم‌ و نکته جالب اینکه همه این ارتباطات از بین جامعه خودمان آمده. بسیاری از عکاسان ما حرفه‌ای نیستند و کارشان هزینه خلاقیت‌هایشان را پوشش می‌دهد، آنها افرادی خلاق از موسسات خلاق هستند و به این ترتیب بازاری که ایجاد کرده‌ایم برای موسسه امکانات تازه خلق می‌کند.

در همین حال شرکت پیک‌فر موفق شده که ۵۴۰هزار دلار از محل سرمایه‌گذاری‌های جمعی دریافت کند. آنها معتقدند که این سرمایه‌گذاری جمعی با حضور تعداد زیادی از عکاسان انجام شده که امکان شروع به کار این موسسه را فراهم ساخته‌اند‌ و به این ترتیب شرکت در واقع متعلق به همه عکاسان است.

در ادامه همین مسیر آنها موفق شده‌اند که مبلغ ۱٫۵ میلیون پوند سرمایه دیگر را در سال گذشته جلب کنند. به این ترتیب یک بازیگر نوظهور در حوزه عکاسی خدمات فروش حاصل کار عکاسان آماتور و حرفه‌ای، به رقیبی جدی و چابک برای بزرگان حاضر در این عرصه تبدیل شده.

بیشتر بخوانید

  • تاریخ : ۲۷ام مهر ۱۳۹۷

اپلیکیشن کاری
ShippingEasy

اتوماسیون کاری با شیپینگ‌ ایزی

شیپینگ ایزی (ShippingEasy) برای فروشندگان آنلاین و کسب‌و‌کارهای تجارت الکترونیکی ساخته شده است که می‌خواهند امور کسب‌و‌کار خود را اتوماسیون‌سازی کنند و سختی کارهایی مانند چاپ دقیق برچسب‌های حمل‌و‌نقل، چاپ برچسب در بسته‌ها و اعمال قوانین ارسال را از بین ببرند، ایمیل‌های وضعیت پیگیری را به طور خودکار برای مشتریان ارسال کنند‌ و روند بازگشت سرمایه را تسهیل کنند. به علاوه، این ابزار به آنها کمک می‌کند تا موجودی خود را مدیریت کنند.

شیپینگ ایزی با پلتفرم‌های فروش آنلاین یکپارچه‌سازی می‌شود و سفارشات را بلافاصله دانلود می‌کند. در نتیجه می‌توان سفارشات را به سرعت و با دقت پردازش کرده، به طور خودکار وضعیت سفارش را به پلتفرم‌ها ارسال کرد. برخی از این پلتفرم‌ها عبارتند از آمازون، ای‌بی، شاپیفای، بیگ کامرس، پی‌پال، ولوژن و غیره.

علاوه بر تسهیل، اتوماسیون و از بین بردن دشواری‌های فرآیند ارسال، شیپینگ ایزی بلافاصله به شما امکان دسترسی به پایین‌ترین نرخ‌های ارسال را می‌دهد. سایر ویژگی‌های این ابزار به شرح زیر است:

  •  مقایسه قیمت‌ها برای یافتن ارزان‌ترین گزینه ارسال

  • تهیه گزارش پیشرفته برای فروشگاه‌های شما

  • قابلیت‌های اتوماسیون پیشرفته

  • چاپ حرارتی یا لیزری اتوماسیون چاپ با کانکت‌ایزی

  • امکان ارتباط با مشتریان برند یکپارچه‌سازی با تمام بازارهای کار شما

  • سفارشی‌سازی تهیه نقشه درباره وضعیت سفارش، حامل و غیره

  • پیگیری خودکار اطلاعات

  • فرم‌های سفارشی که به طور خودکار تهیه می‌شوند

  • آموزش و راهنمایی

  • به‌روز‌رسانی خودکار مشتریان درباره وضعیت ارسال

  • مدیریت میزان موجودی، همگام‌سازی انبار به طور خودکار

  • پشتیبانی از تمام حاملان

  • مدیریت کل فرآیند ارسال در یکجا

  • انتخاب پست خودکار

  • ارسال خودکار پیگیری

  • مدیریت موجودی

  • چاپ برچسب به طور خودکار

اپلیکیشن کاری
Act-On

بهبود تجربه مشتری با اکت‌آن

فضای کار یکپارچه و مبتنی بر فضای ابری اکت‌آن (Act-On) به مسئولان کسب‌و‌کارهای مختلف و سازمان بازاریابی آنها امکان می‌دهد تا تجربه مشتریان را بهبود بخشند.

با این ابزار، بازاریاب‌ها می‌توانند موجب آگاهی از برند، ایجاد تقاضا و کمپین‌های توسعه مشتری شوند.

اکت‌آن یک پلتفرم اتوماسیون‌سازی بازاریابی است که نوآوری را ارائه می‌دهد و موجب می‌شود که بازاریاب‌ها بهترین عملکرد خود را داشته باشند.

اکت‌آن تنها فضای کار یکپارچه است که نیازهای مسئولان و صاحبان کسب‌و‌کارها و کل دپارتمان بازاریابی را تامین می‌کند.

با اکت‌آن، بازاریاب‌ها می‌توانند تجربیات مشتری را شخصی‌سازی کنند، نتایج کاری بهتری را ارائه دهند و ارزش مشتری را به حداکثر برسانند.

قابلیت‌های این ابزار عبارتند از:

  • بازاریابی ایمیلی

  • تحلیل کلیدواژه

  • پیگیری بازدیدکننده از وب‌سایت

  • ابزارهای رسانه اجتماعی

  • یکپارچه‌سازی مدیریت روابط با مشتریان

  • جست‌وجوی تاریخچه و بخش‌بندی

  • طراحی و ایجاد ایمیل

  • مدیریت رویداد آنلاین و وبینار

  • مشاوره و آموزش

  • چندین حساب و کاربر  تولید محتوا

  • مجموعه سفارشی‌سازی شده

  • تهیه گزارش در زمان واقعی

  • محتوای پویا

  • ابزار حسابرسی سئو

  • قابلیت پیش‌نمایش ایمیل

  • مدیریت کمپین

  • پایگاه داده مخاطب

  • تاریخچه و گزارش‌های مخاطب

  • تحلیل ترافیک وب

اپلیکیشن کاری
SendinBlue e-mail

سندین‌بلو

سندین‌بلو ایمیل (SendinBlue Email) به کسب‌و‌کارها امکان می‌دهد تا روابط خود را از طریق کمپین‌های ایمیل، ایمیل‌های معاملاتی و پیامک‌ها ایجاد کنند و رشد دهند.

این ابزار را یک تیم جهانی ارائه داده و استفاده از آن بسیار مقرون‌به‌صرفه است. با سندین‌بلو کاربران می‌توانند به آسانی ایمیل‌های زیبا و جالب توجه ایجاد کنند، کمپین خود را بلافاصله راه‌اندازی کرده یا برای آن برنامه‌ریزی کنند.

بیشتر بخوانید

  • تاریخ : ۲۷ام مهر ۱۳۹۷

استارت‌آپ پیشنهادها به نشانی pishnehadha.com‌ توسط فواد و پدرام عبداللهی راه‌اندازی شده است. هر دو متولد تهران هستند. فواد ۳۱ ساله فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد مهندسی آی‌تی از دانشگاه شیراز‌ و پدرام نیز  ۲۶ ساله و دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی آی‌تی در دانشگاه شیراز است.

آنها قبل از راه‌اندازی استارت‌آپ پیشنهاد‌ها تجربه راه‌اندازی چندین استارت‌آپ را داشتند. استارت‌آپ‌های بانک بازار، قطعه‌یاب و پورتال اول که در حوزه تبلیغات و محتوا و اطلاعات فروش و مقایسه محصولات فعالیت می‌کرد. هر کدام از این استارت‌آپ‌ها تجربه‌های متفاوتی را برایشان به همراه داشت.

از آنجایی که آنها قبل از استارت پیشنهاد‌ها یک استارت‌آپ تبلیغاتی و شبکه تبلیغات کلیکی داشتند، همیشه با بزرگ‌ترین مشکل فروشگاه‌داران اینترنتی سروکار داشتند و آن چیزی نبود ‌جز نداشتن بودجه برای تبلیغ و ارائه محصولشان به مشتری، که این موضوع منجر به افزایش قیمت‌های فروش محصولات و خدمات به واسطه اضافه‌شدن هزینه تبلیغات می‌شد.

اینکه چه چیزی را از کجا و با کمترین هزینه پرداخت کنند، کاری است که پیشنهادها برای مشتریان انجام می‌دهد.

برای همین موضوع تصمیم می‌گیرند بستری را فراهم کنند تا فروشگاه‌داران و سایر ارائه‌دهنده‌های خدمات بتوانند به جای هزینه‌کردن برای جذب کاربر به‌وسیله این بستر پیشنهادهای ویژه و کد‌های تخفیف‌شان را مستقیم به مصرف‌کننده ارائه بدهند و هزینه تبلیغات را به مشتری نهایی بپردازند.

بعد از راه‌اندازی سایت پیشنهادها و به‌تدریج در طی یک سال فعالیت نیاز‌های جدیدی از بازخورد‌های مشتریان و بازدیدکنندگان سایت دریافت می‌کنند. این نیاز باعث می‌شود موتور جست‌وجوی قیمت و جدول مقایسه قیمت برای فروشگاه‌ها را نیز به خدمات سایت اضافه کنند تا نیاز مشتریان برای جست‌وجو در محلی متمرکز را نیز مرتفع کنند.

هدف اصلی استارت‌آپ پیشنهادها ارائه مشاوره خرید برای مصرف‌کننده است؛ اینکه چه چیزی را از کجا و با کمترین هزینه پرداخت کنند، کاری است که پیشنهادها برای مشتریان انجام می‌دهد.

پیشنهادها همچنین برای هر مناسبت صفحه مخصوصی ایجاد کرده ‌که کاربران می‌توانند برای خرید در مناسبت‌های مختلف از آن استفاده کنند.به عنوان مثال، برای روز مادر می‌توانند در کمترین زمان بهترین هدیه را برای مادر خود پیدا و اقدام به خرید کنند.

به طور کلی در پیشنهادها سه بخش اصلی وجود دارد؛ بخش کد‌های تخفیف، بخش موتور جست‌وجوی قیمت و بخش پیشنهادهای مناسبتی. کاربران می‌توانند با جست‌وجوی کالای مورد نظر در پیشنهادها، فروشگاه‌هایی که آن کالا را با تخفیف ارائه می‌دهند، به‌راحتی بیابند و با مقایسه قیمت آن در فروشگاه‌های مختلف‌، بهترین انتخاب را داشته باشند.

استارت‌آپ پیشنهادها از اردیبهشت ۹۶ کار خود را با سرمایه اولیه حدود ۱۰ میلیون تومان شروع کرده ‌و در حال حاضر روزانه حدود ۵۰۰۰ کاربر از سایت بازدید می‌کنند و در سال گذشته حدود ۲ میلیون بازدید از سایت صورت گرفته است.‌

در حال حاضر ۱۵۰ فروشگاه مختلف با پیشنهادها همکاری می‌کنند‌ و تا‌کنون حدود ۲۰۰ مورد فروش موفق در سایت‌هایی که با پیشنهادها همکاری می‌کنند، از طریق این سایت ثبت شده است.

شیوه درآمدزایی در پیشنهادها براساس تعاملی است که با فروشگاه‌های مختلف دارد و به طور کلی بخشی از سود هر فروش به پیشنهادها تعلق می‌گیرد.

تبلیغات در سایت‌های پربازدید و استفاده از پلن تبلیغاتی گوگل ادودرز و شبکه‌های اجتماعی از مهم‌ترین پلن‌های آنها برای بازاریابی تا‌کنون بوده‌ و مقایسه‌شدن با سایرین مهم‌ترین چالشی بوده است که با آن روبه‌رو بوده‌اند. به عبارت بهتر، در اکثر مواقع کسانی که سایت پیشنهادها به آنها معرفی می‌شود، اولین جمله‌ای که می‌گویند این است که پیشنهادها شبیه فلان سایت است که این برای بنیانگذاران آن خوشایند نیست.

بیشتر بخوانید

  • تاریخ : ۲۷ام مهر ۱۳۹۷

Unimed Cariri به عنوان یکی از نهادهای مهم و شناخته‌شده در زمینه پزشکی و سلامت، در کشور برزیل فعالیت داشته و اخیرا یک تبلیغ چاپی را ارائه کرده ‌که به مناسبت روز آربور، که یکی از جشن‌های مردم کشور برزیل است، به نمایش درآمده است.

برقراری ارتباط بین مفهوم سلامت محیط‌زیست با سلامت انسان و جامعه مهم‌ترین پیامی است که تصویر مورد نظر در پی انتقال آن است.

از آنجایی که در دنیای امروز با توجه به شیوع آلاینده‌های زیست‌محیطی، سلامت زمین و انسان‌ها در معرض خطرات جدی قرار گرفته است، تبلیغ مورد نظر با هدف تغییر نگرش مردم در زندگی روزانه نسبت به محیط‌زیست، یک تصویر خلاقانه و جالب توجه را با همکاری یکی از آژانس‌های تبلیغاتی طراحی کرده است.

در تصویر مذکور، مهم‌ترین مشخصه‌ای که در وهله اول، توجه مخاطب را به خود جلب می‌کند، رنگ سبز است که به عنوان رنگ قالب در تصویر به کار رفته است. خورشیدی که سخاوتمندانه می‌تابد و در نهایت یک گلدان بزرگ که درختان سرسبز در آن رشد کرده و آبی زلال نیز از پای این درختان در حال سرازیر شدن است و پرندگان نیز بر فراز درختان در پرواز هستند.

ارائه چنین تصویری از یک گلدان، می‌تواند مفاهیمی چون سلامتی، شادابی و زندگی را به مخاطب القا کند و این تصاویر وقتی در کنار شعار اصلی که در پایین صفحه نگاشته شده است، درک شوند، مفهومی گسترده‌تر نیز خواهند یافت؛ یک زندگی بهتر را می‌توان از هر جایی شروع کرد، حتی باغچه شما!

القای این مفهوم که تغییر در ساختار زمین می‌تواند از باغچه‌های کوچک منازل و یا حتی یک گلدان آغاز شود، سعی در تغییر نگرش مردم است، به این معنا که هر فرد می‌تواند با کاشتن یک نهال و یا یک گل کوچک در محل زندگی خود، چه باغچه کوچک خانه‌اش و چه گلدانی که در کنار پنجره گذاشته است، نقش مهمی در بهبود روند محیط‌زیستی جهان داشته باشد.

القای این مفهوم زمانی تأثیرگذارتر می‌شود که بیننده تصویر آبی را می‌بیند که از گلدان سرازیر شده است، به این معنا که با تلاش تک‌تک مردم جهان، هر چقدر هم کوچک، مشکلات زیست‌محیطی مانند کمبود آب نیز بر‌طرف خواهد شد.

در نهایت می‌توان گفت تبلیغ فوق، با ارائه یک مفهوم کوچک از آنچه که در سطح بزرگ، انتظار می‌رود، در انتقال پیام خود موفق بوده است.

گلدان وسط تصویر می‌تواند یک نماد از کره زمین باشد که هر یک از انسان‌ها سهمی در آن دارند و هر‌کس می‌تواند به اندازه‌ای که در توان دارد، در احیا‌ و سرسبزی آن بکوشد تا در نهایت زمینی سبز، پر از آب و همراه با صدای پرندگان را حفظ کرده باشیم.

بیشتر بخوانید

  • تاریخ : ۲۶ام مهر ۱۳۹۷

 سه ابزار مفید برای ایمیل مارکتینگ در کسب‌وکار معرفی کرده‌ایم.

Justuno

برای اینکه ترافیک وب‌سایت مربوط به کسب‌و‌کار خود را افزایش دهید، به زمان و هزینه زیادی نیاز است اما فقط ۲ درصد از ترافیک منجر به فروش می‌شود. این امر نشان می‌دهد که شما باید کنترل بیشتری روی نرخ تبدیل خود داشته باشید. ابزار جاستونو در این زمینه به صاحبان کسب‌و‌کار کمک خواهد کرد.

ابزارهای بهینه‌سازی نرخ تبدیل جاستونو ترافیک شما را به گونه‌ای تبدیل می‌کند که بتوانید روی سایر جنبه‌های اصلی کسب‌و‌کار خود تمرکز کنید.

افزایش تبدیل ترافیک می‌تواند به بازاریابی ایمیل، کمپین‌‌های بازاریابی اجتماعی کمک کرده و بازاریابی شما را به طور قابل توجهی کارآمد کند.

بازاریابی ایمیلی قدرتمندترین ابزار افزایش فروش است. بنابراین با این ابزار موتور فروش خود را روشن کنید. جاستونو به شما کمک می‌کند تا تعداد ایمیل‌های روزانه خوانده شده را ۱۰ برابر افزایش دهید. این ابزار دارای طراحی جالب و طرح‌های جذاب است و به طور خودکار مشترکان جدید را با فهرست مخاطبان همگام‌سازی می‌کند.

  افزایش تبدیل ترافیک به فروش

با استفاده از تبلیغات قدرتمند که بازدیدکنندگان وب‌سایت را هدف قرار می‌دهند، می‌توانید تبدیل ترافیک به فروش را افزایش دهید و مقدار میانگین سفارش را بالا برید. جاستونو به شما امکان می‌دهد تا به شیوه‌های کارآمد با فروشندگان در ارتباط باشید تا تبدیل فروش تجارت الکترونیک را افزایش دهید.

بیش از نیمی از ترافیک‌های وب‌سایت ۱۵ ثانیه به طول می‌انجامند و دو‌سوم سبدهای خرید حذف می‌شوند. این بدان معنی است که شما به یک راهکار احتیاج دارید تا این ترافیک را به فروش تبدیل کند.

جاستونو می‌تواند ترافیک را به لیدهای ایمیل تبدیل کند تا بتوانید به طور مستقیم برای آنها بازاریابی کنید.

  تحلیل، آزمایش و بهینه‌سازی

بهینه‌سازی تبدیل یک روند مستمر برای پیشرفت کسب‌و‌کارها‌ست. خوشبختانه، جاستونو هر آنچه را که شما نیاز دارید تا بهترین‌ها را برای کسب‌و‌کارتان انتخاب کنید، ارائه می‌دهد. می‌توانید داده‌های تحلیلی گوگل خود را در مجموعه سازمان‌یافته جاستونو مشاهده کنید. آزمایش‌هایی را برای عملکرد بهتر تبلیغات انجام دهید. کمپین‌های تبلیغاتی را بلافاصله بهینه‌سازی و ویرایش کنید.

این ابزار کارآمدترین و ساده‌ترین راه برای تهیه فهرست ایمیل را به شما ارائه می‌دهد. با جاستونو می‌توانید طر‌ح‌ها، پیشنهادها و نسخه بازاریابی را آزمایش کنید. به علاوه این ابزار مجموعه‌ای از تم‌های تبلیغاتی و سفارشی‌سازی شده را ارائه می‌دهد. سایر ویژگی‌های مهم این اپلیکیشن به شرح زیر است:

  •   تم‌های فصلی و تعطیلات

  •   سازگاری با دستگاه‌های همراه

  •   دسترسی به html و JS سفارشی

  •   موتور بخش‌بندی مخاطب و هدفگیری هوشمند

  •   یکپارچه‌سازی اجتماعی با فیس‌بوک، توییتر، اینستاگرام و غیره

  •   کار با هر زبان زنده دنیا

بازاریابی ایمیلی
۲۵۰ok

۲۵۰ok

۲۵۰اوکی ارائه‌دهنده محصولات تجزیه و تحلیل ایمیل است که یک پلتفرم سفارشی‌سازی شده را به بیش از ۱۰۰ ارائه‌دهنده صندوق پستی ارائه می‌دهد.

برخی از ارائه‌دهندگان خدمات ایمیل پیشرو و بازاریاب‌های شرکتی از این ابزار استفاده می‌کنند و مجموعه محصولات ۲۵۰اوکی شامل عملکرد صندوق ورودی، شهرت فرستنده، حفاظت در باربر کلاهبرداری، تفسیر طراحی در دستگاه‌های مختلف و نیز مشارکت مشتری می‌شود.

با این ابزار، کاربران می‌توانند مسائل مربوط به صندوق ورودی خود را آزمایش کنند، بر آن نظارت داشته باشند و آنها را در زمان واقعی حل کنند.

هشدارهای این ابزار اعلان‌هایی را از طریق ایمیل، پیامک و وب ارسال می‌کند و از پشتیبانی داخل اپلیکیشن برای ابزارهای شخص ثالث مانند اسلک، هیپ‌چت و پیجردیوتی برخوردار است.

از جمله ویژگی‌های اصلی این ابزار می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  •   تهیه گزارش/تجزیه و تحلیل

  •   اشتراک / لغو اشتراک

  •   فهرست سفید / فهرست سیاه

  •   هشدارهای ایمیل

  •   یکپارچه‌سازی پیامکی

  •   یکپارچه‌سازی ایمیل

  •   هشدار همراه

  •   یکپارچه‌سازی اپلیکیشن

  •   قوانین سفارشی هشدار

  •   برنامه‌های قابل تنظیم

  •   رابط کشیدن و رها کردن

  •   ایجاد مجموعه

  •   تصویرسازی داده

  •   ویجت‌ها

  •   نموداربندی

  •   نظارت بر شکایت

  •   ضد اسپم

  •   تهیه گزارش در زمان واقعی

  •   مدیریت تهدید وب

  •   مرکز پیام

  •   مجموعه فعالیت

  •   قالب‌های ایمیل

  •   بازاریابی ایمیل

  •   اعلان‌های ایمیل

  •   پیگیری ایمیل

  •   پیگیری تحویل

  •   مدیریت صندوق ورودی

  •   وارد کردن داده

 

بازاریابی ایمیلی
آی‌کانتکت

iContact

بازاریابی ایمیل آی‌کانتکت خدمات خود را به تمام کسب‌و‌کارها در هر اندازه‌ای ارائه می‌دهد و امکان ایجاد روزنامه‌های ایمیل، فید‌های RSS، نظرسنجی‌ها، پاسخ خودکار‌ و پست‌های رسانه اجتماعی را فراهم می‌کند.

این اپلیکیشن قابلیت‌های متنوعی بر اساس نیازهای کسب‌و‌کارها ارائه می‌دهد تا فهرست مشتریان آنها را توسعه داده و با موفقیت به صندوق‌های ورودی ایمیل مشتریان دسترسی پیدا کند.

هنگام ایجاد یک پیام، کاربران می‌توانند از بین قالب‌های از پیش تعریف‌شده یکی را انتخاب کنند یا یک پیام منحصر‌به‌فرد را با استفاده از HTML بسازند.

آی‌کانتکت ابزارهایی را برای مدیریت یک فهرست ایمیل در حال رشد ارائه می‌دهد که شامل مدیریت اشتراک، آپلود مشترک‌ و فرم‌ساز ثبت‌نام از طریق کشیدن و رها کردن می‌شود.

سایر قابلیت‌ها عبارتند از یک سیستم بررسی که اطمینان حاصل می‌کند ایمیل‌ها را به صندوق‌های ورودی می‌رسند. این سیستم SpamcheckTM نام دارد. قابلیت گزارش پیام‌ها را در زمان واقعی پیگیری می‌کند و به کاربران امکان می‌دهد تا به سرعت نتایج بازاریابی را، از پیگیری تصویر گرفته تا رفتار افراد، مشاهده کنند.

قابلیت رسانه اجتماعی آن به کاربران امکان می‌دهد تا پیام‌ها را در فیس‌بوک، توییتر‌ و لینکداین برنامه‌ریزی کنند. کاربران می‌توانند دکمه‌های اشتراک رسانه‌ای را به ایمیل‌ها اضافه کنند و دسترسی خود را افزایش دهند.

به علاوه می‌توانند یک فرم ثبت‌نام روی صفحات فیس‌بوک خود قرار دهند تا هواداران خود را به مخاطبان ایمیل تبدیل کنند.

در کل می‌توان گفت قابلیت‌های مهم این ابزار به شرح زیر هستند:

  •   مدیریت کمپین ایمیل

  •   روزنامه ایمیل

  •   یکپارچه‌سازی با اپلیکیشن‌های شخص ثالث

  •   برنامه‌ریزی برای زمان تحویل

  •   نظرسنجی‌های آنلاین

  •   برنامه‌ریزی رسانه اجتماعی

  •   مدیریت فهرست

  •   ویراستار کشیدن و رها کردن

  •   اتوماسیون

  •   بخش‌بندی مخاطب

  •   تهیه گزارش درباره عملکرد

  •   دسترسی چندین کاربر

  •   مدیریت مشترک

  •   یکپارچه‌سازی با سیلزفورس

  •   مجموعه قالب از پیش طراحی‌شده

  •   دسته‌بندی بر اساس فیلد‌های سفارشی

  •   ایجاد فرم ثبت‌نام سفارشی

بیشتر بخوانید

  • تاریخ : ۲۶ام مهر ۱۳۹۷

دادراه به نشانی dadrah.ir توسط  فرشاد صادقیانی، سمیه صادقیانی‌فر و مرجان مرادی بنیانگذاری شده است.

فرشاد هم‌بنیانگذار دادراه متولد ۶۴ در شیراز است. لیسانس خود را در رشته مدیریت دولتی از دانشگاه علامه طباطبایی و مدرک ارشد مدیریت بازرگانی را از دانشگاه تربیت مدرس گرفته است. ‌در حال حاضر دانشجوی دکترای مدیریت بازاریابی در دانشگاه تربیت مدرس است. سمیه نیز متولد ۷۰ در شهر شیراز است. کارشناسی حقوق از دانشگاه شیراز دارد. مرجان هم متولد ۶۲ در شهر بابل و وکیل پایه یک دادگستری است.

البته این تیم به مرور تغییرات زیادی کرده است. مرجان ترجیح می‌دهد از ایران مهاجرت کند، اگرچه بخش عمده‌ای از پایه اولیه کار حاصل تجربه او بود. محصولی هم که در قالب دادراه در اختیار مشتریان قرار دارد، بیشتر حاصل کار مجید کریمی‌زاده دانش‌آموخته نرم‌افزار دانشگاه اصفهان است.

ایمان اعرابی نیز از دیگر اعضای تیم است که در ابتدا به عنوان سرمایه‌گذار به تیم می‌پیوندد ولی در حال حاضر عضوی از تیم به حساب می‌آید.

کاربران می‌توانند با ثبت‌نام در دادراه و در اختیار داشتن یک حساب کاربری، در‌خواست مشاوره رایگان و یا درخواست وکیل خود را در وب‌سایت ثبت کند.

شروع دادراه

ایده استارت‌آپ دادراه از مشکلات حقوقی که اعضای تیم با آن درگیر بودند، در ذهنشان شکل می‌گیرد. نیاز به وجود ساختار شفاف و آگاهی‌دهنده و چابک برای مردم، آنها را بر آن داشت که به دنبال راهی باشند که مردم بهتر بتوانند دادخواهی کنند و حتی قبل از دادخواهی، راهی برای آنها باز شود که با پیشگیری، نیازی به دادخواهی نداشته باشند.

دادراه چه‌کار می‌کند؟

به زبان ساده دادراه دو خدمت اصلی دارد؛ مشاوره به مردم توسط وکلا و حقوقدانان و امکان گرفتن وکیل متخصص برای مردم.

برای خیلی از افراد پیش آمده که مشکلی برایشان به‌وجود می‌آید و نمی‌دانند باید چه کاری انجام دهند. شکایت کنند یا نکنند؟ آیا با شکایت مشکل‌شان حل می‌شود یا نمی‌شود؟ آیا حق با آنهاست یا نه؟ کجا بروند شکایت کنند؟ چگونه شکایت کنند؟ چه مدارکی لازم دارند؟ آیا می‌شود بدون شکایت هم مشکلشان حل شود؟ و غیره.

دادراه با امکان مشاوره رایگان به مردم کمک می‌کند گام‌های اولیه که می‌توانند در راه رفع مشکلاتشان بردارند، روشن شود. اگر چنانچه مشکل می‌تواند با یک راهنمایی حل شود، به آنها مشورت ارائه می‌شود.

اگر نیاز به وکیل دارند، در دادراه وکیل متخصص مربوط به مشکل خاص آنها  معرفی می‌شود. در کنار این خدمات اصلی، خدمات دیگری مانند نوشتن قرارداد، مطالعه قرارداد، نوشتن دادخواست، نوشتن شکواییه، نوشتن اظهارنامه، نوشتن لایحه و انجام امور ثبتی نیز در دادراه ارائه می‌شود.

به زبان تخصصی‌تر دادراه یک پلتفرم دوطرفه حقوقی است با مزایا و چالش‌های خاص پلتفرم‌های دو یا چندطرفه. کاربران می‌توانند با ثبت‌نام در دادراه و در اختیار داشتن یک حساب کاربری، در‌خواست مشاوره رایگان و یا درخواست وکیل خود را در وب‌سایت ثبت کند.وکلا و حقوقدانان نیز می‌توانند با ایجاد حساب کاربری خود، به پرسش‌ها و درخواست‌های کاربران پاسخ دهند.

درآمدزایی دادراه

استارت‌آپ دادراه در سال ۹۴ با سرمایه اولیه ۳۰میلیون تومان در شتاب‌دهنده نوپایار کار خود را شروع کرده است. تاکنون علاوه بر سرمایه اولیه چندصد‌میلیون در کار هزینه شده است و به صورت روزانه بازدید خوبی از وب‌سایت صورت می‌گیرد.

تا‌کنون پرونده‌های متعددی به وکلا اختصاص داده شده است. شیوه درآمدزایی در دادراه نیز از طریق دریافت حق عضویت از وکلا تعریف شده است.

بیشتر بخوانید

  • تاریخ : ۲۶ام مهر ۱۳۹۷

کلاویو (Klaviyo) یک سیستم بازاریابی ایمیل مبتنی بر فضای ابری است که یک پلتفرم واحد و متمرکز را به شرکت‌های تجارت الکترونیکی ارائه می‌دهد تا تمام کمپین‌های بازاریابی ایمیل را بهینه‌سازی کنند.

کلاویو با ارائه امکاناتی مانند یکپارچه‌سازی‌ با یک کلیک، بخش‌بندی‌های قدرتمند، پیگیری وب‌سایت، تهیه گزارش، پاسخ‌دهنده‌های خودکار از پیش ساخته‌شده، طراحی ایمیل از طریق کشیدن و رها‌کردن، فیلد‌های فعالیت سفارشی و پروفایل‌های مشتری، قصد دارد یک راهکار بازاریابی ایمیل ساده و قدرتمند را در اختیار کاربران خود قرار دهد.

با فناوری پیگیری وب سفارشی کلاویو، کاربران می‌توانند مخاطبان را بخش‌بندی کنند و کمپین‌ها را به طور کارآمد و خودکار بر اساس داده‌های تراکنش و رفتاری مشتریان هدف قرار دهند.

کلاویو به کاربران امکان می‌دهد تا جریان ایمیل را برای رویدادها اتوماسیون‌سازی کنند از قبیل سبدهای خرید رها شده و پیگیری سفارشات.

همچنین این ابزار به کاربران امکان می‌دهد تا عملکرد کمپین‌های بازاریابی خود را از طریق تسهیل در تهیه گزارش و تحلیل معنادار بر اساس معیارهای کلیدی اندازه‌گیری کنند.

از مجموعه کلاویو، کاربران می‌توانند عملکرد گذشته و فعلی کمپین را مقایسه کرده، جریان‌های فعالیت در زمان واقعی را مشاهده کنند‌ و نمودارهای دیگر را اضافه، ویرایش یا حذف کنند.

معیارهای کلاویو به کاربران این انعطاف‌پذیری را می‌دهد تا روند سفارش‌ها را تحلیل کرده، تغییرات در رفتار مشتری را مشاهده کرده و رشد فهرست‌ها و بخش‌ها را پیگیری کنند.

کلاویو از یکپارچه‌سازی با چندین تجارت الکترونیکی، پردازش پرداخت و نرم‌افزار پوز مانند شاپیفای، مگنتو و وو‌کامرس پشتیبانی می‌کند تا داده‌های مشتری‌محور را جمع‌آوری کرده و از آنها استفاده کند.

به علاوه، این ابزار یک API باز دارد که به کاربران امکان می‌دهد یکپارچه‌سازی‌های تجارت الکترونیکی سفارشی را اضافه کنند.

تمام یکپارچه‌سازی‌های کلاویو به طور خودکار همگام‌سازی می‌شوند تا اطمینان حاصل شود که کاربران به آخرین و بهترین داده‌ها برای شخصی‌سازی ایمیل و هدفگیری ایمیل دسترسی دارند.

از جمله اصلی‌ترین قابلیت‌های کلاویو می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  •    قوانین رفتارمحور

  •    پاسخ خودکار

  •    پیگیری نوسانات

  •    پیگیری از طریق کلیک

  •    پایگاه داده مخاطب

  •    مجموعه تصویر

  •    مدیریت فهرست پست

  •    مدیریت روزنامه

  •    مدیریت قالب

  •    لغو اشتراک از پایگاه داده

  •    بازاریابی ایمیل

  •    فرم‌های وب

  •    پیگیری بازدیدکننده وب‌سایت

  •    یکپارچه‌سازی اپلیکیشن

  •    یکپارچه‌سازی با شخص ثالث

  •    مجموعه فعالیت

  •    ایجاد مجموعه

  •    یکپارچه‌سازی رسانه اجتماعی

  •    یکپارچه‌سازی تجارت الکترونیکی

  •    تهیه گزارش در زمان واقعی

  •    گزارش و آمار

  •    ویراستار ایمیل

  •    تبلیغات فیس‌بوک

  •    فیلدهای فعالیت سفارشی

  •    قالب‌های ایمیل

  •    تحلیل در زمان واقعی

  •    داده در زمان واقعی

  •    نظارت در زمان واقعی

  •    به‌روز‌رسانی در زمان واقعی

  •    بخش‌بندی بازار

بیشتر بخوانید

  • تاریخ : ۲۵ام مهر ۱۳۹۷

دریافت بازخورد از مشتریان و توجه به آنها و ساختن محصول/خدمات بر اساس خواست آنها برای پرهیز از شکست مهم است.

جاستین آنیانوو، کارآفرینی است که وب‌سایت Eventloot را ایجاد کرد. این وب‌سایت برای مدیریت حرفه‌ای برنامه‌های جشن‌ها طراحی شده بود.

او تعدادی برنامه‌نویس و طراح را برای اجرای این طرح استخدام کرد اما پس از چند ماه و انتشار آگهی در فیس‌بوک و ارسال ایمیل به افراد مختلف آنها تصمیم گرفتند که کار را تعطیل کنند. بی‌توجهی به بازخوردهای مشتریان به معنای تعطیلی و از دست دادن ۲۰هزار دلار سرمایه بود.

جاستین یک دانش‌آموخته ۳۴ ساله علوم رایانه و مهندسی برق است. او که در دانشگاه تجاربی در زمینه برنامه‌نویسی به دست آورده بود، تا زمان شروع به کار در طرح کسب‌و‌کار خودش روی یک برنامه جدی نرم‌افزاری کار نکرده بود. 

آنچه که او به عنوان Eventloot ایجاد کرد، یک بستر کاری برای افراد حرفه‌ای مدیریت جشن‌هاست که به صورت برخط خدماتی را عرضه می‌کند. طرح این خدمات از آنجا الهام گرفته شد که بیشتر طراحان برنامه‌های جشن‌ها از نرم‌افزاهایی چون Google Doc و صفحات گسترده استفاده می‌کنند و او تصمیم داشت که یک امکان برنامه‌ریزی به آنها عرضه کند که منجر به سادگی در انجام کارها شده و در یک بستر رایانش ابری کار کند.

او درباره این طرح می‌گوید: من شریک بنیانگذار و مدیر ارشد اجرایی در طرح بودم. به عنوان یک برنامه‌نویس به شریکم که طراحی معماری نرم‌افزار را انجام می‌داد، کمک کردم. اما نقش دیگر من یافتن مشتری، بازاریابی‌ و توسعه کسب‌‌‌وکار بود. مدل تجاری کار ما ساده بود. قرار بود که بابت استفاده از نرم‌افزار هزینه اشتراک ماهیانه دریافت کنیم و طراحان جشن‌ها برای استفاده از این نرم‌افزار به صورت ماهیانه هزینه پرداخت کنند.

جاستین می‌افزاید: من همیشه علاقه‌مند بودم که کسب‌و‌کار خودم را داشته باشم. یک‌بار نیز کسب‌و‌کاری در حوزه پویانمایی داشتم و طرح‌های گرافیکی و پوستر می‌فروختیم. اما به‌زودی متوجه شدم که آن کار قابلیت توسعه ندارد، محدوده سود جذابی وجود نداشت و نیاز به نگهداری و انبارداری اقلام موجب ناپایداری کار و میزان سود قابل انتظار می‌شد. من پس از ملاقات با افرادی که از کار در حوزه نرم‌افزار قادر به دریافت دستمزد لازم برای زندگی می‌شدند، به این حوزه علاقه‌مند شدم. به ویژه اینکه سود عملکرد آنها از آنچه که من انجام می‌دادم، بسیار بالاتر و هزینه‌هایشان قابل کنترل بود، جذابیتی ایجاد کرد که غیرقابل مقاومت بود. از طرفی وقتی که روی طرح نرم‌افزار خودم کار می‌کردم، این نکته را در نظر داشتم که اگر کار به شکل خوبی انجام شود، ما سامانه‌ای داریم که درآمد مستمر تولید می‌کند بدون اینکه نیازمند صرف وقت زیادی باشد. 

طرح این نرم‌افزار پس از مکالمه‌ای که با یکی از برنامه‌ریزان جشن‌ها و مراسم داشتم‌‌ و پس از اینکه از او پرسیدم کارهایش را چگونه مدیریت می‌کند، به ذهنم رسید و فکر کردم که این یک فرصت است. وقتی‌که طرح تمام شد، بابت طراحی آن بازخوردهای خوبی دریافت کردیم، اما بیشتر افراد معتقد بودند که ای‌کاش نرم‌افزار در قیاس با رقبا امروزی‌تر می‌بود. ما در جریان اجرا همواره نگران این بودیم که در بازاری پر از رقیب وارد می‌شویم و فروش خدماتمان به مشتریان دشوار خواهد بود. سراغ فیس‌بوک رفتیم و ۶۰۰ دلار برای آگهی هزینه کردیم و مقدار زیادی ایمیل برای افراد شاغل در این حوزه فرستادیم. 

مشکل اصلی که منجر به شکست طرح شد، اینکه ما با مشتریان بالقوه خود درباره اینکه به چه چیزی نیاز دارند، صحبت نکردیم و فرضیاتی درباره نیازهای آنان داشتیم. ما به نیازهای آنان توجهی نکردیم و برنامه را بر مبنای فرضیات خودمان از آنچه که آنها لازم دارند، بنا کردیم. وقتی که نرم‌افزار را اجرا و افتتاح کردیم، کسانی برای خدمات ثبت‌نام کردند، اما هرگز برای دریافت آن برنگشتند!

بیشتر بخوانید